خلاصه رمان :
قصه راجع به دختر به نام زلال هست که فرزند طلاقه و مزه ی بی مهری رو کاملا چشیده . پیش مادربزرگش و عموی جوونش بزرگ میشه . عموش یک موزیسین بوده و زلال پیش اون به آموزش موسیقی می پردازه ...تا اینک بعد از فوت مادربزرگش مجبور میشه با پدرش زندگی کنه ... مشکلات زیادی رو این بین دچار میشه ... بعد از سه سال بعد از زندگی با پدرش عموش از خارج بر می گرده و زلال رو پیش خودش می بره و از اینجاست که داستان زندگی زلال شروع می شه ...
قسمتی از متن رمان هنراول
زهرا
0رمان زیبایی بود
۲ ماه پیشآراگل
1نویسنده قلم قوی داشت دمش گرم واقعا🙂
۲ ماه پیشعباسی
0سلام رمان خوبی بود منم لذت بردم ولی کاش،آخرش،رو اینقدر خلاصه نمیکرد ،موفق باشید
۵ ماه پیشعسل
0جالب نبود خوشم نیومد
۵ ماه پیش...
1میترسیدم عموعه واقعا عموش نباشه که خوشبختانه اینطور نبود
۷ ماه پیشسانی
0وااای منم😂😂
۵ ماه پیشامیرعلی
0خوب بود پایدار باشید
۶ ماه پیشزیبا
0خیلی خوشم اومد داستانش متفاوت و دلنشین بود دستت دردنکنه نویسنده جان
۸ ماه پیشSepid
1خیلییی ضعیف بود خیلی بی مقدمه میرفت سراغ اتفاقا ی ذره داستان پردازی ی ذره هیجان اخهههه🙄
۸ ماه پیشخوشمل
1داستانش واقعا خیلی قشنگ بود و من لذت بردم ...اما نمیدونم چرا من از شهاب کینه گرفتم معتقدم نباید زلال برمیگشت😂
۱۱ ماه پیشAna
3رمان قشنگی بود ولی به نظرم حالا که انقدر رمان رو کش دادی و طولانی و با جزعیات نوشتی پایانش هم با جزعیات می نوشتی . مثلا از عروسی و بهم رسیدنشون و آشنایی با خانواده ی شهاب و....
۱۱ ماه پیشآرام موحد
2رمان بسیارزیبا بود .هم موضوعش جالب بود وهم اینکه نویسنده اش قلم توانایی داشت ومخاطب رو به راحتی جذب می کرد.بایدبه نویسنده اش تبریک گفت .خداقوت.با آرزوی موفقیت های بیشتر.من که واقعا لذت بردم.همه ی شخصیت های داستان خوب وبجا انتخاب شده بودند.
۱ سال پیشMahak
0رمان جذابی بود داستان متفاوتی داشت
۱ سال پیشآهو
0من این رمان و قبلا خوندم. دقیق یادم نیست چه ایراداتی داشت یا نداشت.اما یادمه دوست داشتم.پیشنهاد میکنم بخونید.میارزه
۱ سال پیشنسیم
0رمان قشنگ و آرومی بود خوشم اومد ازش
۱ سال پیش

پروانه آبی
0یه چیزی که خواست بخونه منصرف میشه خیلی مسخره تمام