رمان گلی در پیچک آتش و عشق
- به قلم فاطمه سودی ، آرزو جلالی
- ⏱️۱۴ ساعت و ۵۸ دقیقه
- زبان فارسی
- 72.4K 👁
- 87 ❤️
- 113 💬
خلاصه رمان عاشقانه گلی در پیچک آتش و عشق
7 سال قبل دختر یازده ساله و ته تغاری یکی از افراد ثروتمند و شناخته شده ی خاورمیانه بنام مختارخان، بخاطر دشمنی و خصومت دزدیده می شود. داستان ما از آنجا آغاز می گردد که " آهو " توسط پدر و برادران قدرتمندش بعداز سالها جستجو که الان دختر زیباروی 18 ساله ای است پیدا شده و ماجرا آغاز میگردد...
قسمتی از متن رمان گلی در پیچک آتش و عشق
Saye
2عالی بوووود🤩
۲ ماه پیشمانیا
0رمان زیاد طولانی شده بود به نظرم یه رمان تکراری آراز هی عربده می زد آهو هی گریه میکرد اه لوس
۲ ماه پیشAna
0به نظرم رمان خوبی بود . ارزش وقت گذاشتن رو داشت . فقط به نظرم یکمی زیادی آهو گریه میکرد.
۳ ماه پیشمهسا
2رمان خوبی بود فقط یه اشکال داشت هی برای آراز خوندم خوندم خوندم خیلی زیاد شده بود کیفیت رمانو پایین اورد
۴ ماه پیش...
0فقط فصل آخرو خوندم (باتوجه به نظرات) و باید بگم عموی خوشگلش خیلی بی مزه بود 😐 بقیه هم به شدت لوس بودن
۴ ماه پیششیما
1عااااالی بود به این همه وقت گذاشتن ، می ارزید فقط یه کم گریه های آهو رو مخ بود ، کاش از زندگیشون هم می نوشتن
۵ ماه پیشMehdi
2این جور رمانها را دوست دارم
۵ ماه پیشاراگل
0نکته مسخره داره اینکه دختره یازده سالش بوده گم شده ینی کلاس پنجم بوده فقط 7سال گذشته ولی دختره نمیدونه گوشی چیه میگف پونه یه چیزی از جیبش در اورد باهاش عکس گرفت بعد ازش صدای آهنگ اومد ینی دختر مختارخان با اون همه بزرگی نمیدونه گوشی چیه بچه تو قنداقی که نبوده دزدیده شده بزرگ بوده ولی گوشی ندیده هه
۹ ماه پیشدایان
2یکی از بینظیر ترین رمان هایی بود که خوندم واقعا لذت بردم.نویسنده عزیزم بازم ازاین رمان هایه محشر بنویس
۱۱ ماه پیشnasim
1رمان قشنگی بود ممنون از نویسنده
۱۱ ماه پیشجبار سینگ
0ببخشید ولی من دوست نداشتم پر از اشکال بود برای مثال : آراز خوددرگیری داشت اول میگفت دختره رو دوست داره بعد میگفت نمیدونه حسش به دختره چیه آهو خیلی زود گریه اش می گرفت دختری که ۷ سال از خانواده اش دور بوده باید قوی سرسخت باشه پونه خیلی رو مخ بود شعر های اردلان اصلا خنده دار نبود ولی همه میخندیدن
۱۲ ماه پیشجبار سینگ
0به نظر من رمان خوبی نبود آراز خوددرگیری داشت اول میگفت دوسش داره بعد میگفت نمیدونه چه حسی به دختره داره دختره خیلی لوس بود مثل بچه دو سه ساله زود گریه میکرد پونه خیلی رو مخ بود شعر های اردلان اصلا خنده دار نبود اما خانوادهه از خنده روده بر می شدند
۱۲ ماه پیشفاطمه
0داستان خوبی بود به نظرم کمی طولانی بود با تشکر از نویسنده عزیز
۱ سال پیشکبری جعفری
0سلام رمان خیلی زیبایی بود
۱ سال پیش
هانا
0اخه این چه وضعه رمان نوشتنه واقعا دیگه زده شدم از هرچی رمانه. نمیدونم چه اصراریه که دخترارو ضعیف نشون بدید تو رمان هاتون، یعنی آهو انقدر ضعیفه که آراز هر گو. هی میخواد بخوره بعد آهو هم هیچ کاری نکنه حالم از این رمان هاتون بهم میخوره که دختر هارو انقد ضعیف نشون میدید