دوست داشتی؟
رمان جنگل اسرار اثر محیا.م

رمان جنگل اسرار

  • به قلم محیا.م
  • ⏱️۳ ساعت و ۳۳ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 96.8K 👁
  • 552 ❤️
  • 596 💬

خلاصه رمان فانتزی جنگل اسرار

آگرین، گرگینه‌ای قوی و آلفا، سالها درانتظار جفتش زندگی کرده.... جفتی که برای حفاظت ازش مجبورشده به مدت ۲۰سال ازخودش جداش کنه و از دور شاهد رشد کردن و بزرگ شدنش باشه. امابعداز بیست سال یک اتفاق به ظاهرساده باعث رویارویی دوباره‌ی اونها میشه!!!! دیداری پر از شور عشق و خواستن.... و پر از ماجراجویی برای دو تا عاشق ابدی ما.

قسمتی از متن رمان جنگل اسرار

وحالاهم خوب میدونم که منشع این بوی حیرت انگیزکجاست...
یه بوی محشر ومخلوط از چندتارایحه ی خاص ..
مثل بویی که از یک جنگل بعدازبارون وبوی دریا به مشام میرسه...
اگه کسی ازم بپرسه که ازکجابوی جنگل بارون خورده ودریارومیدونم میگم نمیدونم فقط یه حسه..
...حسی که باعث میشه بااستشمام این بو تصویر دریاوجنگل توی ذهنم تداعی بشه...یه عطرخاص که مجبورت میکنه چشماتوببندی وچندتانفس عمیق بکشی ..
باهرتنفس سعی میکردم حجم بیشتری روازاین رایحه واردسینم کنم ومدت بیشتری اونوتوی ریه هام حبس کنم
-نشکسته...امابدجوری ضربه دیده
ازجادررفته بودکه وقتی بیهوش یودی جاش انداختم...
مدتی طول میکشه که بتونی باهاش راه بری...
یه تیکه از موهاموکه توی صورتم ریخته بود وپشت گوشم انداختم وجوابشودادم
-اوم ..ممنون...به خاطرهمه چیز..هم به خاطرنجات جونم و هم به خاطرپام
اروم سرشوتکون دادوگفت
-مسئله ای نیست ..
همین؟فقط مسئله ای نیست؟
هرچی نباشه یه چیزی به اسم ادب ونزاکت هم وجودداره
-من اهل اونجانیستم.توهم دیگه اطراف اون دهکده نیستی.
بیشتراز چیزی که فکرشو میکنی از دهکدت دورشدی دخترخانوم....
بهتره دیگه راه بیفتیم بایدقبل از ظهربه خونه برسیم دیشب مسافت زیادی رو طی کردیم ولی بازهم راه طولانی رو پیش رو داریم.
نمیفهمیدم منظورش چیه ...یعنی واقعااینقدراز دهکده دورشدم که واردیه منطقه ی دیگه شدم؟!...تمام دیروز وبه تاخت توی جنگل میرفتم وحتما کلی مسافت طی کردم
یعنی براش اینقدرعادیه که توی جنگل راه بیفته وجون مردموازدست گرگ نجات بده؟
-من تاحالاشماروتوی دهکده یااطراف اون ندیدم..!!!شماکی هستید؟!
-ازکدوم دهکده حرف میزنی؟
سعی کردم اینکه سوالموباسوال جواب داد رو نادیده بگیرم وباارامش جوابشوبدم اماواقعااین کارش خیلی ازاردهنده است...خوب اول من سوال پرسیدم یعنی متوجه نشده که اول باید سوالموجواب بده بعددنبال جواب های خودش باشه سعی کردم نفسمو بیشترحبس کنم تابیشتراون حس سرخوشی روکه عطرش بهم میده نگه دارم...
اروم خودموبالاکشیدم وبه دیواره ی سنگی غار تکیه دادم..وسعی کردم توجهی به دردپام نشون ندم چراکه یه پای زخمی درمقابل زنده موندنم چیزی نیست
به پام نگاه کردم که بادوتیکه چوب سرجاش ثابت شده بود وبا یه چیزی مثل گیاه پیچک یایک همچین چیزی بسته شده بود..نمیدونم چطوربدون نگاه کردن بهم متوجه شد که به پام نگاه میکنم که گفت:
-خوب معلومه دهکده ی گِموندِن...اینجابه غیراز این دهکده که دهکده ی دیگه ای وجود نداره...
متوجه شدم که اخمش به طرزکاملامحسوسی بیشترشد
امااصلا نمیدونستم چراونمیخواستمم بفهمم ...کم کم داشتم عصبانی میشدم این واقعاخیلی بی ادبانه است که وقتی داری بایک نفرصحبت میکنی نگاهش نکنی....
اینکه زندگیمونجات داده و بوی خیلی خوبی هم میده وباعث میشه که کل وجودم توی اتش خواستنش بسوزه هم باعث نمیشه که بخواداینطورگستاخانه رفتار کنه ..هرچی نباشه یه چیزی به اسم ادب و نزاکت هم وجودداره...واای خداماماریتارو بگو حتماتاحالاکلی نگرانم شده
به ناجیم نگاه کردم که پشتش بهم بودوداشت اتش کوچیکی که برپاکرده بودروخاموش میکرد...
بعدازخاموش کردن اتش به سمتم برگشت وتونستم برای اولین بارصورتشوکامل ببینم...
مات چهره ی خشک وجدیش شدم ...چهرش خشن ترازچیزی بود که از نیم رخش تونسته بودم ببینم
باقدی بیشتراز 190وهیکل وعضلاتی کاملاقابل تحسین انگارکل فضای غار رو احاطه کرده بود
واز اینچ به اینچ بدنش تستوسترون (هورمون جنسی مردانه)منعکس میکرد...
بادیدن این مردمن تازه تونستم فرق بین مردهای خوش قیافه ومردهای سکسی رو تشخیص بدم ...ومیتونم بااطمینان بگم که هرچنداین ادم چهره ی زیباوافسانه ای نداره امامطمئنن سکسی بود...
ومن نمیتونم منکرجاذبه ای که نسبت به اون توی بدنم ایجاد شده بشم ...ونوعی که بدنم نسبت به اون عکس العمل نشون میده کاملاجدیدوتازه است برام...احساس میکردم باچشم هاش تا عمق وجودمو میخونه ومیتونه درون منوببینه....
وهمینطورحس میکردم این چشم های نقره فام توانایی اینودارن که منو بدرن و نیست ونابودم کنن...ومیتونه زندگیموزیرو رو کنه وتمام علایق وسلیقه های منو تغیبربده ...
بانزدیک شدنش بهم باهرسختی وزحمتی که بود نگاهموازچشماش گرفتم وبه دستام که توی هم قفلشون کرده بودم دادم ...
چشماش انگارآهنربادارن که دل کندن ازشون اینقدر سخته...
امااین چیزی نبودکه نبودکه منومات ومبهوت کرد..بلکه این چشم هاش بودن که نگاهمواسیرخودشون کردن...چشم هایی که زیرکی وباهوش بودن ازشون میباره ..وبانگاهی موشکافانه وسخت ...خیلی سخت ...
ونوعی که اون گرسنه نگاهم میکرد باعث میشد از حسی ناشناخته به خودم بلرزم..اگه بخوام چشم هاونگاهشوتوی یک کلمه توصیف کنم اون کلمه.. وحشیه ....
باکاری که کردسریع نگاهموبه چهرش دوختم ...یک دستشوزیرزانوهام واون یکی دستشوپشت کمرم گذاشت وبایک حرکت توی اغوشش بلندم کرد
بااین کارش ناخوداگاه سریع دست هامودورگردنش حلقه کردم
نوعی که اون منودراغوش گرفته بودمیتونستم ضربان های محکم ومنظم قلبشو زیرگوشم بشنوم...ای کاش میتونستم بگم قلب منم مثل قلب اون اروم ومنظم میزد...امادرحقیقت اصلااینطورنبود..
احساس میکردم هرلحظه قلبم ازقفسه ی سینم به بیرون پرتاب میشه اینقدرکه تندمیزد...ضربانشوتاتوی گلوم احساس میکردم...
(نویسنده محیا.م)
هرچندکه وقتی که گفت باید راه بیفتیم فهمیدم که اون قراره منوحمل کنه...
چون من بااین وضعیت پام فکرنکنم حتی یک قدم هم بتونم بدون کمک بردارم..
ولی بازهم وقتی دراغوشش فرورفتم دلم لرزید....
گرمای آغوشش حس فوق العاده ای داشت...
بدنش خیلی گرم بود...خیلی گرم ترازدمای بدن من یاهرکس دیگه ای که میشناسم...
نمیدونستم این عادیه یانه ولی هرچی که بودبرای من خیلی خوشایندبود..بدنش خیلی گرم بود...خیلی گرم ترازدمای بدن من یاهرکس دیگه ای که میشناسم...نمیدونستم این عادیه یانه ولی هرچی که بودبرای من خیلی خوشایندبود..
-کجاداریم میریم؟!.
-خونه ی من ....پیاده تااینجا پنج شیش ساعت فاصله داره...
-امامن بایدبرگردم خونمون...مامان بزرگم مطمئنن تاحالاکلی نگرانم شده...
-نمیتونی ...همینجوریشم حسابی ازخونه دورشدی...دیشب هم که بیهوش بودی به همین شکل مسافت بیشتری روازخونه دورشدی...
فکراینکه دیشب هم وقتی که بیهوش بودم اینجوری توی اغوشش حمل شدم حسابی باعث داغ شدنم شد..
نمیدونم این چه قدرتیه که باعث میشه من الان به جای خجالت کشیدن ازاینکه توی اغوششم حس آرامش وامنیت بهم دست بده...
احساس میکنم اصلاخودمونمیشناسم ...


بیشتر بخوانید
نظرات رمان جنگل اسرار
  • زهرا

    0

    کسی اسم جلدد سه رو میدونه یا کسی دارتش

    ۵۴ دقیقه پیش
  • زهرا

    0

    سلام رمان خیلی قشنگی هستش من جلد اول و دوم رو خوندم مثل اینکه جلد سوم. هم داره ولی پیدا نکردم. کسی اسمش رو میدونه بهم بگه

    ۵۶ دقیقه پیش
  • ستاره قطبی

    0

    سلام این رمان خیلی دوست داشتم اما آخرش خیلی بد شود میشه جلد دوم اسمشو بگین خیلی دلم میخواد ببینم چی میشه

    ۳ روز پیش
  • Fatemeh

    17

    ایستگاه کردین ملتو.....😐😐😐😐😐

    ۱ سال پیش
  • باران

    22

    من جلد دوم گیر آوردم اگه خواستی *** بهم پیام بده تا برات بفرستم ***

    ۱ سال پیش
  • Zeinab

    0

    سلام جلد دوم رو میشه برام بفرستی

    ۱۲ ماه پیش
  • مائده

    0

    فصل دوم رمان رو میشه برام بفرستی؟

    ۱۲ ماه پیش
  • ...

    0

    میشه برای من بفرستین؟؟!

    ۱۲ ماه پیش
  • سهیلا

    0

    جلد دوم اسمش چیه میشه بگین نن ک چیزی نفهمیدم

    ۱۰ ماه پیش
  • نفس

    0

    سلام ممنون از رمان زیبا تون جلد دومش چطور بخونم

    ۱۰ ماه پیش
  • ???

    0

    سلام میگم میشه برا منم بفرستین

    ۱۰ ماه پیش
  • ارشا

    0

    سللم لطفا جلد دوم وبهم بگو از کجا گرفتی

    ۱۰ ماه پیش
  • سلام

    1

    پیداش کردی؟

    ۹ ماه پیش
  • شیما

    0

    میشه برای من بفرستین

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    8

    اسم جلد دوم زاده خون هستش گوگل سرچ کنی براتون pdfش رو میاره

    ۹ ماه پیش
  • شیما

    0

    سلام میشه برای منم بفرستین

    ۹ ماه پیش
  • Nihan

    0

    میشه لطفاً جلد دومشو برام بفرستید

    ۸ ماه پیش
  • پریسا

    0

    اره ممنون میشم اگه بفرستی

    ۸ ماه پیش
  • ....

    0

    اسمش چیه ؟

    ۸ ماه پیش
  • Tania

    0

    میشه برای منم بفرستی ممنونت میشم

    ۶ ماه پیش
  • میم مثل ماه

    0

    فرستاد؟ میشه بگی اگه بفرستت کجا میفرستنش؟

    ۶ ماه پیش
  • Ati

    1

    جلد دوم چرا نزاشی پس خیل بد تموم شد

    ۶ ماه پیش
  • هانی

    0

    میشه لطفا جلد دو رو برای منم بفرستی ؟

    ۶ ماه پیش
  • رویا

    0

    سلام میشه جلد دوم برای من بفرستی

    ۶ ماه پیش
  • زهرا

    0

    سلام میشه جلد دوم رو برام بفرستی واقعا ممنون میشم

    ۶ ماه پیش
  • سارا

    0

    سلام شما فصل دوم رو دارید؟

    ۶ ماه پیش
  • مریم

    0

    جلد دوم رو دارین؟

    ۵ ماه پیش
  • هانی

    0

    میشه لطفا جلد دوم رو برای من هم بفرستید ؟!

    ۵ ماه پیش
  • الهه

    0

    میشه جلد دوم برام بفرستی

    ۵ ماه پیش
  • رویا

    0

    سلام میشه لطفا جلد دوم رمان را برام بفرستی

    ۴ ماه پیش
  • حانیه

    0

    سلام عزیزم هنوز جلد دوم داری؟

    ۴ ماه پیش
  • جلد دوم

    0

    چجوری پیام بدم

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    سلام من جلد دومش رو می خوام

    ۴ ماه پیش
  • یسنا

    0

    برام میفرستیش؟

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    میشه لطفا برا من بفرستین دارم دیوونه میشم

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    میشه جلد دوم برا من بفرستی

    ۴ ماه پیش
  • Bahar

    0

    بی زحمت میتونی جلد دومش رو برام بفرستی

    ۴ ماه پیش
  • بهار

    0

    سلام بی زحمت جلد دوم اسرار من میفرستی برام

    ۴ ماه پیش
  • بهار

    0

    جلد دوم میفرستی لطفا

    ۴ ماه پیش
  • ندا

    0

    میشه برای من بفرستی

    ۴ ماه پیش
  • غزل

    0

    برام بفرستش لطفا

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    0

    سلام میشه لطفا جلد دوم رو برام بفرستی

    ۴ ماه پیش
  • امیر

    0

    ارزش خوندن داره یا نه

    ۲ هفته پیش
  • ناشناس

    0

    برای من میفرستی

    ۴ ماه پیش
  • ماهی

    0

    خوب بود فقط آخرش خیلی یهویی تموم شدمیشه جلد دوم روهم بفرستین برای ما

    ۴ ماه پیش
  • المیرا

    0

    سلام میشه جلد دوسشون به منم بدی ؟

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    سلام میشه جلددوم برامنم بفرستی

    ۳ ماه پیش
  • غزاله

    0

    خیلی خوبه ولی جلد دومش چی؟

    ۳ ماه پیش
  • غزاله

    0

    برای منم اگ میشه بفرست

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    سلام میشه جلد دوم جنگل اسرار رو برام بفرستین

    ۳ ماه پیش
  • Mohadeseh

    0

    اسم جلددوم واینکه جلددوم بگذارید

    ۳ ماه پیش
  • غزل

    0

    میشه بفرستی؟

    ۳ ماه پیش
  • ایلار

    0

    خب بفرستششش چطوری بهت پیام بدیمم

    ۳ ماه پیش
  • sahar

    0

    میشه برا منم بفرستی

    ۲ ماه پیش
  • سوگل

    0

    لطفاً میشه جلد دوم رو برام بفرستید و اسمشو بگید

    ۲ ماه پیش
  • سلام جلد دوم میشه بر

    0

    رمانه خوبی بود ولی کوتاه

    ۲ ماه پیش
  • آیلار

    0

    بفرستتتت لطفا

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    عزیزم جلد دوم و اگه داری برام میفرستی ؟؟ یا اینکه اسمش رو میگی

    ۲ ماه پیش
  • میشه لطفا برام بفرست

    0

    ...........

    ۱ ماه پیش
  • ۰۰۰

    0

    اسم جلد دوم چیه چجور باید پیداش کنم

    ۲ هفته پیش
  • ستاره قطبی

    0

    سلام میشه اسم جلد دوم این رمان به منم بگین

    ۳ روز پیش
  • ستاره قطبی

    0

    خیلی ممنون از این رمان زیبا و جذاب تون ولی کاش آخرش اینجوری تموم نمیشود

    ۳ روز پیش
  • لیلی

    0

    آخه آنقدر خنک واقعا که آخرش خیلی بد تموم کردید

    ۷ روز پیش
  • نگار

    1

    رمان خوبی بود ولی یا حداقل بگید جلد دوم چیه یا تو همین برنامه بزاریدش مردم آزاری هم نکنید دیگه ولی رمان خوبی بود مرسی 💙💙

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه

    0

    سلام رمان خیلی قشنگ خوبی هست ولی فصل دومش نیست،،،فصل دوم کجا باید پیدا کنم

    ۲ ماه پیش
  • دلارام

    0

    وای چرا اخرش اینجوری شد جلد دومم داره؟؟

    ۲ ماه پیش
  • Elhammir

    0

    سلام .جلد دوم اسمش زاده خون

    ۲ ماه پیش
  • هانی

    0

    چطور میتونم جلد دو و سه رو بخونم؟؟ تو برنامه که نیست هرچی میزنم رو گزینه رمان جدید چی داریم که چیزی نمیاد تو گوگل هم سرچ کردم اونجا هم چیزی نمیاد یه نفر راهنمایی کنه لطفا 🙏🏻🙏🏻

    ۳ ماه پیش
  • مدیسا

    0

    جلد دوم و سوم رو میشه برام بفرستین؟

    ۳ ماه پیش
  • ?..

    0

    جلد دوم رمان به نام زاده خون هست ولی در این برنامه موجود نیست و از طریق گوگل میتونید دانلودش کنید همچنین ممنون از رمان زیباتون 🩷🩷

    ۶ ماه پیش
  • میم مثل ماه

    1

    بجز گوگل کجا میتونم ببینم؟

    ۶ ماه پیش
  • الهه

    0

    میشه جلدای بعدی اگه دارید ارسال کنید

    ۵ ماه پیش
  • Moones

    0

    اسم جلد سوم می دونید؟

    ۴ ماه پیش
  • توکی

    0

    نه توچی جلد سوم کسی داره

    ۴ ماه پیش
  • نسیم

    0

    پیدا کردید جلد سه میشه برای من بفرستید؟

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    بچه ها این رمان .جنگل اسرار. اولین جلد از مجموعه رمان .زاده خون. هست و جلد دوم این مجموعه هم به اسم .پیوند ابدی. منتشر شده. جلد دومش خیلی قشنگ تر از جلد اوله و خط داستانی خوبی رو دنبال میکنه. با اینکه یه بخشایی رو حس کردم از سریال توایلایت ایده گرفته اما بازم به نظرم قوی بود و خوندنش پیشنهاد میشه.

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    بچه ها این رمان "جنگل اسرار" اولین جلد از مجموعه رمان "زاده خون" هست و جلد دوم این مجموعه هم به اسم "پیوند ابدی" منتشر شده. جلد دومش خیلی قشنگ تر از جلد اوله و خط داستانی خوبی رو دنبال میکنه. با اینکه یه بخشایی رو حس کردم از سریال توایلایت ایده گ

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!