خلاصه رمان عاشقانه منو دریاب
رمان دربارهی دختری ۱۷ ساله به نام طناز است. دختر قصهی ما هم مثل همهی دخترای دیگه، عاشق میشه. اما تو سنی که همه بهش میگن: تو خیلی سنت ک مه و اصلا نمیدونی عشق چیه، چه برسه به اینکه بخوای عاشق بشی! اما طناز عاشقه و حتی شاید، عشقش از همهی عشقهای این شهر واقعی تره! اما این عشق یه تفاوت بزرگ با بقیه عشقها داره و اون هم اینه که طناز عاشق پسری میشه که ۱۶ سال از خودش بزرگتره!
قسمتی از متن رمان منو دریاب
زهرا
0و یه چیز دیگه نویسنده داره با زبون و بی زبونی میگی دختره از برادرش حامله شده مگه میشع چرا با ما که اهل رمان هستیم و احساساتمون به این رمانا بستگی داره بازی میکنید چه راحت فراموش کردن که خواهر و برادر با هم رابطه *** داشتن و با هم معشوقه بودن رابطه عاشقانه داشتن چرا اینطوری میکنید
۴ هفته پیشزهرا
6مزخرف ترین رمانی بود که خوندم از اونجایی که امیر شد برادرش اصلا نخوندم لاقل یه چیزی بنویسید آموزنده باشه منی که ۱۸سال سن داشتم این رمان خوندم خیلی مزخرف بود با اینکه ایده تازه ای بود ولی خیلی مزخرف بود حتی اون دختر واکنش عادی نداشت وقتی فهمید برادرش امیر راحت کنار اومد دست هر چی فیلم ترکی بسته نویسن
۶ ماه پیشزهرا
1واقعا منم باهات موافقم اصلا کسی که رنان مینویسه باید احساسات مردمم در نظر بگیره مگه ما بازیچه ایم که اول از عشقی که حضرت ادم و هوا هم بهم نداشتن حرف میزنی مارو گیج رمان کردی با غمشون گریه کردیم و با شادیشون خندیدیم بعد تو اخر سر میگی که خواهر برادرن مگه میشه
۴ هفته پیشباقری
0سلام به نظر من خیلی بده که نویسنده فقط برای اینکه رمانش رو جداب کنه از یه موضوع دینی استفاده کرده من اصلا اون رو که به خاطر یه داستان خواهر وبرادر رو به عنوان همسر معرفی کرده دوست نداشتم وبه نظرم هیچ مادر ی تو دنیا به خاطر یه عشق به پسر خودش این ظلم بزرگ رو نمی کنهدر مجموع من دوست نداشتم .
۴ هفته پیشSogoli
1اولین باری که این رمان خوندم ۱۴ سالم بود دوستش داشتم الان ۱۹ سالمه دوباره خوندم فهمیدم که اصلا خوب نبوده کاش حداقل نامزد بودن طناز و امیر اونجوری خیلی رمان قشنگ و قابل درک میشد بازم متشکرم از نویسنده
۲ ماه پیشزهرا
1اون قسمت خواهر برادری حالمو گرفت و دیگه ادامه رمانو نخوندم اصلا خوشم نیومد
۳ ماه پیشسها
3خیلی خیلی مزخرفه و افتضاح اینا چیه می نویسید
۳ ماه پیشرزی
3توروقران این چی بود دیگه 😐😐😐😐
۳ ماه پیشزهرا
1اینم بگم تو ایران هیچ خانواده ای امکان نداره با همچین مساله ای کنار بیاد اینها از مریخ اومده بودن؟ کلا رمان مسخره ای بود
۳ ماه پیشزهرا
2ودر آخر بهتر بود امیر و طناز تو نامزدی جدا میشدن تا ازدواج کنن بعدش بفهمن خواهر و برادرن،تازه چه طوری بعدش روشون میشد تو روی هم نگاه کنن؟ طناز هم اینقدر پر رو بود انگار من بودم که با برادرم،،،
۳ ماه پیشزهرا
1بعدشم آخه کدوم مردی اینقدر بی غی،،،رت میشه که زنش با برادر خودش ارتباط داشته باشه تمام هستی یه دختر که ب،،،،تشه،به فنا بره بعدش باهاش ازدواج کنه؟ مگه آمریکاست؟
۳ ماه پیشزهرا
1الهه هم سرطان داره ولی حالش خیلی هم خوبه نه بستری میشه نه شیمی درمانی نه موهاش میریزه در کل حالش از منم بهتره
۳ ماه پیشزهرا
2طناز وقتی امیر میگه اون طرف منظورش روان شناسه منتظرته از امیر خجالت میکشه میره تو آشپزخونه ولی وقتی اندامش خصوصیش رو در گذشته برای برادرش نمایش گذاشته بوده خجالت نمیکشه ؟
۳ ماه پیشزهرا
1احمد رفته تو خونه امیر به قصد دعوا این تو قانون مزاحمت ملکی محصوب میشه و مجازاتش حبس و شلاق و جریمه است و قطعا آدم عاقل این کار رو نمیکنه
۳ ماه پیشزهرا
2مادر امیر بچه رو برداشته فرار کرده تازه شناسنامه اش رو عوض کرده تو قانون اصلا مادر اجازه عوض کردن شناسنامه نداره
۳ ماه پیش
زهرا
0واقعا برات متاسفم که با احساسات مردم بازی میکنید