خلاصه رمان عاشقانه هیاهوی دلدادگی
نبش قبر می کنم.. دلدادگی ای را که به سوی دلزدگی روانه است. بغض می خرم و اشک هدیه میکنم.... بی رمق می شوم وشرم تحفه أم می شود... دست می کشم بر؛تب وتاب دلدادگی ای که هیاهویش بیشتر از قربان صدقه أش است... صدحیف که گرد اتهام آهنگ جدایی می خواند؛ برای "تو... برای" من... برای این "هیاهوی دلدادگی..."
قسمتی از متن رمان هیاهوی دلدادگی
آنیسا
1مزخرف ترین رمان سر و ته رمان معلو نیست حیف وقت و نت که صرفش کردم
۴ ماه پیشآرام
0با اینکه خیلی غمگین بود ولی عالی هم بود دست نویسنده دردنکنه
۶ ماه پیشهیاهو
0به نظرم باید ادامه داشته باشه
۸ ماه پیشپسرا
0سلام واقعا عالی بود کوتاه اما گویا اولش فکر کردم حالا میخواد چی بگه اما آخرش فهمیدم خیلی حرف برای گفتن داشت وگفت ممنونم شما نویسنده ی توانمندی هستید بدون هیچ حاشیه ایی مطلب را خوب ادا کردید امیدوارم همیشه در اوج موفقیت باشید
۱۰ ماه پیشآساره
0کوتاه ولی زیبا✨
۱۲ ماه پیشآرتین
3افتضاح بود
۱ سال پیشپانی
0من که نفهمیدم چی شد تا آمدم شروع کردم تموم شد....درسته داستان کوتاه بود ولی هیچی ازش نفهمیدم عاقبت این داستان چی بود مثلا؟!🙄
۱ سال پیشریحانه
0بد نبود
۲ سال پیشازیتا
0رومان بدی نبود
۲ سال پیشپرنیا
0بنظرم بهترین رمان دنیا بود😥😥
۲ سال پیشپری
2تا صفحه 24 خواندم اصلا جالب نیومد رهاش کردم
۲ سال پیشالهه
1مختصر دمفید لُپ مطلب رو ادا کرد متن قشنگی هم داشت
۳ سال پیشM
2خیلی خیلی غمگین بود
۳ سال پیشpary
1نمیدونم نظرخاصی ندارم راستش فک میکنم اگه ادامه داشت بهتر بود و با موضوعه مشخص و واضح تر
۳ سال پیش

Asal
0چی بود داستان اصلا؟؟؟؟؟؟😂😂😂