رمان محکومه شب پر گناه( جلد دوم قدیسه نجس)
- به قلم کلاله قربانی
- ⏱️۷ ساعت و ۴۵ دقیقه
- زبان فارسی
- 66.4K 👁
- 68 ❤️
- 33 💬
خلاصه رمان عاشقانه محکومه شب پر گناه( جلد دوم قدیسه نجس)
به سر آستین پاره ى کارگرى که دیوارت رو مى چینه و به تو مى گه ارباب نخند… به پسرکى که آدامس مى فروشه و تو هرگز نمى خرى نخند… به پیرمردى که تو پیاده رو به زحمت راه مى ره و شاید چند ثانیه ى کوتاه معطلت کنه نخند… به دبیرى که دست و عینکش گچیه و یقه ى پیراهنش جمع شده نخند… به دستاى پدرت، به جارو کردن مادرت نخند… به دختر بچه ى کبریت فروشى که حالا کبریت هاش تموم شده نخند… به دخترکى که درد داره نخند… شاید دردش تو کلمه ى درد نگنجه… درکش نمى کنى… قبول… نمى فهمیش… باشه… ولى بهش نخند… شاید… همون ته خنده ى روى لبت یه درد بزرگتر واسش باشه… اونقدر بزرگ که گاهى فکر مى کنه بى حس شده… کاش مى شد بجاى خندیدن بهش پا به پاش… با غم هاش… گریه کنى… شاید گریه خیلى وقتا بهتر از خندیدن باشه! گریه با دخترى که از جنس ماست… دخترى که بعد از پشت سر گذاشتن اون همه درد حالا به عشق رسیده… عشقى که قراره زندگى شو نجات بده… هونام… همون قدیسه ى نجس!!! مى خواد هویتشو بشناسه… هویتى که ازش دریغ شده…پایان خوش
قسمتی از متن رمان محکومه شب پر گناه( جلد دوم قدیسه نجس)
مریم
0رمان بدی نبود
۴ ماه پیشریحانه
0عالی بود ارزش خوندو داره...
۴ ماه پیشعباسی
0رمان خوبی بود من دوست داشتم موفق باشید
۱۰ ماه پیشآتی
0عالیههه واقعا ارزش خواندن داره حداقل قلمش آبکی و بچگونه نیس
۱ سال پیشدینا
1نویسنده جان آخه کی تو یه هفته عاشق میشه و تو یکماه عقد میکنه؟ای کاش یکم منطق هم توی نوشته تون به کار میبردین داستان خوب بود ولی قلمتون میتونست خیلی زیباتر باشه
۱ سال پیشهستی
0عالی بود عزیزم منکه عاشق عشق بین هونان و تیرداد شدم
۱ سال پیشمایا کریمی
0رمان خوبی بود دستتون درد نکنه
۲ سال پیشسحر ۳۵
0خیلی قشنگ زیبا و عالی
۲ سال پیشالیسا
0با اینکه به جزئیات داستان خیلی کم توجه شده بود اما باز هم زیبا بود❤
۳ سال پیشآیلین
4همه ی شخصیتای داستان یه طرف، سودا یه طرف دیگه، عاشق شخصیتش شدم، عالی بود واقعا🤩🤩
۳ سال پیشحسنا
0رمان زیبایی بود ...... پیشنهاد میکنم ممنون از خانم قربانی بابت نوشان این رمان زیبا
۳ سال پیشماریا
0خیلی خوب بود ممنون از نویسنده عزیز
۳ سال پیشMona
2عالی بود شبو روز میخوندمش، بنظرم جا داره واس جلد سوم هم بخاطر سودا وهی اینکه بنظرم مینا میدونست قبر مادر هونام کجاست، ولی کاش هونام همون دختر عمو تیرداد میموند بهتر بود تا اینکه اینقدر *** ه اش کنن،
۴ سال پیشهانیه
3کلاله ی عزیزم اینقدر بی رحم نباش به خاطر گل روی طرفدار های رمانت جلد سه رو هم که مربوط به سودا باشه بزار..ببین نویسنده ی مورد علاقمی ..ببین !!دیگه چی میخوای ؟وقت ؟باشه تا بمیرم منتظر میمونم..🌹
۴ سال پیش
آیماه
0با درود و سپاس از نویسنده ی عزیز، بابت موضوع متفاوت و قلم زیباتون، موفق و سربلند باشید، منتظر رمان های بعدیتون هستم 🙏💐