خلاصه رمان خداحافظ برای همیشه
آتیس در اوج جوانی عشقی پاک و مخفیانه را با پسر همسایه اش هیراد تجربه میکند که ناگاه هیراد بخاطر اوضاع بد خانواده اش و سخت گیری های پدرش بخاطر اختلاف سلایق به قصد ساختن آینده ای بهتر از خانه فرار میکند و تنها با اس ام اسی از آتیس میخواهد که دیگر منتظرش نباشد. چند ماه بعد شادیا,خواهر بزرگ هیراد,به دلیل نامعلومی خودش را به درخت حیاط خانه شان دار میزند و همین باعث کوچ همیشه خانواده میشود.چند سال بعد آریا,برادر بزرگ هیراد و شادیا,به قصد فروش خانه باز میگردد که با آتیس هم ملاقاتی میکند و طی ماجراهایی بهم علاقه مند میشوند و در اوج خوشبختی, آتیس پی به رازی در مورد آریا میبرد و متوجه میشود هیچ چیز آنطوری که او فکر میکرده نیست
قسمتی از متن رمان خداحافظ برای همیشه
تنها
0بنظرم آریا گناه داشت . حقش این نبود . من که همش بهش فک میکنم
۱ ماه پیشپرستو
0فقط می خوردند می خوردند و باز هم می خوردند عجب!!!! قاتل آزاد شاهد آزاد کل اصفهان فهمیدن بعد یارو عروسی می گیره ؟؟ باباش هم دعوته؟؟ مهمونا هم لال؟؟؟؟ چه قشنگ!!! خوندم کلش رو اما اصلأ راضی نیستم کاش وقت نمی گذاشتم ☹️
۳ ماه پیشسهیلا
0۴ قسمت خوندم اصلا جذبم نکرد. صحبت های خسته کننده و توصیف کارهای روزمره. سوژه ای رو دنبال نمیکنه
۳ ماه پیشمحبوبه برزگر
2درود و خسته نباشید. ایده خوب بود ولی هنوزجای کار داشت. روایت کم بود. فضاسازی و حس آمیزی زیاد نداشت. چهره پردازی نشده بود. دیالوگ ها خسته کننده بود. تا قسمت ۹فقط مهمونی خونه ی همدیگه بودن.
۳ ماه پیشمحبوبه برزگر
1درود و خسته نباشید. اندیشه ی داستان جالب بود ولی شوربختانه نوشتنش مشکل داشت. روایت خیلی کم و سردرگم کننده بود. فضاسازی و حس آمیزی نداشت. می شد اریا، هیراد رو نجات بده بعد فرار کنه و برای انتقام برگرده. یا با مردن هیراد، شادیافرار می کرد و کار برادرش رو انجام میداد و انتقام می گرفت.
۳ ماه پیشtayebe
0من چندقسمت بیشترنخوندم،صحبت کردن اتیس واریا رومخم بود،همش کل کل بیخودی.
۴ ماه پیشTanaz
1اولش خوب بود ولی پایان خوبی نداشت حق آریااین نبود
۴ ماه پیشحق ترسو اینه
1اخرش بد تموم شد کاش حداقل با سامیار برادر شوهر خواهرش ازدواج میکرد و خوشبخت میشد
۴ ماه پیشفریبا
1بد نبود کاش ادامه اش خوب تموم شه
۴ ماه پیشMani
1اصلا هیچ هیجانی توش نبود فقط از اول تا اخر مشغول اشپزی بودن و خوردن همین نظرم منفیه
۴ ماه پیشهستی
1خوب بود ولی هیراد گناه داشت دلم سوخت میتونست بازم ادامه داشته باشه اخرش خیلی بدجور تموم شد
۵ ماه پیشRazieh
0حق آریا این نبود ک آتیس ولش کنه. درسته بهش دروغ گفت ولی خودشم بیشتر ک ن ولی کمترم زخم نخورده بود از کشته شدن هیراد و شادیا. قصد آریا سواستفاده نبود فقط میخواست کاری کنه ک آتیس فراموش کنه و خب عاشقش شد. آریای مظلوم🥲🥲🥲
۵ ماه پیشاز خوندش لذت بردم
13این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Nilo
5نمی دونی نباید رمانو اسپویل کنی؟؟؟!!!!!!!!
۶ ماه پیشمیم
1اخهههههههه برا چییییی اسپویل میکنی؟؟
۵ ماه پیشسحر
0بد نبود پایان خوبی داشت
۵ ماه پیشونوس
0قشنگ بود ولی خیلی پیچ و تاب داشت.رمانهایی که آخرشون غمگینه دوست دارم....
۵ ماه پیشزهرا۷۷
0خوب بود ولی یه جاهاییش به دلم ننشست
۶ ماه پیش

مریم.
0جالب نبود اصلا.فقط اموزش اشپزی میداد.انتقام یکی رو از دیگری نمیگیرن.اریا فقط ترسو بود.اما دوست داشتنش واقعی بود.اون شش ساله عذاب کشید به خاطر یه ترس.حقش نبود اینکارو باهاش بکنه اتیس