خلاصه رمان :
کبوتر قصه دختری است به نام شیدا … دختری ساده ومعمولی انقدر که همیشه در حاشیه است و کسی او رانمیبیند.تا یک روز تصمیم میگیرد عاشق شود و عشق را درکنار مردی با اختلاف سنی دوازده سال تجربه میکند مردی که گذشته ی تلخی داشته و سایه گذشته ی تلخش بر روی آینده ی شیدا سایه میافکند آن چنان که در این وادی متهم به قتل میشود... پایان خوش
قسمتی از متن رمان کبوتر
مریم
0رمان قشنگی بود.ممنون
۳ هفته پیشساره
0فقط میتونم بگم مچکرم از نویسنده با این ایده های نابش
۲ ماه پیشمنم
0واقعا بعضیا فازشون چیه این همه خواننده اومدن تعریف کردند بعدش یک شل مغز میاد به همچین رمان زیبایی میگه چرت واقعا چرا؟؟
۲ ماه پیشمریم
0عالی بود. کاش رمانهای بیشتری از خانم افسون امینیان میذاشتین
۲ ماه پیشهانیه
3خییلی رمان محشری بود ارزش وقت گذاشتن رو داره حتما بخونید پشیمون نمیشید
۳ ماه پیشفرزانه
3برای بار دومه که میخونم و قشنگ بود
۳ ماه پیشهانیه
1لطفاً چند تا رمان خوب و درجه یک معرفی کنین ک تخیلی و مسخره نباشع
۳ ماه پیشفاطمه
0عالی بود عالی کیف کردم♥
۴ ماه پیشویولت
1عالی بود لذت بردم
۵ ماه پیشالهه
0خیلی لذت بردم رمان قشنگی بود♥️🍃
۵ ماه پیشخ. فارسی
1عالی بود با اینکه سالها قبل خونده بودم ولی دوباره خوندم.
۵ ماه پیشنیلوفر
1بسیار عالی بود واقعا لذت بردم کاش همه خانواده ها انقدر بی ریا و ساده بودن
۶ ماه پیشنازنین
0واقعا چرت بود . مزخرف تر از این رمان نخونده بودم خیییلییی لوس بود دیگه انقد کلمه کبوتر توش خوندم واقعا حالم بهم خورد تعریف و مبالغه هم حدی داره دیگه اگه این رمان 15 سال پیش نوشته شده باشه قابل قبوله وگرنه بنظرم نویسنده باید به فکری بخار خودش بکنه
۶ ماه پیشترمه
0خیلی زیبا با قلمی روان و قوی در کل عالی
۶ ماه پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

نیسم
0قبلا خوندم خیلی قشنگ بوده