خلاصه رمان لبخند خدا
گاهی در تاریکی و ظلمات، تنها کورسوی امیدی میتواند، از قعر ناامیدی به اوج امیدواری برساندمان و لبخند خدا را بدرقهی راهمان کند.
زهرا
0کوتاه غمگین زیبا دلنشین قلم خوبی دارین
۳ ماه پیشنمد
1بچه ی هشت ماهه حرف میزنه؟😐
۴ ماه پیشدر جستجوی آرامش
0شروعش خیلی غم انگیز و دلهره آور بود و من هیچی ازش نفهمیدم
۴ ماه پیشAnya
1نفهمیدم چی شدد فقط این رو فهمیدم که میمیرن و زنده میشن
۴ ماه پیشبارانا
0خیلی قشنگ بود ولی کوتاه💙
۵ ماه پیشیه آدمی زاد
3زیاد چیزی ازش متوجه نشدم ولی از اونجایی که فن حامیم هستم، اسم اسم این رمان منو یاد اون انداخت در کل رمان خوبی بود ولی خیلی کم و کوتاه بود
۵ ماه پیشمهزیار
0عالیییی اشکم درشد
۶ ماه پیشجیگر
0خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگ است
۶ ماه پیشآسمان
0خیلیییییی زیبا و تاثیرگذار بود ممنونم
۷ ماه پیشزهرا
0قشنگ بود ولی کوتاه
۱۱ ماه پیشفاطمه
0باز نمیشه این چه وظعشه
۱۲ ماه پیش...
0من که ازش چیزی نفهمیدم ولی اسمش قشنگ بود
۱۲ ماه پیشآنید
2نمیدونم رمان چجوریه چون نخوندمش ولی با دیدن اسمش یاد "حامیم"افتادم...لبخند خدا🤍✨️
۱ سال پیشعاطفه
0خیلی قشنگ بود
۱ سال پیش

فلورا
0خیلی زیبا بود 💖