خلاصه رمان تندیسگر عشق
داستان درمورد پسری به اسم سعید که جز بچه های انقلابی هستش و عاشق دختر یکی از تیمسار های ارتش میشه و ...
قسمتی از متن رمان تندیسگر عشق
زهرا
0یه رمان بود از این اربابی یا ادواج اجباریا دختره پدرش معتاد بود بعد میره تو یه خونه پسره اون رو به عنوان برده میگیره و حالا برای کار های *** و غیر اون دختره براش مهم نبوده دیگ.تا کم کم هم دختره عاشق پسره میشه هم پسره عاشق دختره.اسمشو کسی میدونه؟
۴ ماه پیش.....
0اگه اسم رمان رو پیدا کردین به منم بگین لطفا
۳ هفته پیش....
1خوب شروع شد و خیلی عالی ادامه پیدا کرد اما به نظر من باید بیشتر روی زندگی سعید کار میکرد آخرش جوری بود که انگار نویسنده فقط میخواست داستان رو ببنده 😑
۲ ماه پیشفائزه
0خنک بود اصلا خوشم نیومد
۲ ماه پیشمری
0خوب بود.داستانش واقعی بود و تاثیر گذار. اما قلمش گیرا نبود.
۳ ماه پیشفائزه
1واقعا رمان خوب و آموزنده ای بود
۳ ماه پیشریحانه
2واقعا رمان خیلی خوبی بود سخن هایی که از زبون راوی بود خیلی به دل مینشت حتی من بعضی جاهاش اشک ریختم
۴ ماه پیشمهناز
0سلام واقعا عالی بود
۴ ماه پیشjojo
0وای واقعا فوق العاده بود
۴ ماه پیشساحل
2واقعا رمان جالبی بود پایان قشنگی داشت احسنت به نویسنده ی داستان ، ولی شروع میکردی خوندن دل کندن ازش سخت بود هی دوست داشتی بخونی تا بدونی چی میشه عااااالی بود.
۴ ماه پیشزهرا
0فقط یه قسمت از رمان رو یادمه که پسره تولدش رو یه جشن بزرگ گرفته بوده و دختره برای هدیه یه ساعت براش میگیره یه جاش هم یکی از کلفتای اون خونه با دختره دعوا میشه و اگ اشتباه نکنم میزنه تو گوش دختره
۴ ماه پیشمحیا
2عالیییییییی بوددددد
۴ ماه پیشگیسو
1راستش بیانش آدمو جذب نمیکنه . بهتر بود محاوره ای باشه😐😑
۵ ماه پیشآزیتا
1حس میکنم داستانش قشنگه ولی بیانش خیلی مزخرفه
۵ ماه پیشMeli
1به شهدا احترام قائلم اینکه مثلا میخواد نشون بده که رضا و ماهان و مهرسا یهو انقدر تحت تاثیر قرار گرفتن که سبک زندگی که یه عمر داشتن و یهو تغییر دادن غیرواقعی بود و بعضی حرفای کلیشه ایشون رومخ بود مثلا همین چند جمله اخر رمان .دختره اعتقاداتش و عوض نیمکرد ینی محمد صدرا عمرا یادش نمیفتاد بیاد بگیرتش
۵ ماه پیش

اااا
0مزخرف بوود