خلاصه رمان عاشقانه آخرین کیفر
عشقی که عقل را از تصمیمها خط میزند و عاشقی که زندگیاش دست خوش اشتباهات بزرگ و کوچک میشود و لجوجانه چشم میبندد بر اشتباهاتش. آنقدر در خواسته هایش غرق می شود که اشتباه از پس اشتباه زاده می شود. زمانی چشم میگشاید که نه راه پیش دارد و نه پس. و تقاص پس میدهد، آخرین کیفر...
قسمتی از متن رمان آخرین کیفر
مینا
0چرت بود حیف وقتم
۷ ماه پیشالهه
1رمان قشنگی بود کاش همه تو زندگیشون یاد بگیرن حرفها رو به موقع وبجا بزنن واز طرف مقابل انتظار نداشته باشن همه چی رو از چشماشون بخونه .آخرش باید بیشتر ادامه میداد در کل خوب بود
۳ سال پیشفربد
0خوب و سرگرم کننده..........
۳ سال پیشخاطره
2عالی بود سپاس نویسنده عزیز موفق باشی 🌹🌹🌹
۴ سال پیشماهان
1قشنگ
۴ سال پیشناز
1رمان خوبی بود ولی اصلا به هم پیوستگی نداشت باید جوری گذشته و حال را به قلم در می آورد که پی در پی بودنش مختل نشود و اینکه پایان کامل و جامعی هم نداشت
۴ سال پیشمهتاب
1رمان قشنگی بود، اصلا لوس وبیمزه نبود، یه زندگی واقعی و دوست داشتنی بود
۵ سال پیشاکسوال
4قلم نویسنده خوب بود ولی نگارششون خوب نبود اخرش سریع تموم شد سبحان هم خیلی بی احساس بود
۵ سال پیشالهام
2رمان خوبیه
۵ سال پیشسما
2قلمش عالیه رمان خوبی بود ممنون از نویسنده
۵ سال پیش
مژگان
0متوسط وکشدار