رمان موریانهای بر تابوت خیال
- به قلم م.میشی (زینب میشی)
- ⏱️۵ ساعت و ۵ دقیقه
- زبان فارسی
- 75.6K 👁
- 201 ❤️
- 53 💬
خلاصه رمان عاشقانه موریانهای بر تابوت خیال
پسری روستایی دلباختهی دختری هنرمند از اقوام میشود. دختری که از قبل دل در گرو عشق سپرده است . در عصری که تکنولوژی بر مرکب قدرت سوار است، پسر با زیرکی، از سادگی مادر دختر استفاده کرده و جایی برای خود در قلبش باز میکند و با همدستی مادر، دختر را به عقد خود درمیآورد؛ اما همین که وارد زندگی مشترک شده، دختر راضی به تمکین نشده و تقاضای طلاق میدهد. دختر با این کار خشم همسر را برمیانگیزد و ناگهان همسر تغییر رویه داده و بازی جدیدی را شروع میکند . غافل از این که خانوادهاش در غیاب او، نقشههایی برای دختر چیده و ... در این بین دست حوادث روزگار از همه قدرتمندتر، به میدان آمده و همه را غافلگیر میکند . این رمان روایتی از واقعیتهاست که در پیرامون ما جولان میدهند. حوادثی پر فراز و نشیب که در زندگی هر یک از ما وجود دارند و گاهی سرنوشت ما را میسازند . ایدهی اصلی از داستانی واقعی الهام گرفته شده؛ ولی شخصیتها مطابق تخیل نویسنده شکل گرفتهاند.
قسمتی از متن رمان موریانهای بر تابوت خیال
سحر
0همه ی مصیبت های عالم سر قهرمان داستان اومد آخرشم که معلوم نشد عاقبتش چی شد خوبه که برای خواننده که وقت می ذاره پای نوشته شما ارزش قائل شید
۵ ماه پیشعالیه
3آقا من نظراتتون رو خوندم. از خوندن رمان منصرف شدم . متشکرم.
۱۰ ماه پیشعباسی
0خیلی غم انگیز بود خیلی ناراحت شدم
۱ سال پیشAAA
0لااقل آخر رمان یه حال خوش نصیب مینو میکردی (جناب نویسنده)آخرش بد بود
۱ سال پیشSetayesh
0بابا انقدر نگید آخرش چی شد😂خب مینو تا آخر عمرش به این زندگی خفت بارش ادامه داد دیگه و من اگه جاش بودم هیچوقت مادرم رو حلال نمیکردم و حتما هم همون موقع طلاق میگرفتم و دوباره گول نمیخوردم
۲ سال پیشطالی
0متاسفانه هنوز هم هستن کسایی که به خیال دانستن مصلحت چنین ظلم هایی میکنند.خدا بیامرزه همه رو.خیلی چیزها و به خاطر احترام نمیشه باهاشون جنگید
۲ سال پیشفهیمه
0ممنون از نویسنده فقط رمان سراسر تلخی بود
۳ سال پیشپریا
0رمان خوبی نبود چون آخرش معلوم نشد چه اتفاقی میفته ولی سازنده زحمت کشیده پس خیلی ممنون
۳ سال پیشسوگند
0توجه توجه نویسنده ی عزیز هنگام رسیدن به اخر رمان خوابش برد🤣🤣🤣🤣 خدایی این چه وضعشه،نفهمیدیم یدالله آزاد شد یا نه و همینطور مینو مرد یا زنده موند😐😐😐😐😐😐
۳ سال پیشبتوچه
1نویسنده شیشه میزنه؟؟ فک کنم تو فضا بوده موقع نوشتن ای رمانه
۴ سال پیشسحر
9من که با دیدن نظرات از خوندن رمان منصرف شدم
۳ سال پیشفرفری
1خوب بود کاش آخرش می نوشت چه اتفاقی برای یدی و مینو میوفته
۴ سال پیشنیکی
0اسم رمانتون رو خانم میشی گذاشتم روی چنلم امید وارم راضی باشد:)
۴ سال پیش
1حیفه این اسم واسه این رمان😐
۴ سال پیش
فرناز
0قلم خوبی داشت 👌