دوست داشتی؟
رمان چشمات سگ داره اثر مسیحه زادخو

رمان چشمات سگ داره

  • زبان فارسی
  • 73.8K 👁
  • 76 ❤️
  • 134 💬

خلاصه رمان عاشقانه چشمات سگ داره

یوسف پزشک خواننده ای که بر حسب اتفاق با دختری اشنا میشه دختری زیبا به نام رز که دختر حاج نصرت مردی بنام و تاجر بازاری با عقاید کاملا متفاوت یوسف به رز ابراز علاقه میکنه اما رز ....

قسمتی از متن رمان چشمات سگ داره

-بابا حالا هی به این چش سفید رو بده ، ببین حاجی دهن کجی میکنه
نگاهم به بابا بود صندلی رو جلو کشید وگفت :
-قربونش بشم الهی
من با ذوق گفتم :
-خدا نکنه حاجی خودم پیش مرگتونم
حسام کنارم ایستاد لپمو کشید وبا خنده گفت :
-زبون باز این جوری دل حاجی رو آب میکنی
لبخند زدم که خم شد گونمو بوسید وگفت :
-فدای خواهر گلم برم من
حامد معترض شد وگفت :
-تشنه به خون بودی که آدم فروش
خندیدم از گردن حسام آویزون شدم چند بار پشت سر هم بوسیدمش وگفتم :
-الهی فدای تک تکتون بشم من
سه تاشون باهم خندیدن وحامد گفت :
-ما که حریف تو نمیشم سوگلی
مامان با خنده سمت میز میرفت گفت :
-بیاین صبحونه که شما از پسش یر نمیاین یه حاج نصرت که پشتشه شما کلاتون پس معرکست
روز جمعه بود همون رور حسام وحامد برای عقد شام بیرون قرار داشتن
منو عمه مامان واحسان همگی رو تخت تو حیاط نشسته بودیم دورسفره ومنتظر اومدن حاجی که نماز میخوند
احسان کنارم نشسته بود سرمو نزدیک گوشش بردم وگفتم :
-خیلی نامردی کردی داداشی
احسان باخنده در حالی که از سبد سبزی خوردن یه ترپچه نقلی بر میداشت وگفت :
-تقصیر خودته گلم چرا تو اینقده شیطونی
همین هنگام حاجی اومد
روتخت نشست وگفت :
-قربون دخترکم برم شیطنتاشم مث خودش قشنگه
احسان با پوزخند گفت :
-یه روز بل اخره خودم حالشو میگرم
من فقط لبخند زدم
حاجی -اون وخ با من طرفی ،حسابت با کرام الکاتبینه
حسام با حسرت گفت :
-حاجی اگه شما نبودین ماحسابی حال این پرنسسو گرفته بودیم
عمه با لبخندی گفت :
-اما با من طرفین
با خنده ی عمیقش نگام کرد وگفت :
-تا جفت چشاتونو بذارم کف دستتون
مامان -بفرما حاجی از دهن افتاد
حاجی نگاهی به محتویات سفره کردوگفت :
-بازم بی پیازه
مامان -نه فقط مال رز پیاز نداره بقیش گوشت چرخی هم داره
بابام نگام کرد وگفت :
-بچم دوست نداره
مامان با لحن گلایه آمیزی گفت :
-حاجی عزیزمن اینقده لی لی به لالای دخترت نذار
حاجی لقمه لی که درست کرده بود سمت مامان گرفت وگفت :
-درکم کن پروین این دختر عمر منه
احسان با اخم گفت :
-ما هم فکر کنم سر راهی هستیم
رو به مامان ادامه داد :
-جان رُز مامان ما بجه هاتون هستیم
عمه عفت که کنار احسان نشسته بود یه پس گردنی حواله ی احسان کرد وگفت :
-چی میگی تو درست حرف بزن
حاجی -استغفر الله پسرم این چه فکریه شما سه تا ستون این خونه اید رُز دختره فرق داره باید نازشو بکشم
منم که تمام مدت ساکت بودم با لبخندی بوسه ای حواله بابا کردم وگفت م:
-الهی قربونت بشم من حاجی بابای یه دونه ی خودم
حاجی موهای دم اسبیمو نوازش کرد وگفت :
-تو عمر منی بابا داداشاتم ستون خونه
رو به احسان گفت :عزیزم پسرم شمانباشین چرخ زندگی من مگه میچرخه
احسان شرمنده گفت :


بیشتر بخوانید
نظرات رمان چشمات سگ داره
  • .....

    0

    بچها رمان صحنه دار کسی نمیدونه؟!🙃

    ۴ ماه پیش
  • دخترک رمان خون

    0

    زندگیم باش,به من فرصت بده

    ۳ ماه پیش
  • همسر کوچک من،

    0

    ارباب شاهین، خدمتکار ارباب، *** ای ارباب

    ۵ روز پیش
  • خرمی

    0

    من از رز متنفر شدم خییلی لوس بود . یک سال عروسی یک بار *** . چه غلطا

    ۷ روز پیش
  • jojo

    1

    فکر نکنم یه همچین پسرایی این روزا پیدا بشن رمان واقعا فوق العاده بود ولی شخصیت رز زیادی لوس بود

    ۱ ماه پیش
  • حمی

    1

    حالم و گرفت آخه این چه زندگی زنا شویی همش شد زوری دوست داشتن زوری عشق زوری

    ۲ ماه پیش
  • Reyhan

    1

    بچه ها چرا فقط از زر ایراد میگیرین درسته که زیادی ناز میکرد اما یوسف هم تعادل روانی نداشت یه بار رز و میخواست خفه کن چون فقط بهش گفته بود نمیخوادش باز پرستار بیمارستانو میخواست خفه کنه 😐

    ۲ ماه پیش
  • Zahra

    2

    عقده ایی روانی رز انگار کیه

    ۳ ماه پیش
  • narges

    1

    واقعا اشتباه کردم وقت گذاشتم واسه خوندنش خیلی کلیشه ای و افتضاح همش منتظر بودم اتفاق تازه ای بیوفته..😡

    ۳ ماه پیش
  • نگار

    1

    سلام ممنون از رمان قشنگتون ولی یه ایراد داشت که بیشتر جاهاش غلط املایی داشت و اینکه فعل جمله رو اول جمله قرار داده بودن و اینجوری یکم سخت میشد مفهوم جمله چون کاربرد تموم شدن جمله به فعل آخرشه ولی اینجا بیشتر افعال اول جمله اومده بود ولی به هر حال زیبا بود ممنونم از نویسنده محترم موفق باشید

    ۵ ماه پیش
  • سروین

    0

    رمان خوبی بود دست نویسنده درد نکنه نباید فقط پسرا مغرور باشن اتفاقا دست رز درد نکنه دختر باید ایجوری باشه

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    به نظرم رز یه دختر پولدار لوس وننروبی ادب بود ویوسفم زیادب دیگه لی لی به لالاش میزاشت مردباید یه مقدار مغرور باشه اونم با اون همه موقعییت شغلی وکاریش اصلا خوشم نیومد خیلی ابکی بود مخصوصا شخصیت رز

    ۸ ماه پیش
  • فاطیما

    4

    این رز رو نشون من بدین با غلطک از روش رد بشم 😡😅

    ۱۰ ماه پیش
  • رها

    3

    شخصیت جفتشون بد بود رز خیلی لوس و ننر و مغرور بودو یوسفم تو همه چی زیاده روی میکرد...از نظر من یوسف باید سگ محل رز نمیذاشت ناز کردنم حدی داره بخدا...در کل خوب نبود..

    ۱۰ ماه پیش
  • ...

    3

    اتفاقا رز اصلا برخورد درستی نداشت اگه یکبار با یوسف حرف میزد حتی اگه اون رو نمی خواست می تونست خیلی عاقلانه حرفش رو بزنه و متقاعدش کنه نه انقد بچگانه برخورد کنه 😐درسته یوسف هم زیاده روی کرد ولی در کل رفتار رز بچگانه بود و عاشقانه خوبی روایت نشده بود

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    6

    تربیت رز اصلا خوب نبود زیادی لوس و از خود راضی بود کم نیستند همچین دخترانی ک اون هم مقصر خانوادها هستند دست نویسنده درد نکنه

    ۲ سال پیش
  • SAzde

    7

    درسته دخترا ناز میکنن تا مردا نازشون و بخرن ولی رز شورش و در اورد بخدا باید یوسف بهش محل سگم نمیگذاشت ناز کردنم حدی داره دلم میخواست بزنم پارش کنم دختره ی *** عشقت خواننده باشه عاشقت باشه بهانه چیه اوف

    ۲ سال پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!