دوست داشتی؟

رمان بوسه ی تقدیر

  • 96.2K 👁
  • 305 ❤️
  • 186 💬

با صدای مهماندار هواپیما از عالمی که در آن غرق بودم بیرون آمدم . مهماندار اعلام کرد که هواپیما هم اینک در فرودگاه بین المللی مهرآباد به زمین نشسته است . من که تشنه دیدن خاک وطنم بودم چشمانم را گشودم و بوی شهر را با تمام وجود استنشاق کردم.از پنجره هواپیما به بیرون نگاه کردم . حز سیاهی و چراغ های باند فرودگاه چیزی ندیدم . آسمان تیره و سیاه بود و هیچ ستاره ای در سیاهی ظلمانی آن کورسو نمیزد . احساس میکردم قلب من نیز به همان سیاهی آسمان بی ستاره شهرم است.

بیشتر...
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    00

    رمان خیلی خوبی بود و پیشنهاد میکنم همه بخونن بجای رمان های الکی و توهین آمیزی که جدیدا خیلی زیاد شده بجاش این رمان که پر از عشق و از خود گذشتگی بود خونده بشه

    ۲ هفته پیش
  • Raha

    00

    من اوایل دهه ۹۰ خوندمش ..اون موقع که واسه جاوا بود ...بعدشم شاید بیشتر از ۵۰ بار خوندمش ....الانم اومدم بازم دانلود کنم بخونم

    ۳ هفته پیش
  • T.t

    00

    بی نهایت رمان زیبایی بود .خیلی با احساس نوشته شده بود که ساعت ها با خوندنش گریه کردم. و آخرش هم قشنگ بود. قلمت طلا

    ۴ هفته پیش
  • دختر کوردتورو خدا

    10

    تورو خدا وقتی میخواین رمانی رو شروع به نوشتن کنین.اگر قراره شخصیتهای رمان اهل شهر خاصی باشند.حسابی راجب فرهنگ و خصوصیات اون شهر تحقیق کنین.البته گفتم من هنوز چند فصل خوندم.اینا مبنی بر بد بودن رمان نی

    ۲ ماه پیش
  • دختر کورد

    01

    اونجایی هستم که راجب پوشش دختران کورد صحبت میکنه.و باید بگم.یکی از زیباترین و رنگ و وارنگترین لباسهای دنیا لباس دخترهای سنندجی و کورد هستش.اونا حتی برای ختم هم مشکی نمیپوشن.سبز تیره.قهوه ایی میپوشن

    ۲ ماه پیش
  • دختر کورد

    00

    با سلام خدمت خانوم شجاعی نویسنده عزیز.خانومم شما مثل اینکه هیچ چیزی از رسم و رسومات مردم کرد نمیدونید و فقط از رو تخیلتون این داستان رو نوشتین.البته من هنوز تازه شروع کردم.و اونجایی هستم.....

    ۲ ماه پیش
  • پریسا

    00

    سال ۹۲ خوندمش هنوز برام قشنگه و به یاد ماندنی این سومین بار بود که خوندمش خیلی قشنگه

    ۲ ماه پیش
  • Nana

    10

    واقعا رمان زیبایی بود ولی از شخصیت لوس و مسخره نگین متتنفر بودم

    ۲ ماه پیش
  • رمان خوبی بود ممنون

    00

    ♡♡♡♡

    ۳ ماه پیش
  • هم نفس

    00

    چطور میشه رمان کامل خوند

    ۳ ماه پیش
  • Azadeh

    00

    خیلی قشنگ بود ممنون از نویسنده🌼

    ۳ ماه پیش
  • دریا

    00

    بهترین رمانی بود که برای بارسوم خوندم ولذت بردم

    ۳ ماه پیش
  • یکی

    00

    این رمان مال چه سالیه؟ خیلی قدیمی بود اما جالب بود

    ۴ ماه پیش
  • Homa

    00

    رمان فوق العاده ای بود،عمیقا برای شهاب و نگین ناراحتم و اصلا از فکرم بیرون نمیرن،ای کاش سرنوشت براشون جور دیگه ای رقم میخورد یا حداقل شهاب دوباره نمیومد تو اون خانواده تا دیگه حداقل همدیگه رو نمیدیدن

    ۴ ماه پیش
  • امیر

    00

    واقیتها همیشه تلخ هستند ولی باید باجان دل آنها را پذیرفت باتشکر از سایت محترم ونویسنده گرامی

    ۵ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.