رمان گریز از تو
- به قلم « دختر شب» Aysu molazhi
- ⏱️کمتر از 5 دقیقه
- 11.4K 👁
- 201 ❤️
- 56 💬
میدانی که سوخته ام؟ آن را هم میدانی که با بی گناهی سوخته ام؟ من از آتش عشقت جان دادم و سوختم، از عشق تویی که روزی قسم خورده بودی نابودم کنی. ولی حالا چه شد؟ چرا من باید تاوان اشتباه خانواده ام را پس میدادم؟ چه بد است که در لحظه ی خوشحالیت یکباره بسوزی و در دره ای عمیق جان بدهی و برای عشقی بسازی و بسوزی که برای نابودیت کمر بسته است. “آری” من دخترک ترسو و بی پناهی بودم که از ترس تمام مردها به تو پناه برد به تویی که با بی رحمی او را پس زدی و حالا یادت باشد که گفتم ‘من برگشته ام تا انتقام بگیرم’ و من(: «حریــرم، همان کبوتر وحشی تو»
فیونا
2به عنوان قلم اول خیلی خوب بود. داستان قشنگی به نظر می رسه. چرا تایید نشده؟
۱ سال پیشرها
0عالیی♥️♥️
۲ سال پیشال
0چرا مورد تایید قرار نگرفت خیلی قشنگ به نظر میاد که
۱ سال پیشعسل
0لطفا ادامه بده نویسنده رمانت عالیه
۲ سال پیش...
0رمان قشنگیه و تکراری نیست ادامه بدید لطفا
۲ سال پیشسرمه
1لطفا این رمان رو ادامه بدید به نظر جذاب میاد
۲ سال پیشسارینا
0عالی بود
۲ سال پیشنری
0عالیییی بووود❤️❤️
۲ سال پیشناشناس
0عالی بود
۲ سال پیش.
0عالیه
۲ سال پیشمحیا
0قشنگه
۲ سال پیشسمیرا
2رمان جالبی به نظر میاد لطفا ادامه اش رو هم بذارید
۲ سال پیشماهلی
2عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی 😍🤩🥰😍😍😍 عاشقش شدم
۲ سال پیشفائزه سادات
2دوسش دارم خوبه
۲ سال پیشمرضیه
3خیلی باحاله امیدوارم باقیش رو هم بزارید باتشکر و سپاس از شما
۲ سال پیش
Ssss
0به عنوان اولین قلم خیلی خوب بود