خلاصه رمان تخیلی زاده تاريكي
داستان يه دختر، دختري كه میره توي دنيايي كه حتي توي تخيلشم نيست، به خواست خودش نميره. اون رو با زور و اجبار به دنیایی که از نظر انسان ها خیالی ست، بردند و پاي دخترک، به دنیای اسرار امیز، باز شد. دنيايي كه اتفاقات خوب و بدي رو براش به نمايش مي ذاره و سختي هاي زيادي رو بهش تحميل مي كنه و اون رو تبديل به زاده تاريكي مي كنه، زاده اي كه در اخر...
قسمتی از متن رمان زاده تاريكي
نیلوفر آبی
1میشه لطفا بگی اسم جلد دومش چیه واز کجا میتونم بخونم
۲ ماه پیشshiva
1خیلی قشنگ بود فقط یه چندتا سوال و ابهام برام پیش اومده، مثلا همسر هافمن به ارتیمیس گفته بود تکه گردنبند رو ببره برای هافمن ولی چرا بهش نداد با اینکه تو همون جنگل اواتار با هافمن روبه رو شد بهش چیزی نگفت حتی، واینکه نبردش با عنکبوت آکرا سخت تراز نبردش با یه الهه بود در صورتی که الهه قوی تره
۲ ماه پیش?لعیا لیالستان?
2جلدهای دیگش روهم بخونید خیلی رمان قشنگیه هرچی بگم کم گفتم💞🐣❤️
۸ ماه پیشSaina
1اسم جلد های دیگش چیه؟
۳ ماه پیشرویا
1خیلی عالی بود 🥹 ولی پایان غم انگیز داشت🥺💔
۴ ماه پیشعلی
2با این که هنوز رمان تموم نکردم ولی خیلی جاها ضعف داره برا مثال خیلی جا شخصیت اصلی میتونست شخصیت منفی داستان شکس بده یا حداقل باهاش مبارزه کنه یا برعکس خیلی جاها شخصیت منفی میتونست شخصیت اصلی بکشه ولی به یه تهدید تو خالی کفایت میکرد
۶ ماه پیشParia
0از نیروهای خودش استفاده نمی کرد نه ازنیروی گرگ شدنش و نه از نیروی تاریکیش اصلا معلوم نشد از کجا این نیروی تاریکی رو داره معلوم نشد چرا گلوریا رو داخل گردنبند زندانی کردن و علتش چی بوده توی مرحله آخر هم با اینکه دن یک الهه بود ولی خیلی راحت شکستش داد
۶ ماه پیشپریا
2رمان قشنگی بود تخیل خوبی هم پشتش بود اما قلم نویسنده چون که کار اولشون بوده خیلی قوی نبود خیلی چیزا نتیجه اش مشخص نشد مثلا از غار غول ها معجون شفابخش برداشت اما ازش هیچ جایی استفاده نشد یا مثلا روح مادر جازمین شیشه ای که دخترهای مایک دنبالش بودن رو به آرتیمیس داد که به جازمین بده اما هیچ وقت نداد
۶ ماه پیشمحیا
0همش میگفت ک فقط اتریس میتونه از زمین ادم بیاره اونم یه سال یه بار انرژیشو پیدا میکنه،ولی دنیل از زمین اومده بود، یا تو پایتخت سرزمین شیاطین مسابقه برای زمینی ها گذاشته بودن
۶ ماه پیشراحله
1میدونی رمان خعلی خعلی قشنگ بود و واقعا تخیل خیلی بالایی این رمان میخواست ولی خعلی جاها انتظار داشتم ،مثلا از گرگ شدن خودش استفاده کنه استفاده نکرد پس میتونست اصلا به نکته گرگ بودن اشاره نمیکرد ،و اینکه توقع داشتم این شخص ک کل سرزمین رو نجات داد شاهزاده سرزمین الف باشه ملکه الف ها مبهم موند
۷ ماه پیشمینو
2ممنون از نویسنده که رویاپردازی قوی داره داستان خیلی تناقض گویی داشت بعضی جاها باهم جور در نمیومد انگار نویسنده یادش رفته بود مثلا در مورداون گردنبند چی گفته وخیلی نقش ها مثل گرگ شدن و...بیفایده مطرح شده بود داستان طوری رویاپردازی وسکانس ها طوری چیده میشذ که انتظار یه داستان خیلی پیچیده راداشتم
۷ ماه پیشالیکا
0رمان عالی بود اولای رمان میشد حدس زد چه اتفاغی می اوفته اما وقتی به اخراش رسیدم گفتم احتمالن شیشه عمر مایک رومیشکنه و تموم میشه ولی بعد که خوندم اشکم در اومد واقعن عالی تموم کردی
۷ ماه پیشلعیا
1من چهارساله دارم رمان میخونمو ۲ ساله که دارم رمان های ماورایی میخونم میتونم بگم بعدازرمان های خانم آمنه آبدار یکی از بهترین رمان های فانتزی هست البته اوایلش روکه خوندم منصرف شدم ازاینکه ادامه بدم ولی وقتی نظرات روخوندم بازم ادامه دادم بایدبگم واقعانویسنده خیلی زحمت کشیده که۳۶۰۰صفحه نوشت ممنون💞
۸ ماه پیشnazanin
2رمان بسیار جذاب ودوست داشتنی ای برام بود به عنوان یه خواننده فقط اوایل رمان بنظرم جالب نبود اما هرچی جلو تر رفت محکم تر وجذاب تر شد رمان عاشق روحیه قوی ارتیمس بودم💛💛💛
۹ ماه پیشآرا
0واقعا عالی و متفاوت بود نویسنده عزیزم امیدوارم بقیه رمان هاتون هم همینقدر عالی باشه☺️❤️ امیدوارم در همه چیز عالی و موفق باشید 😚❤️
۱۰ ماه پیشالی
3خیلی چرت بود 😐 بیشتر برا ۱۲ ۱۳ سالهاا مناسبه
۱۱ ماه پیش

شباهنگ
2خسته نباشید میگم به نویسنده ولی متاسفانه این رمان رو نپسندیدم. منطق روایی داخلش رعایت نشده و چیزی که خیلی تو ذوقم میزد بی نمک بودن شوخی ها و خنده های الکی بود. نتونستم بیشتر از دو فصل ادامه بدم. متشکرم.