خلاصه رمان عاشقانه اولین خاطره تلخ
یزدان بعد از یک ماه به زنش اعتراف می کنه که نمی تونه باهاش زندگی کنه؛ چون دلیل هایی برای خودش دارد. در این بین گذشته ای وجود داره که یزدان رو از مرد بودن خودش بیزار کرده. چی باعث شده که یزدان به این حال بیفته؟
قسمتی از متن رمان اولین خاطره تلخ
تنها
0خیلی افتضاح بود رمان از زبان مخاطب اونم بگه فلان شخصیتی اینو گفت اونو گفت افتضاحه
۳ ماه پیشمحبوب
0خدایا آنی ما را به خودمان وا مگذار (آمین یا رب العالمین )چقدر خوبه که آدم ها یاد بگیرن وقتی از هم دلخورن یا حرفی تو دلشونه راحت بازگو کنن و حتی شنونده و مُسکن قوی برای آرامش روحی هم دیگه باشن تا همدیگرو بهتر درک کنیم بیایین یاد بگیریم با همسرمون دوست و همراه و همدل باشیم. بسیار آموزنده و عالییییی
۵ ماه پیشنرگس
0من دوستش داشتم خیلی آموزنده بود ممنون از نویسنده
۶ ماه پیشنسا
0اصلاً خوب نبود
۱۰ ماه پیشکلثوم
0200
۲ سال پیشZ. M
1کم و کاستی هایی داشت امادرکل خوب آموزنده بود، آگرا امه داشت بهترمی شد
۳ سال پیشفربد
1نویسنده عزیز ، اگر میشود فصل دوم این رمان را بنویسید ، دوستدار شما............
۳ سال پیشفربد
1خوب و آموزنده...............
۳ سال پیشاسرا
0این رمان ۲جلدهر۲ نوشته شده است
۴ سال پیشسیتا
1همش همین بود ادامه داره اگه کسی میدونه بگه
۴ سال پیشمریم
0رمان چرتی بود😬😖
۵ سال پیشالینا
3فصل دوم داره؟ اگه داره بگید اسمش چیه
۵ سال پیشساغر
4عالی بود ولی کاش ادامه داشت و اینکه نمی دونم چرا رمانهای خوب که می تونی آموزنده باشه تمومش نمی کنید پس نویسنده ی خوبی نیستی
۶ سال پیشپریزاد
3رمان خوب و اموزنده ای بود
۶ سال پیش
فندق
0آموزنده بود...ولی نویسنده چینش بدی در نظر گرفته بود ..اعصاب آدم می ریخت بهم