خلاصه رمان عاشقانه دستهای تو تصمیمم بود
نگار،زنی تنها با زندگی پر از فراز و نشیب،در جدال با بیماری مادرش پا به بیمارستانی میگذارد که مردی قدرتمند در آن حکمرانی میکند،مردی که بعدها بهترین و بدترین اتفاقاتِ زندگیِ نگار را رقم خواهد زد.
قسمتی از متن رمان دستهای تو تصمیمم بود
پناه
0فراموشت نکردم آخرین یار که در بنبست عشقت مانده ام از اخرین بار پر از بغضم عشقم شانه ات کو تو ای خانه بر اندازم نشان خانه ات کو مرا یاد تو دیگر داده بر باد مرا یادت نمی اید ای داد و بی داد یادم نمیکنی و ز یادم نمیروی یادت بخیر یار فراموشکار من برباد داده ایم و به دادم نمیرسی یادت بخیر بی خبرازحال من
دیروزیگانه
0خوب بود ولی بد تموم شد کاش حداقل یه کم اززندگی کردنشون مینوشتین
۲ ماه پیشsamira
2ولی من منتظر ی فصل دیگه بودم ک حداقل ی فصل بدون عاشق های نگار و کل کل با ساها میخوندم😐
۴ ماه پیشنسرین
0ببخشید این و نفهمیدم،منتظر فصل دوم بودید که دقیقا چه اتفاقی بیافته؟
۳ ماه پیشفاطمه
0فصل دوم ام بنویس
۳ ماه پیشالهه
0فقط مزه پرونی های نگار و کیوان تو کل رمان خیلی جالب بود عاشقانه نگار و ساها برام جالب نبود
۳ ماه پیشنسرین
0خیلی ممنون از عزیزانی که رمان رو خوندن و نظر دادن،حتی منفی،این برای من مایه مسرت و خوشحالیه💌
۳ ماه پیشهانا
24نمیشه گفت خوب بود کلا رمانت تو سه کلمه دعوا، قهر، آشتی خلاصه شده بود همش نگار تا یه چی میشد قهر میکرد ساها هم فقط دعوا میکرد اینش خیلی بد بود که کل دنیا رو عاشق نگار کردی😐ینی آسمون باز شده فقط یه نگار افتاده پایین همه باید عاشقش بشن هرکی از راه میرسید بهش میگف خوشم اومده ازت بیام خواستگاری
۱ سال پیشسیندرلا
2😂😂😂 عاشق گفتن حست نسبت به رمان شدم🤣🤣
۶ ماه پیشنسرین
0واقعا که حق با شماست،خیلی آبکی شده بود،اما انموقع اصلا درکی نداشتم،فکر می کردم خیلی عالیه
۳ ماه پیشنسرین
6سلام، ممنون بابت رمان قشنگتون. ولی خیلی چیزها رو نا تمام گذاشتین نثل کیوان بالاخره با خواهر بهنلم ازدواج کرد نسترن، اراشادراد چی شد
۶ ماه پیشنسرین
1درسته،ولی اگه به بقیه می پرداختم یه جورایی همه باید به هم می رسیدن،البته بجز آرشاراد و میشد زندگی شیرین میشود،نمی خواستم فیلم فارسی طور تموم بشه،مطمئنا اگه الآن می نوشتمش خیلی با چیزی که در حال حاضر هست فرق میکرد
۳ ماه پیشفریبا
0عالی بود از خوندنش لذت بردم
۳ ماه پیشنسرین
0نگاهِ شما زیباست،ممنونم🍀🫂
۳ ماه پیشریحان صحرایی
1ببینید در کل رمان خوبیه ولی میتونست خیلی خیلی بهتر باشه اخرش هم خیلی بد تموم شد ولی نود درصد رمان های عاشقانه همین طوریه
۵ ماه پیشنسرین
0من اونموقع انقدر جوگیر بودم،فکر می کردم بهترین پایانِ تاریخ و ساختم،اولین داستانی بود که نوشتم،مطمئنا زیاد جالب از آب در نیومد،فکر می کنم طبیعی باشه
۳ ماه پیشعالی
0خیلی خوب بود
۳ ماه پیشسمی
0عاشقانه هاشون خیلی خوب بود واقعن قلمتو ن بسیار زیبا و خوندنی بود. ولی برای طبیعی تر شدنش میشد ک همه رو عاشق و کشته مرده نگار نکنید و ی مورد دیگم اینک تکلیف بقیه رو هم مشخص میکردین مث کیوان نسترن در کل خیلی قشنگ بود واقعن حس خوبی بم داد خوندنش ممنونم ازتون موفق باشید
۳ ماه پیشنسرین
0اونموقع سنم خیلی کم بود که نوشتمش،واقعا خودم الآن جرئت خوندنش و ندارم،خیلی بهتر از این میتونست باشه،برام باعث افتخاره که دوستش داشتید🪴
۳ ماه پیشمریم
0افتضاح بود .اصلا نخونید طولانی و مسخره!کژال قشنگ بود
۳ ماه پیشSara
0هیچ *** به بقیه دخترای بیمارستان که از قضا دکترم بودن نگاه نمی کرد همه عاشق یه پرستار پیزوری کا از نداری کلیه میفروشه میشن🤣🤣
۳ ماه پیشElham
0هر کی از راه می رسید از دکتر و تاجر و وزیر وکیل عاشق دختره میشد خیلی چرت و از واقعیت به دور خوبه اپشن انچنانیم نداشت الان تو این دوره زمونه همه دنبال پول و مقامن
۳ ماه پیش

پناه
0بسیار عالی و شبیه به اهنگ های ایوان بند گوش دادن اهنگ های ایوان و خواندن رمان برای دومین بار دل نشین و زیبا