دوست داشتی؟
رمان عشق مخفی اثر مریم نصرتی و فرشته سادات موسوی

رمان عشق مخفی

  • زبان فارسی
  • 84.3K 👁
  • 260 ❤️
  • 281 💬

خلاصه رمان عاشقانه عشق مخفی

دختری از جنس پاکی ولی گستاخ ، پسری سخت ولی مرد، که تو یه داستان پیچیده و پلیسی گیر هم میفتن …. پسری به اسم ایلیا که برای ماموریتش مجبوره که راننده یه خلافکار باشه ….خلافکاری که دختری به اسم ادرینا داره و…

قسمتی از متن رمان عشق مخفی

پرهام :اون و كه بلللله ميدونم شب خونه كاميار دعوتيم پايه اي؟
-چهار پايه ام ساعت چند؟
پرهام:ساعت 8 ايليا مي...
داشت ادامه حرفش و ميگفت كه يهو صداي گوش خراشي اومد صداي دروگه دختري و شنيدم گفت هوووووش
پرهام :هوش تو كلات خانم چته افسار دريدي گوشيم افتاد !
خانمه:اوووف حالا انگار چي شده ايشششش
بعد صداي پرهام تو گوشيم پيچيد كه گفت:
پرهام :الوايليا
با صداي خندوني گفتم؟
-الو دادا چي شد ؟
پرهام :هيچي يه جيگر تنه زد بهم گوشيم افتاد زود رفت نتونستم مخشو بزنم ها اه
-خودتو ناراحت نكن دفعه بعدي ايشالا!..
مثلا با صداي عاجزانه اي گفت:
پرهام:ايشالا !!!
-تو ادم نميشي شب ميبينمت عزت زياد..!!
پرهام:شرت كم...!
گوشيو قطع كردم و با خنده استارت زدم راه افتادم سمت خونه....
ادرینا
بعد قطع تلفن باز خودمو انداختم رو تخت
داشتم به امروز و به اون پسره فکر میکردم که صدای در ریشه افکارمو پاره کرد پاشدم رو تخت نشستم
ستاره مثل همیشه با جیغ جیغ هاش وارد اتاقم شد ای بر خروس معرکه لعنت هی
ستاره: سلوووم عجقم خوفی
ادرینا: ای مرض عین ادم بحرف بخدا تو ادمی انسانی داری نفس میکشی ادم شو یکم ستاره بخدا فردا میترشی دبه میخرم براتا
ستاره : اووووو واسا واسا باهم بریم چه خبرته گاز دادی
خب بابا توام باز شد ننه بزرگ
ادرینا: تو ادم نمیشی
ادرینا: خب چکار میکنی ؟
ستاره: سلامتی رهبر تو چکار میکنی ؟
ادرینا: هی میگذرونیم
امروز انقد حوصلم سر رفته بود که نگو ساعت 12 با ستاره از راه رسیده بودیم دیگه مرده بودم از اتاق بیرون نرفتم تا ساعت 7 که الانه
دلم میخواست برم خرید
به ستا گفتم:
ستا اجی جونم
حوصلم پوکیده میای بریم بیرون خرید
ستاره: په چی میام اماده شو
ادرینا: توام ک منتطر بودی همچین حرفی از دهنم خارج شه تا بری خرید دیگه نه؟
ستاره: ایشه بلند میشی یا جرثقیل بیارم؟
ادرینا: خو پاشدم
بلند شدم رفتم سمت ایینه خودمو نگاه کردم
خدایی قیافم اوکی بود
مامان خدا بیامرزم میگفت دخترم مثل ماه می درخشه با فکرش دلم براش تنگ شد .
هی خدا چرا انقدر زود رفت
باز خودمو تو ایینه دیدم: یه دخنر مو مشکی بلند با چشای ابی ابرو های قهوه ایی بلند
پوستی سبزه لبایی قلوع ایی .و دماغی مملی
ستاره با انداختم زمین با صورت افتادم دماغم شکست عمل کردم.
تقصیر این عجوبه است وگرنه مملی نمیشدم
غرق قیافم بودم که چیزی محکم خورد تو ملاجم
برگشتم دیدم ستاره است :
ای بمیری سرم
ستاره: کری یا پنبه گوشته سه ساعت دهنم کف کرد و زیر پام امازون سبز شد خانوم خودپرست سه ساعت خودشو تو ایینه دید میزنه
بابا خوشگلی این تن بمیرع خوشگلی اماده شو شب شد اه.
ادرینا: باشه سریع اماده میشم
رفتم سمت کمدم ی مانتو سورمه ای تازانو جلو باز برداشتم استیناش سه رب بود پوشیدم یه سلوار لی تنگ مشکی پوشیدم زیر مانتو هم یه زیر سارا فونی مشکی
شال سورمه ایی هم سرم کردم
موهای صافمو هم گیس کردم با کش بعد شالو پوشیدم مو جلو اینه ایستادم
میخواستم
از بی روحی صورتم دربیاد یه برغ لب زدم و یه ریمل و کیف سورمه ایی هم برداشتم گوشیو کارت و انداختم توشو د بدو ک رفتیم
از پله ها اومدیم پایین دیدم یاسی خانوم داره گرگیری میکنه تعجب کردم پس الناز کو
رفتم سلام دادم یاسی خانوم اشپزمون بود زن اینده مشی جوون


بیشتر بخوانید
نظرات رمان عشق مخفی
  • آتنا

    0

    واای خیلی عالی بود اگه شک دارید که بخونید یا نه حتما بخونیدش واقعا عالیه من بعضی از جاهاش خندیدم و بعضی از جاهاش هم گریه کردم . دست نویسنده هم درد نکنه امیدوارم رمان های بهتری بنویسه و موفق باشه

    ۴ روز پیش
  • noori

    0

    عالی بود ویکم هم در اخر غیر قابل قبول و باور کردنی نبود که پلیس این همه پیگیر وزود به نتیجه برسه وغلت املایی وتایپی زیاد داشت

    ۱ ماه پیش
  • شهلا

    0

    عالیییییییییی بود دست نویسنده درد نکنه ولی اگه بگم بیشتر وارد جزیاته ماجرای پلیسی شده بودید بهتر هم میشد

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    متن افتضاحه، قلم خیلی ضعیف متاسفانه

    ۴ ماه پیش
  • ریحانه

    0

    جنبه نداری نخون

    ۲ ماه پیش
  • eli

    0

    خوب نبوداصلا پرازغلطاملایی و اخرشم یه چیز سرهم کردنی 😶

    ۴ ماه پیش
  • رقیه

    0

    عالییییی بود

    ۲ ماه پیش
  • بهار

    1

    عااااالییییی بود خیلی خیلی رمان قشنگی بود. قلمت شاهکاره نویسنده ی عزیز.

    ۳ ماه پیش
  • ادرینا

    1

    رمان خوبی بود لذت بردم

    ۳ ماه پیش
  • مهتاب

    0

    رمان قشنگی بود ولی پلیسی زیاد دوست ندارم اینم چون داستانش برام جالب بود خوندم بازم دست نویسندش درد نکنه ممنونم

    ۴ ماه پیش
  • ملیکا

    1

    مرسی رمان قشنگیه هیچی تو دنیا بی عیب نیس ماهم می دونیم ک تلاش خودتو کردی و واقعا لذت ممنونیم♥️🫀

    ۴ ماه پیش
  • Yalda

    0

    بنظرم خوب بود داستان جالبی داشت هم غمگین بود هم عاشقانه و هم هیجانی در کل داستانشو دوست داشتم.. ولی نکته منفی هم داشت ،غلط اکلایی توی متن خیلی زیاد بود. اخر داستان هم انگار فقط یچیز سرهم کرده شده بود که فقط تموم شه و بنظرم پایان جالبی نداشت . خوب بود ولی میتونست بهتر از اینم باشه .. در کل متشکرم❤️

    ۴ ماه پیش
  • 𝔣𝔞𝔱𝔢𝔪𝔢𝔥

    0

    با اینکه این رمان رو دوسال پیش خونده بودم ولی بازم برای خوندنش مشتاق بودم،داستان رمان خوب بود قسمت اشنایی ایلیا و ادرینا..هم بد نبود ولی سوتی هایی که داخل رمان بود ضعف رمان رو نشون میداد و نویسنده اون ذوق و شوقی که اول رمان برای نوشتن از خودش گذاشته بود اخرش نبود و یجور خسته کننده بود

    ۴ ماه پیش
  • هستی

    0

    عالییی بود واقعا خیلی عاشقانه و باحال بود وقتی بخونیش دیگه نمیتونی ولش کنی

    ۵ ماه پیش
  • هلنا

    0

    الان نمی دونم که این رمان رو بخونم یا نه چون رمان قبلی که خونده بودم اصلا خوب نبود و الان که میخواستم شروع کنم بخونم گفتم بزار اول نظراتش رو ببینم و الان نمی دونم چی کار کنم لطفاً کسی می تونه بهم کمک کنه

    ۶ ماه پیش
  • سمیرا

    2

    خیلی متنش آبکی بود قلم بسیار ضعیف بعضی جاها غیرمنطقی مثلا میگ سه ماه بعد ستاره شکمش بزرگه !!!! اصلا کی وقت شد عروسی کنن کی حامله بشه ک حالا شکم بزرگ باشه و جنسیت معلوم اولش میگ برنزه ام بعد میگ سفیدم غلط املایی وحشتناک داستان اصلی یه جوریه انگار بچه های مهدکودک دارن نمایشنامه اجرا میکنن

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!