خلاصه رمان طنز مزون لباس عروس
این قصه با ایجاد فضایی شاد و لحنی تا بشه طنز گونه وقایعی رو میگه شاید تلخ شاید شیرین کاراگتر اصلی داستان دختری به اسم خاتون هست و ماجرا هم از زبان اون بیان میشه شغل این دختر خیاطیه که به تدریج به لباس عروس ربط پیدا میکنه و ..! یکی دیگه از شخصیت های اصلی داستان پسری به نام یاحاست که صاحب مزون لپاس عروسه و کم کم وارد داستان ما میشه .!
قسمتی از متن رمان مزون لباس عروس
....
1داستان میتونست بهتر و با توضیحات بیشتری نوشته بشه و ابراز علاقه بین خاتون و یاحا به شکل بهتری انجام بشه و بنظرم اگر آخر پدر خاتون برمیگشت و میگفت این مدت تو کمپ بوده خیلی بهتر میشد. و در آخر اصلا طنز نبود و میتونست به نحوی بهتر نوشته بشه. رمان بد نبود ولی پیشنهاد نمیکنم.
۱ ماه پیشناشناس
1خوب بود ، فقط خیلی سریع پیشرفت
۲ ماه پیشNazdar
1اولاش خوب بود ولی از یه جایی به بعد انگار حوصله نویسنده سر رفته و فقط میخاست داستانو تموم کنه 😐😂عاقا به زمان مخاطبتون ارزش بزارید ، یهو از شب به صبح میپری لااقل بنویس (فردا صبح) مغز ادم نسوزه ، یجوری بود فک کردم رمان دیگس وسطش😐😂🤌
۲ ماه پیشمهناز
0قشنگ بود 👏🏻
۲ ماه پیشیاسی
0تکلیف باباش معلوم نشدچرا درکل رمان خوبی بود
۳ ماه پیشNyx_q
1عالییی بود ولی چرا تکلیف پدر خاتون معلوم نشد؟؟؟
۴ ماه پیشسهیلا
2قشنگ بود آخرش تکلیف پدر خاتون معلوم نشد و سرهم بندی شده بوددرکل بد نبود
۵ ماه پیشلیلی
2یهویی خاتون و یاحا بهم ابراز علاقه کردند تکلیف باباش هم معلوم نشد.باید یاحا بعد برگشت دنبال خاتون همه جا رو میگشت ولی تو موسسه همو دیدند.
۵ ماه پیشاسا
0خیلی خیلی قشنگ بود خیلی زیبا تموم شد شخصیت های قشنگ تاثیر عشق روی رابطه واقعا خسته نباشید شما یکی از بهترین ها هستین
۶ ماه پیشSamira
0فکر کنم این ۲۲ومین باریه که میان میخونمش خیلی قشنگه
۶ ماه پیشraha
5اصلا سبک طنزی تو این رمان نبود، جمله بندی ها یجوری بود، لحن صحبت کردن خاتون خیلی دل نشین نبود، اصلا معلوم نبود چطور بهم اعتراف کردن و رابطه چطور پیش رفت، تکلیف باباش چیشد این وسط، در کل فقط برای بی حوصلگی خوبه بخونید رمان خوبی نبود
۶ ماه پیشزهرا
1من تازه میخام بخونمش
۶ ماه پیشنازنین
0من از این رمان خوشم اومد خوب بود ولی می تونست در آخر بابای خاتون پیدا شه و ابراز احساسات شون خیلی یهویی بود
۶ ماه پیشنرگس
5وای توروخدا چی بود این حیف وقتم حیف چشام ک پای این ب درد اومدن من نزدیک چهارصد تا رمان خوندم واین بدترینش بود
۶ ماه پیش
یه کسی
0از امیرخان و خود نویسنده ممنونم بابت رمان ولی خب یدفه وسطش میرف یه جای دیگه حداقل یه اینتر بزن بفهمیم مال چند وقت بعده داداشم. بعد چرا اینقد زود جمش کردین خب، بهترم میتونستی بنویسیا