خلاصه رمان :
شارلو سرزمین افسانهای که مظهر قدرتش یک الماس بود، به طرز وحشتناکی در معرض یه شبیحخون، الماس رو از دست میده. و مردم دهکده توسط نیروی شیطانی طلسم میشن ... چند نفر از افراد شجاع دهکده تصمیم میگیرن برای پیدا کردن قدرت ارزشمند سرزمین شارلو کتاب مقدس رو پیدا کنن و دست به یک جستجو بزنن...
آخرین پارت های ارسال شده
-
رمان به دنبال شارلو - پارت 165
مسیر باریک هرچه بیشتر به سمت جنگل عصیان پیش میرفت، شکل جادهای که تا چند دقیقه پیش زیر پاهایشان بود از بین میرفت و جای خود را به راهی نامنظم و سنگلاخی میداد که میان ریشههای بیرونزدهی درختان و بوتههای خشک گم میشد...بهگونهای که مارتین مجبور بود هر چند قدم یکبار مسیر را با نگاه کردن به زم...
بروزرسانی در : دیروز
-
رمان به دنبال شارلو - پارت 164
تامپر هم بدون آنکه چیزی بگوید، قدمهایش را نزدیکتر به بقیه کرد. دوست نداشت تنها حرکت کند. جنگلهای عصیان خیلی اسم آشنایی برایش داشت. احساس میکرد این اسم را خیلی قبلترها روی مارک چند کوله پشتی قدیمی که در انبار پدرش در کوهپایه خاک میخوردند، دیده است. شاید هم اشتباه فکر میکرد اما اگر واقعا این...
بروزرسانی در : ۵ روز پیش
-
رمان به دنبال شارلو - پارت 163
سیریوس سرش را تکان داد و گفت: ـ چیزی که همیشه برام عجیب بوده، اینه که چرا با وجود تمام اختلافاتی که بعداً بین دو سرزمین به وجود اومد، اسم بعضی از خاندانهای قدیمی شارلو هنوز توی افسانههای یاک دیده میشه، مخصوصاً در داستانهایی که دربارهی جادوگران قدیمی و نگهبانهای مرزی نوشته شده، و چیزی که بیش...
بروزرسانی در : ۸ روز پیش
-
رمان به دنبال شارلو - پارت 162
هوای بیرون از مسافرخانه سردتر از چیزی بود که مارتین انتظار داشت و همین که از در چوبی آن مسافرخانهی قدیمی فاصله گرفتند، سرمای شب از میان لباسهایشان عبور کرد و روی پوست صورتشان نشست. بهخصوص که بعد از ساعتها ماندن در فضای نسبتاً گرم و بستهی مسافرخانه، بدنشان هنوز به سرمای بیرون عادت نکرده بود و...
بروزرسانی در : ۱۲ روز پیش
فاطی
در پارت 1650خب خب نشونه ها را پیدا کردند..امیدوارم جنگل تغییر نکنه وگرنه نشونه ها یا جابه جا میشن یا سراز جای دیگه درمیارن..
دیروزاَسماء
در پارت 1640مثل اینکه خطرات زیادی اتنظارشون رو میکشه
۵ روز پیشفاطی
در پارت 1640وارد همچین جنگلی شدن مثل این است که بخوای یه شیء را در جایی پراز خطر پیدا کنی..تمام شاخه ها.تمام برگ ها چشم شدن و منتظر حرکت تو هستند تا با کوچکترین قدم بلعیده بشی در اعماق
۵ روز پیشفاطی
در پارت 1630جنگل متوجه حضور بقیه شده و واکنش نشان داده..یالا بچه ها معطل نکنید سریع رد بشین..امیدوارم نشانه ها را پیدا کنید..تو این تاریکی..لعنتی
۱ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
توصیفات چه قشنگ بود:)
۶ روز پیشاَسماء
در پارت 1630حتما باز قرار اتفاق بدی بیفته ولی کاش اینبار کمک باشه
۱ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
🥲🥲🥲
۶ روز پیشفاطی
در پارت 1620رمان مانند تابلویی روبرویم قرار گرفته.و من غرق فکرم که چ.ونه از این مخمصه نجات پیدا کنم
۲ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
آیا نجات پیدا میکنن؟
۱ هفته پیشاَسماء
در پارت 1620آخه سیریوس جان تو فقط چندتا مطلب خوندی اصل،حافظه خودته که اونم نداری مارتین تو هم دور و بر رو نگاه نشونه های مایا ببینی لطفا
۲ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
😂😂😂😂
۱ هفته پیشاَسماء
در پارت 1610مایای طفلی یعنی بچه ها به موقع میرسن واسه نجاتش یا قراره قربانی بشه
۲ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
:)
۱ هفته پیشفاطی
در پارت 1610آه پس بالاخره تاریکی بیدارشد و سوارش را فرستاد..جنگ دارد شروع میشود..بچه ها زودتر برسن و اتحاد ایجاد کنند..جنگ عجیبی درحال رخ دادن است..باید شارلو را نجات داد و الماس را برگرداند
۲ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
ممنونننن از انرژی زیادی که میدی ❤️
۱ هفته پیشاَسماء
در پارت 1600عجب اتفاقی مگه این خنجر چی داره که این جنگل رو بی تاب کرده
۳ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
❤️🫰
۱ هفته پیشفاطی
در پارت 1600همه چیز در هم تنیده شده..موجود مرموز بیدار شده و تمام اهریمن را فرامیخواند..قبل از جنگل همه چیز در خفا بود الان تمام شیاطین بیدار شده اند و به طرف آنکه فرامیخواند میروند امیدوارم دوستان مایا سریع برسن..
۳ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
همیشه با خوندن کامنت هاتون ذوق میکنم
۱ هفته پیشفاطی
در پارت 1590خنجر اتحاد..داره نیروهای خود را جمع میکنه خدا کنه قبل از اینکه منتقل بشه مایا و سیریوس آن را به دست بیارن..
۳ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
ممنون از کامنت قشنگ شما
۱ هفته پیشاَسماء
در پارت 1590حالا با این جادوی جنگل چطور میخوان مایا رو پیدا کنن این یارو بلایی سرش نیاره
۳ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
باید دید چه چیزی در انتظارشونه....
۱ هفته پیشفاطی
0تمام مکان های افسانه ای حتما ماجرایی دارد..جنگل عصیان..خدا نکند عصیان کند..میسوزد و میسوزاند
۴ هفته پیش
زهرا صالحی (تابان) | نویسنده رمان
ممنونننن عالی بود کامنت
۴ هفته پیش

اَسماء
در پارت 1650آخیش بلاخره نشونه های مایا رو دیدن ولی اگه بتونن به موقع برسن و پیداش کنن اونم با این جنگل جادویی