خلاصه رمان انتقام خون
مستقرمیشه اونجا درحالیکه نمیدونسته در اون مکان کارای غیرانسانی انجام میدادن چند روح سرکش سعی در اذیت کردنش دارن تواین راه با کسایی اشنا میشه و هیچوقت فکرشو نمیکرد که عشق دوباره تو قلبش ریشه بدونه….و ایاچه کسی میتواند بفهمد اخراین قصه چه میشود با ما همره باشید تا به پاسخ برسید
قسمتی از متن رمان انتقام خون
سوگند
1از اول بگم ک وقتی اردشیر دوست صمیمی وکیل بود چطور نمیدونست دوستش مرده یا نه که بعد چند سال روحش برگشت بهش سر بزنه..وبعدشم صنم میخواست به ساغر چی بگه بابای ساغر ب چه علت احضار روح کرده و اون زنی ک باهاش احضار کرد کی بود..بابا مامانه سونیا چرا مردن اگ جلد دومش ساغر زنده نشه و این معما حل نشه چرت ترینه
۳ ماه پیشمهنا
0اگر میشه جلد دوم رو منتشر کن
۳ ماه پیش𝓝𝓪𝓼𝓽𝓪𝓻𝓪𝓷
0ی جاهاییش خیلی خلاصه و سریع گفته میشد اخرش هم بی معنی تموم شد
۳ ماه پیشریحانه
0سلام رمان خوبی بود میشه بگید اسم جلد دوم چی هست
۳ ماه پیشMahsa
2چراسوگل ساغراذیت میکردصنم راجب زندگی ساغر چی میدونست که میخواست بگه چرا ساغر مشتاق بود باز هم احضارروح کنن پدرمادرسورناوسونیاچجورکشته شدن چرا جواب سوال هاشون نگرفتن اون کتابی که محمدی داده بودبه منشی به ساغر بده چراساغرنخوندربط ساغربااون خونه چی بود داستان ته نداشت جلد دوم هم اسمش نگفتین
۴ ماه پیشحمیرا
1میشه ساغر بیگناه بدبخت بی پدر مادر را یا یک دروغ و تخیل دیگه زنده کنی خانمی🙏🏻😐
۴ ماه پیشHani
3رمان خوبی بود منتها ربط ساغر رو با سوگل نفهمیدیم و اینکه صنم به ساغر گفته بود که وقتی کارت رو انجام دادی بیا پیشم تا در مورد خودت یه چیزی بهت بگم چیشد؟!
۴ سال پیشنرگس
12احتمالا ساغردخترصنمه
۴ سال پیشحمیرا
2😂😂بیچاره ساغر که قلم دست چنین نویسنده ای بود🤣🤣
۴ ماه پیشحمیرا
0یعنی چی که ساغر مرد یاقربانی شد مگه قرار نبود بعد بره پیش صنم حقیقت زندگی خودش بشنوه لابد جلد دوم هم روح ساغر هست بدبخت یتیم هست سورنا راعذاب بده چه مسخره بدبختر از ساغر گیر نیاوردی ؟ارزش نداشت وقتم تلف شد خیلی مسخره بود
۴ ماه پیش...
2چرا اینجوری تموم شد بدون سر و ته البته سر داشت ولی ته ن امیدوارم جلد دوم هم بیاد و ما از سردرگمی در بیایم و ساغر زنده باشه.
۱۱ ماه پیشHASTI
5پایانش خیلی بد بود نباید ساغر میمرد و ادمایی که وارد داستان میشدن واقعا بیخود بود
۱ سال پیشati
2رمان بشدت کلیشه ایی و اینکه حیف وقتم رو هدر دادم و خوندمش خلاصه که سر و ته نداشت ترسناک هم. نبود و نویسنده قلم خوبی هم نداشت
۱ سال پیشصحرا
3دقیقا منم منتظر بودم ببینم صنم چی میخاد ب ساغر بگع، رمان از اولش مسخرع بود حداقل اخرشو خوب تموم میکردی، و اینکع امید وارم عداقل جلد دومش بهتر باشع
۱ سال پیشالی
1خیلی رمان لوس ابکی بود اخرشم اصلا توضیح نداده بود خوب چه بلایی سرساغراومده بود ناراحت بود یاچرا هعی دوست داشت تخته پیشش باشه
۱ سال پیشسانیا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

mahbube
1رمان خیلی خوبی و خیلی ازش خوشم اومد ولی نمیشد رمان رو با یه دنیا سوال برای ما تموم نکنی عزیزم لاقل اسم دوم رمان رو آخر رمان میگفتی