خلاصه رمان کلاف
دختری به نام ماهور نیکو در خانواده کاملا سنتی زندگی می کند ومحصل است، در بین ناخواسته پسری به اسم پندار که مکانیک و زندگی اش معمولی می گذرد سر راهش قرار می گیرد وبنا به درون کینه پندار، پندار صادقی به خواستگاری ماهور می رود... ولی ماهور علاقه ای به او ندارد و نمی داند پندار بخاطر یک کینه می خواهد ماهور را هرطوری شده بدست بیاورد حتی مجبور می شود پا روی خط قرمزهایش بگذارد و...
قسمتی از متن رمان کلاف
لیلا
0چرا اول رمان گفت بچه ی میانی یعنی وسطی ولی یه خواهر و برادر بیشتر نبودن
۹ ماه پیشtabasom
1خوب بود ولی باید ادامه پیدا میکرد ببینم زندگی ماهور با پندار ججوری میشد
۱ سال پیشناشناس
0وای چه بد جیگرم آتیش گرفت چرا آخه خجالت بکش وقتی عاشقش نیستی ورش نرو عقده ای
۲ سال پیشایلا
0رومان قشنگی بود ولی معلوم نشد پندار آین مدت کجا بود ولی خیلی نامردی کرد درحق ماهور ویاشار حیف شد موندم چرا وقتی عاشق پندار بود با دیدن یاشار حل میشد ولی کاش ادامه داشت بازم ممنون از نرسیده عزیز🥰
۲ سال پیشحدیثه,
1یه جاهاییش ایراد داشت اما در کل بد نبود
۳ سال پیشمارال
0عالیییییی حتما بخونید
۳ سال پیشفاطنه
0سلام رمان خوبی بود ولی یه جاهایی را نفهمیدم قلم نویسندش یکم ضعیف بود به هر حال بازم ممنون
۳ سال پیشگلچین
1اگه من جای ماهور بودم پندار و دار میزدم چون واقعا بیشعور ن این جور مردا
۳ سال پیشفاطمه
0سلام دوستش داشتم ولی یه ایرادی که داشت وخیلیم بدبود این بود که شوهر داشت ولی چشمش دنبال یکی دیگه بود واین خیلی بد بود
۳ سال پیشلیدا
1اصل داستان خوب بود ولی کم کسر داشت مثلا چس ابی یدفعه مشکی میشه پسر سه ساله یدفعه مدرسه میره یا اول میگه جلو خانوادش وای میسته بعد با اجبار عروسی کرده ولی بازم قشنگ بود ممنون
۳ سال پیشماه راز
6چرا امروز فقط یدونه رمان ارسال کردید
۶ سال پیشزهرا
0تناقض زیاد داشت وگفته هاب نویسنده باهم هم خونی چندانی نداشتن موضوع انتقام گیری تقریبا تکراری شده و درباره موضاعات جالب تری هم میشه نوشت
۳ سال پیشرز سیاه
0ممنون از نویسنده رمان خوبی بود🙏🙏🙏 خسته نباشید
۳ سال پیشسیما
1موضوع رمان خوب بود. ولی قلمش خوب نبود.
۴ سال پیشنفس
0سلام رمان بی نظیری بود ممنونم بابت قرار دادن این رمان زیبا
۴ سال پیش

سحر
0بد نبود موضوعش تکراری بود اخراشم گنگ ومبهم