خلاصه رمان :
غزل دختری بسیار مهربون و احساساتیه که عشق امیر علی و تو دلش داره..هردوشون به هم علاقه دارن و این محبت نه به زبون بلکه با دل و نگاهشونه..یک روز قبل از اینکه امیر علی و غزل به هم از علاقشون بگن توکا از غزل می خواد که…قشنگه.. پایان خوش
قسمتی از متن رمان غم نبودنت
یگانه
18عالیه خوندنش برام تازگی داشت با رمان های دیگه واینکه غزل که رفت تو کما باعث شد که امیر علی رفتارش خیلی بهتر بشه و اینکه من عاشق اینکه دختر داستان یه چیزیش بشه و بره بیمارستان تا عشقش قدرشو بدونه 😂🙂
۶ سال پیشزهرا
0دقیقا ،،کسی یه رمان اینجوری سراغ داره؟ که دختره بره تو کما؟
۳ ماه پیشسلطان غم
0حرف نداشت عالی آدم پ حس خوب میشه
۵ ماه پیشیسی
0خیلییی قشنگ بود جزو بهترین رمان های این برنامه اس بنظرم چقدر عشق طاها و امیرعلی پاک بود
۶ ماه پیشعاطفه
0واقعا عشقشون خیلی پاک بود.الهی همه عاشقا بهم دیگه برسن
۱ سال پیشبهار
0ژئادخوشم نیومد،الکی طولانی بوددخترهمش خودشامقصزمیدونیت بدم میومد ،انگارپسزه چه عتیقه ای بود حال بهم زن روانی
۲ سال پیشفاطمه حسینی
3فقط میتونم بگم نویسنده جان لایک داری با این رمانت 👍👍👍👍👍👍👍👍👍
۲ سال پیشگیسو
0دوست نداشتم
۲ سال پیشMm
1از نظر من امیر علی بیشتر از همه گناه داشت خیلی داغون شد
۲ سال پیشمریم عباسی
2سلام خوب بود من خیلی خوشم امد ،ولی مریضی طاها ومرکش خیلی ناراحت شدم وگریه کردم،چون خیلی ها رو دیدم این سرطان لعنتی به جوانیشون رحم نکرد،موفق باشید
۲ سال پیشغزل محمدی
0این رمان و پنج سال پیش خوندم و واقعا عالی بود و کلی سر مرگ طاها گربه کردم
۲ سال پیش.....
1شخصیت طاها رو خیلی دوست داشتم:)و واقعا با مرگش خیلی گریه کردم.
۲ سال پیشنگار
0خیلی غمگین بود کلی گریه کردم
۲ سال پیشمهیا
0واقعاااا عالیی بهترین رمانی بود که خوندم تا حالا ۳بار کامل خوندمش
۲ سال پیشAna
5دست خورده یعنی چی که نویسنده همش گفته بود مگه دختر ها کالا هستن اصلا از این ادبیات جنسیت زده نویسنده خوشم نیومد مانا هم خیلی دختر چسب واویزونی بود بنظرم بیشتر از این حقش بود
۳ سال پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

بی نام
0دخترا فشار خور الکی نگین خوب بود و این حرفا شاید داستانش تازگی داشت اما آخرشو چرت تموم کرد نویسنده باید اون پسره امیر احمق بجای فرصت دوباره دادن به غزل که به راحتی ازش دست کشید به مانا که چهارسال تمام کنارش بود عشق می ورزید خلاصه کنم اگه فرصت دوباره دادن به آدما خوب بود خدا هم فرصت میداد به شیطان