خلاصه رمان عشق مساوی دردسر
دختری که به طور ناخواسته، با پسری توی فرودگاه که برخورد بدی باهاش داشته آشنا میشه و از قضا میفهمه پسر عمشه ! کم کم عاشق هم میشن.ولی بعد از عروسیشون توی ماه عسلی که قرار بود بهترین مسافرت عمرشون باشه اتفاقی میفته که همه چی بهم میریزه.
قسمتی از متن رمان عشق مساوی دردسر
.....
0رمان خیلی قشنگیه ولی برا من متاسفانه کاملش در نیومده تا اخر سر که سامیار به شمیم ابراز عشق کرد و رز اومد چرت و پرت گفت ادامشو دیگه پیدا نمیکنم جلد دوم هم نداره
۲ ماه پیشزهرا
1خیلییی قشنگ بود دوست داشتم جلد دومش بیاد آخرش چرا پرینا رو ویلچر نشت مگه چش شد خب ولی قشنگ بود دست نویسنده درد. نکنه اگر تونستی جلد دومش رو بزار
۳ ماه پیشسارینا
0خوب بود دست نویسنده درد نکنه🥰🥰
۳ ماه پیشملینا
0رمان خیلی قشنگی بود ممنون از نویسنده ی محترم
۳ ماه پیشRihana
2قشنگ بود ولی یه سری ایرادات جزی داشت در کل خوب بود فقط میشا و نفس چیشدن بالاخره و اینکه پرنیا چرا آخرش یهو ویلچری شد😐
۴ ماه پیشجوانا
2خیلییی مقدمه داشت خوشم نیومدم خیلی دیر با سامیار آشنا شد
۴ ماه پیشنرگس
1واقعا دختره خیلی پررو و فضول بود! به تو چه که دو نفر توی اتاق داشتن چیکار میکردن اه
۴ ماه پیشخیلی زیباست رمانتون
5بسیار زیبا قشنگ و شادی آوره
۵ ماه پیشVanil
1سلام کسی رمانی مثل طالع دریا و یا شهربازی خونده معرفی کنه؟
۷ ماه پیشپریماه
0طالع دریا رو خوندم ولی قبلنا الان دیگه پی دی افش نیست داره چاپ میشه ولی اگ پیدا کردی بخون رمان باحالیه
۵ ماه پیشVanil
1اره خوندم رمانای خانم مرجان فریدی عالیه، رمان دیگه ای خوندید خوب باشه؟ با پایان خوش؟اگه میشه بگید
۵ ماه پیشپریماه
3سلام بنظر من بهترین رمان بود خیلی بود ارزش خوندن رو داشت خیلی خوب توضیح میداد بنظر من بخونید محشر بود یه جاهاش خیلی سوراپرایز میشدم
۵ ماه پیشدیبا
61 روند داستان خیلی سریع پیش میرفت توی چند روزِ مسافرت سامیار عاشق شد و یهویی شمیم هم عاشقش شد درحالی که تا دو روز پیش چشم دیدنشو نداشت. گفتن سامیار ۱۸ سال بود خارج بود اگه فرض کنیم ۳۰ سالش بود ینی از ۱۲ سالگی تنها تو کشور غریب بود؟ بقیه نکاتو تو یه کامنت دیگه میگم-
۶ ماه پیشدیبا
4۲ همه خیلی راحت میرفتن فرانسه درحالی که فرانسه رفتن ویزا میخواد. دانشجو بود ولی کلا این نکته رو نویسنده فراموش کرده بود. نویسنده بعضی از جاهارو چند بار توضیح میداد مثلا قضیه ی پرنیا و سامیار و از بعضی جاها خیلی سرسری رد میشد که آدم نمیفهمید چیشد اصلا اشتباه تایپی زیاد داشت -
۶ ماه پیشدیبا
3۳ بعضی جاها اسم سارگل رو اشتباه مینوشت. الکی داستانو طولش میداد و خیلی به اون قسمت نمی پرداخت مثلا اینطوری که(بیدار شدم-فلان کارو کردم-خوابیدم)اگه اونجارو نمینوشت که بهتر بود . دلیل سامیار و پرنیا هم اصلا خوب نبود(تا وقتی که تو جمع بودن متوجه بود اون پرنیاس تا رفتن تو اتاق باور کرد که اون شمیمه)
۶ ماه پیشدیبا
2درکل خیلی ایراد داشت که احتمالا چندتاشو فراموش کردم ولی کل هدف نویسنده این بود که زودتر داستانو به جایی برسونه که خودش دوست داره به همین دلیل به جاهای دیگه ی داستان خیلی پرداخته نمیشد و خسته کننده میشد.
۶ ماه پیشasma
0رمان قشنگی بود👍
۷ ماه پیشپریا
0رمان خیلی قشنگی بود چون اخرش قشنگ تموم شد.
۷ ماه پیشROKSANA
1سلام بابت این حرفم معذرت میخوام اما واقعا خیلی چرت بود آخرش الکی تموم شد🥺💋
۷ ماه پیش

نفس
0نمیاره برام