دوست داشتی؟
کاور اصلی رمان عاشقانه تراژدی از خاکستر تا خورشید اثر نسترن جوانمرد

رمان از خاکستر تا خورشید

  • 39.4K 👁
  • 125 ❤️
  • 292 💬

ماهور، زنی جوان با گذشته‌ای زخمی، سال‌هاست با ترس زندگی می‌کند؛ ترسی که ریشه در ازدواجی تاریک و مردی دارد که هنوز سایه‌اش را از زندگی او برنداشته است. در حالی که او برای حفظ جان فرزندش و رهایی از گذشته می‌جنگد، زخم‌های کهنه یکی‌یکی سر باز می‌کنند. مردی از گذشته، تشنه‌ی قدرت و مالکیت دوباره بازمی‌گردد؛ و هم‌زمان، رابطه‌ای ناگفته میان ماهور و مردانی که هرکدام خود با گذشته‌ای تاریک دست‌وپنجه نرم می‌کنند، شکل می‌گیرد. حقیقت‌هایی پنهان، پیوندهای خونی و انتخاب‌هایی که می‌توانند نجات‌بخش یا ویرانگر باشند؛ او را میان ماندن، فرار و جنگیدن معلق نگه می‌دارند. گذشته و حال در نقطه‌ای مرگبار به هم می‌رسند؛ و این ماهور است که باید تصمیم بگیرد؛ آیا می‌شود از دل خاکسترِ یک زندگی سوخته، به سوی خورشید برخاست؟ یا این بارِ حقیقت بهایی دارد که هیچ‌کس برای پرداختنش آماده نیست؟

بیشتر...
14
۴ روز پیش

13
۴ روز پیش

12
۷ روز پیش

11
۱۱ روز پیش

2
۳۰ روز پیش

1
۳۰ روز پیش

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ممنون بابت رمان

    در پارت 140

    لطف کنین زود به زود پارت بزارین خیلی طول می کشه خیلی هم کنجکاو هستیم

    ۱۵ ساعت پیش
  • ترنم

    در پارت 140

    به به آذر خاتم چه قشنگ حرف میزنه..نسترن شماره تلفنشو میدی بهش زنگ بزنم از این حرفا هم به من بزنع😍

    ۴ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    شماره همه رو بفرستم برات خیالت راحت بشه؟ پولاد، آذر، مهراد 🤣🤣

    ۳ روز پیش
  • ترنم

    در پارت 140

    حالا مهراد نه اون صدف رو دوست داره کاری باهاش ندارم..ولی شماره اون دوتا رو بده

    ۳ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😔 شماره کارت بدم؟

    ۳ روز پیش
  • ترنم

    در پارت 140

    شماره کارت میخوام چیکار عههه😂شماره تلفن

    ۲ روز پیش
  • زهرا

    در پارت 140

    از همون اول حدسم این بود که زلزله بم بوده ؟ درست دیگه؟ اتفاق تلخ گذشته زلزله بم بوده 😢

    ۳ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بله زلزله بمی که باعث خراب شدن خونه و روح مردم زیادی شد.. 💔

    ۳ روز پیش
  • زهرا

    در پارت 142

    منتظرم فرداد بفهمه خواهرش زنده است . یا ماهور بفهمه دیگه بی پناه نیست 🫠

    ۴ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    منم امیدوارم مهراد هرچه زودتر بفهمه

    ۳ روز پیش
  • زهرا

    در پارت 140

    اوااا من مطمئنم تایپ کردم مهراد و همچنان که تایپ میکردم حواسم بود مهرداد نشه 😂 ولی مثل اینکه فاصله رو که زدم تبدیل شده به فرداد 😂

    ۳ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    فدای سرت عزیزم 🤍

    ۳ روز پیش
  • پریا

    در پارت 131

    داستان خیلی خوبه و حدس زدنش برا قسمت بعد سخته

    ۳ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    خوشحالم که نظرتون مثبت بوده پریاجان 🤍🥰

    ۳ روز پیش
  • Elina

    در پارت 143

    مرسی بابت پارت هدیه💙

    ۳ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    مرسی از نگاهت عزیزم 🤍

    ۳ روز پیش
  • Elina

    در پارت 143

    کاش خود بزرگمهر می موند تو بیمارستان میترسم آصف پیداش کنه ببره💔

    ۳ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    چی بگم والا...

    ۳ روز پیش
  • Elina

    در پارت 143

    چقدر آذر خوبه:))

    ۳ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    آذر شاهکاره 🥹

    ۳ روز پیش
  • .

    در پارت 140

    اتفاق زلزله بم بوده

    ۳ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    صد امتیاز برای شما 🤍👏🏼

    ۳ روز پیش
  • زهرا

    در پارت 143

    تشکر فراوان برای پارت هدیه ❤️

    ۴ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    تشکر از نگاه شما 🤍

    ۳ روز پیش
  • سعادت

    در پارت 142

    آخ ماهور چقدر سختی کشیده امیدوارم که دست اصف بهش نرسه

    ۴ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بیاید باهم دعا کنیم 🤍🙏🏼

    ۳ روز پیش
  • یلدا

    در پارت 131

    مرسی نسترن جان برای پارت گذاری مرتبت امیدوارم همینجوری ادامه دار باشه🤧🤍

    ۴ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    مرسی از شما یلداخانم بابت افتخاری که به ما میدی 😁🤍

    ۳ روز پیش
  • ترنم

    در پارت 140

    آصف مو میتونه بیخیال بشینه و نگاه کنه اون باید کاوه رو پیدا کنههههه..خیلی میترسم😫

    ۴ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    منم میترسم یهو بیاد کاوه رو برداره ببره

    ۳ روز پیش
  • ترنم

    در پارت 140

    برکه تو از الان به بعد ی همبازی داری ی دونه هم عمه خوشگل داری ولی زندگیش اونقدرا هم خوشگل نیس(با وجود آصف)💔

    ۴ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ولی به خورشید میرسه و زندگیش نورانی میشه، نه فورا ولی حتما

    ۳ روز پیش
  • ترنم

    در پارت 142

    وااای کاش خود بزرگ زیر نظر بگیردش حس خوبی ندارم..همش فک میکنم فرار میکنه

    ۴ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    منم همینطور

    ۳ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.