خلاصه رمان :
ساغر تک دختر خانواده ایه که همراه داییش در کنار هم زندگی میکنن…یکی از دوست های دایی ساغر به اسم عماد که دانشجوی سال آخر پزشکی وشهرستانی هم هست به دلیل پیدا نکردن خوابگاه مجبور میشه طبقه بالایی خونه همراه دایی ساغر یه مدتی زندگی کنه تا جایی روبرای اسکان پیدا کنه…ساغر پشت کنکور تجربیه ویکی از آرزوهاش اینکه پزشک بشه…اومدن عماد به زندگی ساغر ...
قسمتی از متن رمان تنهام نذار
رزا
1خیلی چرت بود موندم تو رمانا پدر و مادرا چرا کشته میشن یا تو تصادف میمیرن
۶ ماه پیشگلی
0بچه ها ی رمان خوب معرفی میکنیدددد لطفاااااا
۲ سال پیشنگار
1عشق تا جنون اسطوره این مرد امشب میمیرد
۹ ماه پیشفریبا
0سلام خوب بود
۸ ماه پیشسارینا
3رمانی خوبه آخه خیلی از دختر ها ممکنه تو همچین سنی بخودا عشقش رو اول بگه میزان تحملش کم باشه ولی حداقل ساغر دکتر میشد خانوادش خیلی آبکی مرد و اینکه عاشقانه هاش احساسی هاش فقط یه بار بود واین خیلی کم بود
۹ ماه پیشسارا
1قشنگ بود به نظرم فقط یکم دیر بهم رسیدن و عاشقانه هاش کم بود
۹ ماه پیشحنا
1خیلی قشنگ بود
۱ سال پیشعالیه
2عالی بود. ساغر واقعا دختر خیلی خوبی بود. کاش به آرزوی دکتر بودنش می رسید.
۱ سال پیشمبینا
1خیلی رمان قشنگی بود
۱ سال پیشنگار
0رمان خوبی بود ولی اینکه پدرو مادرش بمیرنرو درک نکردم همش داشتم گریه میکردم خودم درد بی مادری رو کشیدم این دیگه ته بدبختیه که هیچکی نداشته وپیش عماد خورد شده من حداقل خواهرم و پدرم و خانواده مادرمو داشتم منکه همش داشتم گریه میکردم و بعضی قسمتاش رو میشود پیش بینی کرد
۱ سال پیشماهک
0رمانش قشنگ بود و جالب
۲ سال پیششروق
1عالی بود😍
۲ سال پیشد
0خوب بود
۲ سال پیشزهرا
0خوب بود
۲ سال پیشدخملک
0اصلا دوسش نداشتم همش گریم گرفت همس بدبختی یاداوری میکرد لهم
۳ سال پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

پروانه آبی
0مسخره ترین رمانی خوندم مگه قرار نبود این دکتر بشه یعنی چی عاشق عماد شد من نمیدونم چرا دخترها رو داخل رمان اینقدر ضعیف نشون میدن 🤢🤦 ♀️🤦 ♀️