خلاصه رمان جنحه
برملا شدن حقایقی از گذشته، زندگی خانواده ی احتشام را دچار تغییر می کند.گناه پشت گناه… اشتباه پشت اشتباه… مردی که می میرد و کودکی که متولد می شود…جنحه های بزرگ و کوچکی که زندگی سه خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد و عشق آرام و دور از انتظاری که در این میان شکل می گیرد…
قسمتی از متن رمان جنحه
مریم گلی
0خسته نباشید نویسنده عزیز زیبا و متفاوت بود من به شخصه دوست داشتم قلم فوق العاده قوی بود اما نکته قابل ذکر اینکه چطور میشه همزمان عاشق دو نفر بود؟که از قضا برادر هم بودن ؟حالا هر چند یکیشون فوت شده باشه؟و کنار اومده خانواده ها انقدر زود واقعا دور از انتظار بود
۶ ماه پیشلیلا
0شخصیت شایان رو خیلی دوست داشتم، خیلی ساده و یکرنگ بود، کاش برای این شخصیت یک رابطه عاشقانه قشنگ نویسنده بنویسه، در رابطش با ندا مسببش فقط سارا بود، در صورتی که اون رابطه هم سرانجامی برای شایان نداشت
۶ ماه پیشلیلی
0خیلی رابطشون تنش داشت، دو کلام درست نمیتونستن صحبت کنن، حتی من به عشقشونم شک کردم به نظرم یک هیجان میتونه باشه، آخه یک پسر22ساله که خیلی هم ساده و بی تجربه اس چی متوجه میشه از زندگی با یک زنی که تجربه های زنانگی و مادری رو داره، رمان خوبی بود ولی اگر چنین روابطی باشه واقعا ادامه دار نیست، سارا ندوس
۶ ماه پیشمینا
0وااای باورم نمیشه مامان شایان مثل کودنا رفتار میکرد، به سارا میگفت مظلوم🫤وارد رابطه با برادر شوهرت شدی مگه دختر هفده ساله بودی، زنی با تجربه، خدایی زن چهل سالش اینقدر سیاست نداره، واقعا شخصیت سارا حالم و خیلی بد کرد، مطمینم این رایطه دوام نخواهد داشت، شایان خیلی بکر و خام بود
۶ ماه پیشمریم
0این پسر بچگی میکرد و بی منظور رفتار میکرد مادرش و آبجی گرگش چی؟ مادرش برای ندا گرگ بود ولی متوجه آویزون بودن سارای گوشت تلخ نشد؟ من مخالف ازدواج برادر شوهر نیستم ولی سارا وقیحترین زنی که ازش خوندم، حتی فکرش حالم و بد میکنه، پس اون همه عشق چی؟ اینجا باید گفت هه
۶ ماه پیشگلی
0سارا چرا مثل زنان...رفتار میکرد حتی نه حیایی نه احترام به کیان، آه ندا دامنشون و گرفت، دنیا دار مکافاته، البته شایان وقتی 25سالش بشه و از تب و تاب بیفته تازه میفهمه تو اون سن بازی خورده از سارا فقط، هر چی هم پسر برادرش عزیز باشه از خودش و خواسته های به تاراج رفتش بالتر نیست که، مرد است دیگر...
۶ ماه پیشمونا
0رفتارهای سارا اصلا شایسته نبود، مرتب خودش و آویزون شایان میکرد، و اصلا شایان یک پسر بچه که تحت تاثیر احساسات، سارا ناز احساساتش و تحریک میکرد، ندا بیچاره اسمش بود خیلی بزرگتره ولی سارا استادی بود برای خودش
۶ ماه پیشلعیا
0سارا چرا اون همه زن مرتب همه کارو همه رفتاراش با شایان بود، خوب سیاستی داشت، ندا رو با یه شب مثلا خواب میبینم و تو کیانی از میدون به در کرد، داستانش دردناک بود کاری به درست و غلطش ندارم شایان بد کرد در حق ندا، قبلش ندا داشت میکند این گفت عقدت میکنم و دوست دارم، عجیب موجودیه انسان
۶ ماه پیشلیای
0خیلی قلبم برای نداها آتیش گرفت، کاش هیچ زنی وارد رابطه با پسری نشه واقعا دو سر باخته، شایان اشتباه و دوبار تکرار کرد از کجا معلوم ی روز باز از سارا خسته نشه چون تو شرایط مشابه با ندا بود هم بزرگتر هم بیوه، مطمینا روزی خسته میشه حتی با وجود برادرزادش سرکوفتهای سختی میزد،دنیای بی رحم
۶ ماه پیشلیلی
0من دو بخش از داستان و خوندم متوجه شدم که ساراناز و شایان قراره بخورن به هم این از هیجان داستان برام کم کرد و نظرات و خوندم خورد تو ذوقم، داستان باید یکهو پیش بیاد که جذاب بشه
۶ ماه پیشفاطمه
1سلام خسته نباشید عالی بود ولی ای کاش کیان نمیمردخیلیم غمگین بود دلم ریش شد برای کیان😢.درضمن معنی جنحه رو نفهمیدم واینکه آخر داستانو خیلی خلاصه تموم کردین
۱۲ ماه پیشپاییز
1ممنون از نویسنده عزیز عالی بود من دوست داشتم تخیلی نبود که هی دختروپسر لوس بازی در بیارن و الکی قربونت بشم فدات بشم را بندازن. اما خیلی ناراحت کیان شدم😢 و عاقبت ندا هم معلوم نشد 😐
۱ سال پیشآرام
0کی عاشق کی میشه
۱ سال پیشZ,
0خیلی خیلی عالی بود ممنون از نویسنده عزیز لطفاً از این رمانا بیشتر بنویسن خیلی قلم روانی داشتین خسته نباشین،
۲ سال پیش

رضوان
0سلام من بقیه رمان های این نویسنده یعنی کیمیا رو مطالعه کردم و بسیار لذت بردم اخرین رمانشون به نام جاذبه بود که ناقص موند و نتونستم پیداشون کنم ممنون میشم اگر کسی پیام منو خوند اگر خبر داره اطلاع بده .