خلاصه رمان اجتماعی من شیوا نیستم
داستان درباره یه دختر ساده خجالتی و البته شاد و سرزندس که تمام عمر 20 سالش آرزو داشته که یه خونواده پولدار داشته باشه و با یه اتفاق خیلی ساده روز تولدش تصادف میکنه و وقتی بیدار میشه میبینه جای یکی از بچه پولدارای کلاسشونه! اما بر اورده شدن این آرزو به قیمت دست کشیدن از گذشتش و خونوادشو عشقشو و حتی خودش میشه و پا به زندگی میذاره که هیچ پیش زمینهای ازش نداره اما بعدش….
قسمتی از متن رمان من شیوا نیستم
اهورا
0از خفن بودن این رمان هرچی بگم کم گفتم.هرکس علایق خاص خودشو داره و تا خودتون مطالعه کنید اجازه قضاوت ندارید به هر حال پیشنهادش میکنم
۱ ماه پیشناشناس
2واقعا حق این رمان این نبود اینطوری تموم بشه حداقل در پایان در مورد فرناز هم توضیح می دادی تا بدونیم بر سر بنده خدا چی اومد خاک بر سر موند روهوا بدون پدر مادر شیواو ارسلان هم که من مونده بود بهم برسن یهو ۷۲۰درجه تغییر یافتن و روزبه و مهتا 🤒🤕وااای بسه دیگه حیف شد زمانی که گذاشتن واسش
۲ ماه پیشآرزو
1یه چیزی فراتر از آبکی بود
۲ ماه پیشF1*
1غیر قابل پیش بینی
۲ ماه پیشنیهان
1داستان در کل جالب و قشنگ و هیجان انگیزه ولی آخرش به شدت آبکی و نمیدونم الکی روابط ریختن تو هم یعنی چی خب ؟ اگه نمی خواستی امیر و شیوا بهم برسن پس چرا این همه داستان برا اینا چرا الکی روزبه رو ریختی وسط نمیدونم یهو از اینی که هست شیوا رو تنهاتر کردی در کل پایان بندی فکر نشده و بدی داشت
۲ ماه پیشنیهان
2گفتم چه موضوع جالبی برام قشنگ شده بود که آخر رمان رسید البته کاش نمی رسید بخدا اعصابم خرد شد فقط میتونم بگم ذهن مریض نویسنده احتیاج به درمان داره
۲ ماه پیشآوا
0رمان خوب و سرگرم کننده ای بود نکته مثبتش هم اینه که خیلی طولانی نبود به شخصه از رمان های طولانی خیلی زود خسته میشم🫶
۲ ماه پیشمرض
0🤣🤣🤣تنها کاری که میتونستم کنم همینه که بخندم
۲ ماه پیش000
2چرا اینجوری تموم شد مگه اون فرناز نبود که رفته بود تو جسم شیوا بعدش اون فرناز چرا حسلا نبود چرا با فرناز تموم نشد چقدر بیتام تموم شد واقعا
۳ ماه پیشاره بیتام بود
2نویسنده ش اسکل بوده 🤣
۳ ماه پیشآروشا♡
0از قلم خوبت ممنون دست هم طلا ولی خدایی چرا اینجوری شد ب اولش و اینکه چرا فرناز شیوا شد کاری ندارم نباید امیر و شیوا بهم میرسیدن؟اصلا اگه قرار بود با روز به باشه چرا همه صحنه ها با امیر بود؟ حداقل یکم بین شیوا روز به میزاشتی اگه پایانش با امیر میشد خیلی بهتر بود خدایییییییی بارم ممنون ازت
۳ ماه پیشرها
1چرا داستان با فرناز شروع و با شیوا تموم شد فرناز داستان چرا یهو 180درجه تغیر کرد
۳ ماه پیشسوگند
0بد نبود ولی خیلی درهم بود
۳ ماه پیشسوگند
0رمان بسیار تا بسیار قشنگ بود مخصوصا اولش ولی دلم میخاست اخرش شیوا و امیر بهم میرسیدن خیلی باحال میشد ولی اخرش رو اینطوری کردی هم خیلی خوبه تکراری نیست ولی بازنم شیوا و امیر بیشتر بهم میومدن💔
۳ ماه پیشAMORAJIKO
0رمانی بود که ازش لذت بردم. اینکه پایانش دور از انتظار بود جالبش کرده ولی انگار نویسنده اول تصمیم داشته یه رمان تخیلی بنویسه ولی بعد نظرش عوض شده برا همین خیلیا نتونستن با پایانش ارتباط بگیرن.
۳ ماه پیش
میا
0تو عمرم مودی تر از کارکترای این رمان ندیده بودم