خلاصه رمان بازگشت ارباب جوان
رمان درباره دختری به اسم ماهرخه که توی روستا با خانواده عموش زندگی میکنه ....سالها پیش خانوادشو از دست داده و عموی ماهرخ اربابه روستاهم هست و....
قسمتی از متن رمان بازگشت ارباب جوان
دلارام
0لطفاً اگر اسمش رو پیدا کردی به من هم بگو
۲ هفته پیش....
0اصلاا رمان جالبی نبود قر قاطی بود هرخری بود با اخلاقای شایان همون اول میفهمید عاشقه تازه روز عروسی مطمعن شده اگه برا وقتتون ارش قاعلید نخونید چرتت ترین
۲ ماه پیشNoora
0رمان نسبتا خوبی بود اما من دنبال یه رمانی هستم که تا یه جاهایشو خوندم بعدش گمش کردم رمان درباره یه دختری بود که خانوادش اصلا دوسش نداشتن مخصوصا باباش و خب باباش خیلی بیشتر به دختر عمو هاش توجه میکرد کلا همین یادمه و یادمه که این دختر یه اتاق داشت ته حیاط خونشون بود اگر کسی میدونه اسم رمانه چیه بگه
۲ ماه پیشزهرا
1قشنگ بود اما خیلی آبکی بود بنظرم
۳ ماه پیشگیلانی
0برای شروع نویسندگی خوب بود ولی ...
۳ ماه پیشمینا
1خیلی داستان آبکی بود، برای من ک انقد رمان خوندم جالب نبود،نویسنده نبود اصلا!! فقط میخواست داستان سریع جلو ببره و تموم شه در کل حیف وقتی ک گذاشتم
۳ ماه پیشرها
1داستان عالی بود من که دوست داشتم خیلی خوب بود بقیه اگر گفتن بد هست دروغ میگن خودت بخون میفهمی ❤
۴ ماه پیشیاسمین
1عالیییییییییی بود عالیییییییی
۴ ماه پیشرویا
1خییییلی چرت بور
۴ ماه پیشممممممممم
3برای عاشق شدن حتمی نباید دلیلی وجود داشته باشه....عشق با گذشت زمان به وجود میاد بدون دلیل.
۴ ماه پیشبانو
1درود از نظر من اصلا جالب نبود ریتم داستان تند بود اون نفرت الکی بود و عاشق شدن بعدش هم بی معنا خیلی سرسری بود و پر از غلط
۴ ماه پیشS*P
4خیلی مزخرف بود واقعا اصلا سروته نداشت من نمیدونم یکی که صبح تاشب کتکت میزد چرا باید عاشقش بشی🫤
۴ ماه پیشزهرا
4اصلا چرا ماهرخ با اینکه دم به دقیقه کتک میخرد باید عاشق شایان بشه شایان چرا بدون هیچ دلیلی عاشق ماهرخ شد
۴ ماه پیشزهرا
2اصلا رمانو دوست نداشتم حیف وقتی که هدر دادم مثلا اگه اون مامانش نبود پس کی مامانش بود شایان چرا وقتی از مارخ بشدت بدش میومد چرا بردش پیش دوستاش و گفت زنمه چرا وقتی شایان ماهرخ و پیدا کرد بردتش توی عمارت به مانش گفت که ماهرخ زنشه و به ماهرخ گفت که باید کار کنی اصلا شایان چطوری ماهرخ و پیدا کرد
۴ ماه پیشمحدثه
3نویسنده جالبی نبوده عجله داره انگار نوجوان ۱۳ ساله داره خاطره خیالات خودشو بدون مفهوم میگه انگار یچیزی شنیده داره تعریف میکنه
۴ ماه پیش

نگار
1قشنگ بود ولی زیادی ماهرخ بدبخت کتک میخورد بعضی جاهایش رو زیاد دوست نداشتم ولی در کل رمان قشنگی بود امیدوارم که نویسنده و همکاراشتو کارهای بعدیشون هم موفق باشند 💙💙💙💙