خلاصه رمان فانتزی نفرین ایندرا
رکسان کودکی تلخی داشته حالا وکیل شده ، در اولین پرونده کاری اش با کابوس دوران زندگی اش روبرو می شود. در زندگی هر کس رازهای مخوف و گره های باز نشدنی فراوانی وجود دارد. اسراری که با گشوده شدنشان، نفرین هایی از گذشته سر بر می آورد و همه زندگی مان را به چالش می کشد.
قسمتی از متن رمان نفرین ایندرا
آبان
0رمان متوسطی بود به نظرم و اینکه روند داستان خیلی کند و بی هیجان بود درکل برای افرادی که دنبال یه داستان به قولی جون و آب دارن توصیه نمیشه ولی درکل نمیشه قلم نسبتا قوی نویسنده رو نادیده. گرفت
۴ ماه پیشخانم x
0رمان خیلی خیلی خوبی بود واقعا ذهن نویسنده رو دوست داشتم. اولین رمانی تو سبک ماجراجویی و باستانی بود که انقد شیفتم کرد پایانش خیلی خوب بود طوری که انگار هنوز نفرین تموم نشده و داستان ادامه داره. تاحالا ندیده بودم زیاد درمورد شخصیت هایی مثل خدایان فرهنگ های مختلف بنویسن.این ایده خوبی بود✨
۶ ماه پیشمیم
0اصلا خوب نبود
۲ سال پیشمریم
0خداوکیلی این چه رمان مزخرفی بود که من خوندم و این چه رمان مزخرفی بود که نکشته شده بود هی از اینور می پرید اونور من که اصلا دوسش نداشتم😐🤦🏼 ♀️
۲ سال پیشفاطمه
0بد نبود
۲ سال پیشاصلا رمان خوبی نبود
0رمان خوبی نبود
۳ سال پیشnafas
1اولش شاید خوب نباشه ولی عاللللییییههههه ولی غم انگیز بو
۴ سال پیشتئودورا
3من و یاد اوتسوسوکی ایندرا انداخت اخ قلبم
۴ سال پیشچرا؟ ن واقعا چرا؟؟
1چرا انقد قسمت های رمانت پیچیدس؟ چرا از یه جا میپری جا دیگه؟ تا قسمت ۳ خوندم ینی هیچی نفهمیدم!!!!!!!!!!
۴ سال پیشدریا
8هنوز نخوندم خوندم میگم چجوریه😊😂😂😂😂😂
۶ سال پیشروانیم؟حل
2بدک نبود
۵ سال پیشنفس
7من اولشو خوندم خوب نبود یعنی چی رکسان گدا؟؟؟ من که پسند نکرد☹😖😕🙍 ♀️🤦 ♀️
۶ سال پیش

آیماه
0سلام خدمت نویسنده عزیز و تشکر بابت قلم زیبا و موضوع متفاوت ، رمان جالبی بود 🙏💐