خلاصه رمان عاشقانه آن نیمه دیگر
داستان درباره دختری به اسم ترلان هستش که دختر یکی از قاضی های معروف تهرانه. برخلاف اون چیزی که توی خانواده ش رسمه اهل درس و مشق نیست و عشق رانندگی داره. در نتیجه ی پاپوشی که براش درست می کنن وارد یه گروهی می شه. اونجا ازش انتظار دارن کارهایی رو انجام بده که وجدانش قبول نمی کنه. بین دو راهی گیر می کنه… بین زندگی خودش و زندگی دیگران… زمانی که تصمیم قطعیش و می گیره رویارویی با آن نیمه دیگرش مسیر نقشه هاش و عوض می کنه…..
قسمتی از متن رمان آن نیمه دیگر
رمان معرفی کن
0رمان معرفی کن
۲ ماه پیشستایش
0یه رمان عاشقانه پایان خوش معرفی کنید
۲ ماه پیشBahar
0عالیه.پر از هیجانه.فقط یه ایرادی داره اینکه هروقت راوی عوض میشد باید اسمش میگفت تا خواننده یه خورده گیج نشه.البته بیشتر منظورم اول داستان هستش.به همه توصیه میکنم بخونید هیجان داره😉
۲ ماه پیشمَهد
0دم نویسنده گرم واقعااا قلم فوق العاده عالی و خفنی داشت لذت بردیممم هم غم داره هم لبخند روی لب میاره
۳ ماه پیشعسل
0غم عجیبی داشت خوندنش نمیدونم چرا...
۳ ماه پیشFateme
0واقعا رمان قشنگیه من هیچ وقت به این سرعت بک رمان و تموم نکرده بودم فقط دلم می خواست بخونم ببینم چی میشه. دم نویسندش گرم
۳ ماه پیشملینا
1رمان خیلی باحالی بود ولی اگه آخر هاش و ازدواج ترلان و بارمان هم بود قشنگ تر بود
۳ ماه پیشفاطی
1رمان خیلی خوبی بود من نفهمیدم چرارادمان ترلان رآوی گری می کردن شخصیت اصلی که بارمان بود راوی گری نکرد🤔😂انتظار مرگ رادمان نداشتم
۴ ماه پیشSanha
3این رمان و قبلا تو یه برنامه دیگه خوندم و هم و اسمش و هم خود رمان بی نظیره رمان زیاد خوندم و اصلا شبیه این رمانای ابکی ایرانی نبود عالی بود عاشقانه و مافیایی خیلی قلمش قوی بود و کامل احساسات طرف و بدون هیچ دروغ و ادعای الکی نشون داد فوق العاده بود و امیدوارم از این نویسنده رمانای بیشتری منتشر بشه
۴ ماه پیشMob
2یه نکته هم در مورد شخصیتها: این رادمان بود خودشو فدای همه شون کرد و از همه شونم شجاع تر بود در حالی که بارمان مدعی این همه فداکاری بود حتی از مرگ برادرش اون طور که باید ناراحت نشد هی میگفت فلان بیسار میکنم ولی کاری از دستش برنیومد از اونور ملکیان هم فرار کرد و معلوم نشد ته رمان چی شد اصلا
۴ ماه پیشMobi
5رمان قشنگی بود اما پایان بازی داشت و غمگین هم بود اصلا انتظار مرگ رادمانو نداشتم چون خودشم راوی بود نباید میمرد من تا لحظه اخر منتظر بودم که بگن رادمان زنده ست ولی به دلایل امنیتی مخفیش کردیم خیلی حیف شد همچنین رمان قشنگی تا این حد غمگین تموم شه رادمان حقش اصلا این بود از همه شون مظلوم تر بود🥲
۴ ماه پیشN.ll
2عالی بود هیجانی و غیرقابل پیش بینی و منطقی و به دور از تکرارو اتفاقات مزخرف و غیرمنطقی رمانای دیگه و تاثیر گذار
۴ ماه پیشالان
0نویسنده کاش یه رمان دیگه با این جور سبک عاشقانه بنویسه رمان عاشقانه زیاد خوندم و رمان لازم ولی سبک عاشقانه این رمان و حرف های عاشقانه شون و شخصیت متفاوت بارمان یه چیز دیگه بود میشه از اون رمانهایی هس که به معنی واقعی کلمه به خاطر بارمان قلبتو لمس میکنه معشوقه شیطان هم مثل اینه مثل این معرفی کنید
۵ ماه پیشآیسان
3من این رمان و چندسال پیش خوندم و از اون رمانایی بود ک هیچوقت فراموشش نمیکنم حسی ک اولین بار با خوندنش داشتم طوری ک هراز چندگاهی میام و خاطرات زنده میکنم با خوندنش برا اولین بار دیدم دوتا شخصیتی ک اول کار باهم اشنا شدن هیچ رابطه ی عاشقانه ای رو شروع نکردن و بارمان وارد شد و چقدر از بارمان خوشم میومد
۵ ماه پیشمهدیه
0بارمان عالی بود
۵ ماه پیشزهرا
3حتماااا بخونید محشره به معنی واقعی کلمه تو داستان غرق میشید عالی بود
۵ ماه پیشلیلا
1چرا تو رمان ها یه دختر این همه کشته و مرده داره و باید یکی انتخابش کنه، والا مرلین مونرو هم اینقدر کشته مرده و عاشق نداره که دخترای رمانا دارن، دیگه خیلی کلیشه شده، یا دوتا برادرن یا هر چی🫤😖😐
۵ ماه پیش

*Gandom*
0به نظرمنی که تو رمان خوندن ادعا دارم،میتونم بگم رمان خیلی معمولیی بود