دوست داشتی؟
رمان دوراهی احساس اثر سارا اسماعیلی

رمان دوراهی احساس

  • زبان فارسی
  • 153.2K 👁
  • 1K ❤️
  • 840 💬

خلاصه رمان :

رمان راجب دختری به اسم اویناس.. دختری مهربون که قلبشو میشکنن..که خورد میشه.تصمیم به انتقام میگیره..انتقام از مردی که قلبشو خورد کرد..و سرانجام ازدواج کردن با برادر معشوق؟...چه میشه پایان این دوراهی احساس؟

قسمتی از متن رمان دوراهی احساس

سريع از تخت پريدم پايين و ناخودآگاه يه تيپ سراسر مشكي زدم.
بي هيچ آرايشی رفتم بيرون و منتظر سام شدم.
از استرس ناخونامو مي جوييدم.ماشينش جلوم ترمز كرد.سوار شدم:سلام
جوابمو نداد و گاز داد؛ماشين از جاش كنده شد.
چشمای سرخش و پوست رنگ پريدش نشون دهنده ی حال بدش بود.
_نميخوای بگی چی شده؟
با حرص دستشو تو موهاش كشيد؛آبی چشماش به سفيد ميزد.
دستمو رو دستش كه رو دنده بود گذاشتم:سام؟
يهو دستشو كشيد و گفت:ديگه به من دست نزن!!
يخ كردم از حرفش خداي من...
سام من چرا اينجوری شده؟
_خواهش ميکنم...
داد زد:ميتوني دو ديقه خفه شی؟
بغض كردم!
چرا باهام اينجوري حرف ميزنه؟!
چند دقيقه بعد بام تهران بوديم.
سيگاري روشن كرد و جلوم راه ميرفت سمت اولين جايی كه همو ديديم و بعد اون پاتوقمون شد.
روی همون نيمكت،جايی كه تهران زير پات بود.
دل هوا گرفته و ابری بود،پک عميقی به سيگارش زد.
+يادته اولين بار اينجا همو ديديم.
+اولين بار با ديدن عسل نگاهت دلم رفت.
+تو اين ٣سالی كه باهميم سعی كردم تو محبت هيچی برات كم نذارم.
با بغض رفتم جلوش گفتم:چرا اين حرفارو ميزنی؟
پيشونيشو به پيشونيم چسبوند.
+بايد از هم جدا شيم اوينا!
سرمو عقب آوردم... دهنم بی هدف باز و بسته
می شد.
جوشيدن اشک تو چشمام همزمان شد با نم نم بارون...
زمزمه كردم:شوخی مسخره ايه!
+شوخی نيست!
_دروغ ميگی...
جيغ زدم:دروغ ميگي!!!
چيزي زير لب گفت...
اشكام راه خودشونو پيدا كردن..
با فرياد گفتم:اين مسخره بازيا چيه؟تو يه شب چي شد؟
كو حرفای عاشقانت؟
كجاس اون سام عاشق؟
حركت سيب گلوش نشون ميداد بغض داره
هق زدم:نامرد اين حرفا چيه؟
جدا شيم؟
تو ميتونی؟
نگاه گرفته و سردشو ازم گرفت و محكم گفت:ميتونم...
با بغض گفتم:و..ولي من نم...نميتونم...
بارون نم نم مي باريد و لباس جفتمون خيس اب شده بود..
پاهام تحمل وزنمو نداشتن! زانو زدم...
سام اومد جلوم با خنده ی تلخی گفت:ببخش
پوزخند زدم:ببخشم؟؟
سام بلند شد كه بره سريع بلند شدمو داد زدم:
_لاقل بگو چرا؟
صورتشو سمتم چرخوند كه چشماي خيسش قل*ب*مو به آتيش كشيد...
جوابي نداد و با قدماي تند دور شد...
دوباره رو زمين فرود اومدم؛هنوز حرفاشو هضم نكرده بودم.
از ته دلم صداش زدم كه شايد به دادم برسه...
_خداااا
گيج و منگ به زني نگاه ميكردم كه دهنش باز و بسته ميشد ولي من هيچي نميشنيدم،دستشو از دور گردنم باز كردم و بلند شدم.
در حالی كه تلو تلو ميخوردم از بام تهران خارج شدم؛اشكام با بارون قاطي شده بود.
نگاه خيره ی مردم باعث شد به خودم بيام و آژانس بگيرم.
پسرجووني كه پشت فرمون بود با نگاه خيره و كثيفش متوجهم كرد كه لباساي به بدن چسبيدم خيلي جلب توجه ميكنه.
سرمو پايين انداختم،سؤالای بی جواب زيادی تو ذهنم بود.


بیشتر بخوانید
4.9 از 5
بر اساس 1,028 رای
5
91%
4
7%
3
1%
2
1%
1
0%
شما چه امتیازی می‌دهید؟

نظرات رمان دوراهی احساس

  • بینا

    0

    خیلی رمان قشنگی بود ممنون از نویسندش

    ۵ روز پیش
  • کوثر

    0

    خیلی رمان قشنگی هست 🥰❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️🤎🤎❤️💓💓💖💖❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۵ روز پیش
  • الهه

    0

    در مقایسه با خیلی از رمان های آبکی و سطحی که این روزها نوشته می شن، این رمان قطعاً بهتر بود. با وجود ایرادهایی که از نظر من داشت، حداقل داستان و روابطش چیزی برای دنبال کردن داشت و نمی شد کاملاً نادیده اش گرفت.

    ۷ روز پیش
  • دیوونه رمان

    0

    خسته نباشید میگم خدمت نویسنده عزیز جز به بهتر رمان های بود که خوندم 👍

    ۳ هفته پیش
  • Saghar

    0

    رمان قشنگی بود صحنه های احساسی زیادی داشت من به شخصه سر یه تیکش اشکم در اومد برای وقت پر کردن و اینکه یه رمان کوتاه بخونی قشنگ بود فقط توجه کنید که این داستان خیلی جزئیات نداره چرا چون رمانه کوتاهیه ولی نسبتا خوب بود تونست مفهوم رو برسونه پیشنهاد میکنم

    ۴ هفته پیش
  • زهرا

    2

    رمان خوبی بود کاش تعداد فصل ها زیاد بود

    ۴ هفته پیش
  • Aysana

    0

    خوشم نیومد ..

    ۱ ماه پیش
  • jojo

    1

    رمانش واقعا خوب بود

    ۲ ماه پیش
  • نازنین

    1

    خیلی خوب بود🤩

    ۲ ماه پیش
  • نازنین

    0

    عالی بود. ولی نزدیک آخراش یکم پیچیده شد آدمو کیج می کرد .

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    سلام بر نویسنده محترم . برای من چندبار امتحان کردم دانلود نمیشه ، لطف کنید بفرمایید مشکل چیه .متشکرم

    ۲ ماه پیش
  • یسنا

    2

    رمان شما زیبا بود اما ایراد هایی که داشت زیاد بودند برای مثال آوینا خیلی زود تر از اونچه که باید باشه عاشق رادمان شد و تکلیف بقیه ی کاراکتر ها هام مشخص نبود بچه ی سها پیش چه کسی بزرگ میشه؟ بچه ی رزا دختر میشه یا پسر؟ س توی خارج زندگیش بهتر میشه؟ .و خیلی چیز های دیگه شما زیاد به جزئیات توجه نکردی

    ۲ ماه پیش
  • ملینا

    1

    خوب بود ولی اونجوری که دوست داشتم به دلم نشست

    ۳ ماه پیش
  • پریا

    1

    خیلی قشنگ بود

    ۳ ماه پیش
  • Melika

    0

    واقعا میتونم ب جرعت بگم بی نظیر بود دمتون گرم

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
آیدی کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️