خلاصه رمان :
همه چیز از یک قسمت از شعر شاملوی جان شروع شد: ” و دریغا – ای آشنای خون ِ من، ای همسفر ِ گریز!- آنها که دانستند چه بی گناه در این دوزخ ِ بی عدالتی سوخته ام در شماره از گناهان ِ تو کمترند!” گاهی برای فرار از دردها هم همسفر لازمه؛ همسفری برای گریز! گریز از خود، از غم، از هر چه هست و بودنش آزارت میده؛ از هر چه نیست و نبودنش آزارت میده… همسفر ِ گریز، داستان ِ تکراری ِ نگفتن هاست. هر کس توی دنیای درونش، با خودش ، با خیلی ها، حرفهایی داره، فکر هایی داره. گاه خجالت میکشیم بگیم، گاه مصلحت نمی بینیم بیان کنیم و گاه “زمان” فرصت ِ گفتن رو ازمون می گیره… همسفر گریز رو قبل از زمین نوشتم؛ مثل زمین، با آدمهاش یکی دو سال زندگی کردم و دوستشون دارم. آدمهایی که همچنان اسطوره نیستند. و حتا از آدمهای زمین، واقعی ترند. موضوع اصلی داستان، واقعیه. و همینطور اکثر آدمهاش، ما به ازای حقیقی دارند. یک عاشقانه ی آرام ِ دیگه! شاید زیادی آرام! به آرامش ِ بال زدن ِ یک پروانه که شاید گاهی سبب ِ ” اثر پروانه ای” میشه! اهل خلاصه ی داستان نوشتن نیستم! فقط اینکه بین این آدمها زندگی کردم؛ توی فرهنگشون و عادات
قسمتی از متن رمان همسفر گریز
شفق
0بی نظیر بود این رمانو چندین بار خوندم وهر بار لذت بردم .ممنون
۲ ماه پیشجیا
0بینظیر بود
۴ ماه پیشAbcd
1اولاش زیاد جالب نبود اما اخراش نفس گیر بود کلی اشک ریختم براشون، عالی بود
۴ ماه پیشSanaz
1رمان خیلی خوبی بود اولش اومدم نظرات رو خوندم و راهی اسپویل شد واسم و تو خطر اسپویل:دو پارت اول که فهمیدم آرتین کیه و حسش چیه فهمیدم قضیه حسرته با فشار زیادی خوندم همش استرس داشتم انگار منم مثل نفس تا بچه دنیا اومد راحت شدم هر چند راهی یک فرشته بود ولی بعد اون شاید بدجنسی باشه ولی خوشحال شدمکه راهی
۴ ماه پیشماه
1رمان قشنگی بود قلم نویسده بسیار عالی و قوی بود جوری که نویسنده به راحتی احساساتمونو تحت تاثیر قلمش قرار میداد.
۴ ماه پیش....
1خیلی دوستش داشتم خیلی زیاد واقعا از نویسنده بابت قلم فوق قوی و گیراش ممنونم بشدت ارزش خواندن داشت فقط کاش یه ذره ادامه داشت یا حداقل نفس به آرتین می گفت که هنوز دوستش داره....به راهی طفلک که نگفت
۵ ماه پیشنیکا
3بنظرم مخاطب بخوبی میتونست با داستان و آدماش ارتباط بگیره و پا به پای داستان جلو بره من خیلی دوستداشتم انشالله شاهد موفقیت های بیشتر نویسنده عزیز باشیم
۶ ماه پیشکژاله
0رمان معمولی با داستان معمولی. خیلی پر کشش و جذاب نبود. و در طول داستان نفس داعم در توهم نادیده شدن بود و سوءتفاهم داشت
۶ ماه پیشZynb
0طولانی بود و الکی کش داده بود من وسطاش حوصلم سر رفته بود و نیخاستم ولش کنم. در کل بد نبود
۶ ماه پیشSamiye
1دوست داشتم خیلی قلمش راحت و روان بود ممنون
۶ ماه پیشفرناز
1تو دنیای واقعی ازدواج با زن بیوه و بچه رو بد میدوننن کاش یکم فرهنگ داشته باشن بعضی آدما..بنظرم نفس به راهی خیانت میکرد با مقایسه کردناش و وقتیکه مررد اون حجم از ناراحتی واقعا ی جوری بود
۷ ماه پیشفرناز
1عالی بود من واقعا باهاش گریه کردم...حیف راهی ...واقعا متاسف شدم..
۷ ماه پیشHanie
5رمان بازای عزیز لطفا تو کامنتا اسپویل نکنید😒
۸ ماه پیشاسرا
0ناراحتین صحنه تصادف بودوای هروقت میخونم اینگارخودن توماشین بودم
۱۱ ماه پیش

Dina
0خیلی خفن بوود😍😍