خلاصه رمان عاشقانه سرآغاز یک احساس (فصل دوم)
برگی از کتاب زندگی4 دختر رامیگشاییم…دخترانی لبالب از احساس که هرکدام سدی در پیش روی دارند برای دستیابی به یک احساس… چهارتا دختر که دوستای صمیمی هستن وبه شدت به همدیگه وابسته اند..امسال کنکور دارن ودارن برای یک آزمون بزرگ اماده میشن..اما طی یک اتفاق….بایک جمع پنج نفری پسر برخورد میکنند که این برخورد سرانجامی جزتلخی ودعوا نداره…اما..همین اتفاق ساده وبه ظاهرپیش پاافتاده مسیرشان راعوض میکند واین سرآغاز یک احساس است...
قسمتی از متن رمان سرآغاز یک احساس (فصل دوم)
رها
1دقیقا موافقم
۹ ماه پیشآیدا
0رمان قشنگی بود ولی جا داشت که ادامه داده بشه . فقط یه جاهایی اشتباه شده بود کدوم شخصیت داره صحبت میکنه و البته بسیار زیاد غلط املایی داشت . در کل خود داستان زیبا بود
۱۲ ماه پیشتانیا
2من میخوام برای بار دوم بخونمش عالیه این رمان
۱ سال پیشرها
4لطفا فضل سومش را بزارید این رمان فوق العاده هس
۲ سال پیشکارینا بهرامی
1سلام من با وجود اینکه 5 ساله دارم رمان میخونم این یکی از بهترین رمان های بوده که خوندم واقعا دست نویسنده درد نکنه پیشنهاد میکنم حتما بخونید
۲ سال پیشدریا
2آخ دلم یعنی قسمت طناز و شایان قلبم درد گرفت خیلی گریه کردم دختر عموی منم شب عروسیش با شوهرش مرد چقدر تلخ بود
۳ سال پیشریحانه
0عالی
۳ سال پیشعشقولی
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
زیزو
0رمانش ابکی خیلی غلط املایی داره وهمه هم خوشکل ماشین اخر ین مدل
۴ سال پیشزهرا
3سلام رمان خوبیه ولی عشق در دنیایی واقعی وجود ندارد اگه دنبال عشقی برو رمان بخون چون ده ساله ازدواج کردم ذره ای عشق در زندگی پیدا نکردم
۴ سال پیشاوا
3اقاا عالی خوشمان آمددددددددد پیشنهاد میکنم ممنون از نویسنده 🤣🤣💕💜
۴ سال پیشرزی
3عالی هست حتما بخونید جلد بعدیش عشق در ابهام هست اسمش
۵ سال پیشسوفیا
3خیلی رمان خوبی بود دوسش داشتم ولی نویسنده نباید طناز شایانا میکشت ولی بازم ممنون عالی بود
۵ سال پیشآتنا
1چرا گفته فصل دو اینکه همونه
۵ سال پیشگلی❤آریسان
9وااییی نووییسنده چرا طنازو شایان کشتیی🥺🥺من الان تا آخر رمان دلم میسوزه ک جاشون خالیه🥺🥺من سنگدلو ب گریع انداختی واقعا سخته حیف شد
۵ سال پیشرزا
5خیلی ناراحت کننده بود که شایان و طناز روز اول زندگیشون مردن 😞😞😞😞😞
۵ سال پیش
به تو چه
2خیلی ایراد داشت بااینکه رمان در مورد چهار شخص بود ولی فقط هستی زر می زد هستی رو از همه بهتر و خوشگلتر توصیف میکرد با اینکه تو مجلس ها دارای ها لباساشون خیلی باز بود ولی اگه کسی بهشون نگاه میکرد حالشون بد میشد رمان خیلی آبکی بود رابطه هستی با داداشش خیلی نزدیک بود حتی هستی با عشقشم اینجوری نبود