دوست داشتی؟
رمان روشنایی مثل آیدین اثر شازده کوچولو

رمان روشنایی مثل آیدین

  • زبان فارسی
  • 80.4K 👁
  • 152 ❤️
  • 168 💬

خلاصه رمان عاشقانه روشنایی مثل آیدین

دنیا از نوجوانی عاشق پسر خاله اش میشه. به خاطر اینکه نزدیک اون باشه همون رشته و همون شهری رو انتخاب میکنه که میثاق هست اما میثاق عاشق فریبا میشه و دنیا با سبحان دوست میثاق نامزد میکنه. اما دو هفته بعد سبحان نامزدی رو بهم میزنه و با عشق میثاق ازدواج میکنه . درست در شب ازدواج فریبا و سبحان،میثاق به دنیا تجاوز میکنه و دنیا باردار میشه و ... پایان خوش

قسمتی از متن رمان روشنایی مثل آیدین

همان چشم هایی که یک عمر نمی دیدم.
طرف در درویدم.
دستگیره را کشیدم.
نا امید تر شدم.
به سمتش حمله کردم.
مشت به سینه اش کوبیدم.
- اون کلید لامصبو بده من روانی.
خندید.
پیراهنش را گوشه اتاق پرت کرد.
عقب رفتم.
کنج دیوار در خودم جمع شدم.
پیشانی به زانویم چسباندم.
تنم می لرزید.
اشک هایم بیرون زده بود.
- ترو جون خاله بذار برم....اصن تو رو جون فریبا.
چشم هایش را به آنی خون برداشت.
بازوهایم را کشید و صورتش را برابر صورتم گرفت.
- جه زری زدی؟...جون کیو قسم خوردی؟...جون عشق منو؟....جون همه چیز منو؟....آره؟
اشک هایم می ریخت.
ترسیده بودم.
از این مرد زخم خورده همه چیز بر می آمد.
- ترو خدا بذار برم.
دل خودم هم برای خودم سوخت.
باز آن پوزخند دیوانه وار را به خورد چشم هایم داد.
لبش را به گوشم چسباند.
- امشب سبحانو به عزای عشقش میشونم....همونجور که امشب منو به عزا میشونه.
مشت به شانه هایش کوبیدم.
چنگ به گردنش انداختم.
و او خندید.
خندید واشک هایش بیرون زد.
خودم را از حصار دست هایش کندم.
به در و دیوار کوبیدم.
و او خندید.
خندید و اشک هایش بیرون زد.
میان پنجه هایش که گیر افتادم شال از سرم کشید.
شال به گوشوراه ام گرفت و گوشم خراشید.
به صورتش چنگ انداختم.
بازویش را دندان گرفتم.
ضجه زدم.
ناله کردم.
قسم دادم.
و صدای یک ماشین امید به چشم هایم بخشید و دست های او دهانی را که می رفت فریاد بزند را پوشاند.
به دیوار چسبانده بودم.
دستانم را با یک دست مهار کرده بود.
دهانم را با دست دیگرش پوشانده بود.
تقه هایی به در خورد.
- اونجایی؟...چرا چپیدی اینجا؟...تموم شده به درک...باز زیاده روی کردی؟...خوابی؟...حداقل جواب بده...کجایی لامصب؟...من اومدم پیت...بعد نگی همایون بی معرفته.
خودم را کشتم تا از میان لب هایم لفظ همایون را بگویم.
صدای قدم هایش را روی برگ هایی که شهریور ریخته بودنشان شنیدم.
اشکم چکید.
امیدم تمام شد.
نگاه روبرویم کدر شد.
لب به شقیقه ام چسباند.
نفسم رفت.
- جزای رفیق کشی رفیق کشیه دختر...سخت ترش نکن.
لب که به لب هایم فشرد جواز دفنم را انگار صادر کردند.
تن کنار می کشیدم.
تقلا می کردم.
قسمش می دادم.


بیشتر بخوانید
نظرات رمان روشنایی مثل آیدین
  • نور

    0

    خوب بود لذت بردم

    ۲ ماه پیش
  • R&$

    0

    خوب بود فقط زیادی کشش داده بود

    ۲۰ ساعت پیش
  • فاطمه۱

    1

    سلام خیلی رمان قشنگی بود ممنون از نویسندش

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    3

    میشه رمان های اجباری با عاشقانه معرفی کنین ممنون میشم مرسی

    ۴ سال پیش
  • گلاره همتی

    3

    عاشقانه : ملودی زندگی من ، در حسرت آغوش تو ، قرعه بنام سه نفر ، و خیلی چیزای دیگه خود برنامه هم ژانر ها رو بسته بندی کرده و صوری هم میتونی عشق صوری رو بخونی که البته این رمان +۱۸ هست که بعضی هاشون تو این ب نامه نیستن راستی اگه کسی رمان +۱۸ خواست من بهش معرفی میکنم

    ۱ سال پیش
  • سلام

    3

    ممکنه که چندتا ۱۸+ و عاشقانه و قشنگ معرفی کنی ممنون🙏

    ۱ سال پیش
  • پرتو

    1

    سلام عزیزم لطفا معرفی کن دارک رومنس و مثبت 18

    ۵ ماه پیش
  • الیس

    1

    عشق صوری رو رایگان از کجا بخونم؟

    ۳ ماه پیش
  • رقی

    0

    خواهش معرفی کن

    ۳ ماه پیش
  • نرگس

    0

    بد نبود میتونس بهتر باشه الکی کشش داد

    ۳ ماه پیش
  • یه غریبه:)

    1

    خوب بود دوست داشتم ممنون از نویسنده

    ۴ ماه پیش
  • عباسی

    0

    سلام وخسته نباشید خدمت شما عزیزان ونویسنده محترم،قلمی خوب دارید امیدوارم با مطالعه بیشتر قوی تر بنویسید ،با آرزوی موفقیت برای شما🙏

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    عالی با قلمی پخته و کامل لذت بردم

    ۴ ماه پیش
  • ۰۰۰

    2

    مثبت ۱۸ میخاید خون بس و بخونید دو تا فصله

    ۴ ماه پیش
  • پانی

    8

    توی مساعل ژنتیکی اگر کمی تحقیق میشد بهتر بود زمانی بچه هموفیلی میگیره که همه پدر و هم مادر ناقل این بیماری باشن اینو کسایی ک زیست خوندن میفهمن😂

    ۳ سال پیش
  • هانیتا

    5

    یه نکته کوچولو پدر یا کامل هموفیلیه یا نیست چون این بیماری توی X و مرد فقط یه X داره پس زن میتونه ناقل باشه اما مرد نه

    ۳ سال پیش
  • نهال

    3

    شما که گفتی رمان مشکل داره باید بگم که کروموزوم x دارای ژن هموفیلیه وقتی بچه پسر باشه کروموزوم y رو از پدرش میگیره و x رو از مادر پس اگه مادر ناقل باشه و اون روبع بچه پسر بدع پسر مبتلا میشه

    ۲ سال پیش
  • مهدیه

    1

    اگه بچه دختر بود پدر باید مبتلا میبود ولی چون بچه پسره پس مادر ژن بیماری رو منتقل کردا و پدر فقط کروموزوم Yرو داده

    ۵ ماه پیش
  • ارمغان

    1

    خیلی زیبا بود و قلم گیرایی داشت،واقعا خسته نباشید میگم به نویسنده از اول تا آخر داستان داشتم باهیجان میخوندم😍🙏🌹

    ۵ ماه پیش
  • سیما

    8

    رمانشو اصلا دوست ندارم اولش بد نبود ولی دختره چقدشل کن سفت کن داشت ی وقت از میثاق متنفربود کوبنده ج میداد ی بار زود شل میکرد فازش چییود نویسنده محترم لطفا ی کم دقت کن توی نوشتنت چقد شاخه ب شاخه میپری ادم نمیفهمه کی کجاچیشد اصلا نوع نوشتتو خوشم نمیاد ادم پشیمون میشه من وسط رمان زده شدم از رمان

    ۱ سال پیش
  • سلام

    0

    ممکنه که چندتا رمان خیلی خوب معرفی کند

    ۱ سال پیش
  • مریم

    4

    برای منی که سالهاست عاشق رمان خوندن هستم باید بگم عااالی بود وبسیار لذت بردم ممنون از قلم زیباتون💫💞

    ۲ سال پیش
  • فهیمه

    3

    اول رمان قشنگ تر بود

    ۲ سال پیش
  • علی

    1

    خوب بود

    ۲ سال پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!