خلاصه رمان :
داستان زنی که درگیر زندگی می شود و عادتی که جای عشق را می گیرد و روزگاری که با رها یار نیست و پس از پنج سال او را تن ها تر از تنها می کند … روایت غم ها و محبت ها و نگاه خداست به بنده ها … که هرچقدر تنها باشی خدایی هست که بودنش جای تمام نبودن هاست … تن ها داستان همه بنده هاست و عاشقی شان با خدا هرچند عیار زمینی ما او را تهی از عشق بخواند...
قسمتی از متن رمان تن ها
Maede
0قشنگ بود ولی اوایل رمان رها یجوری حرف میزد انگار مرض ناعلاج داره و اینکه یهو میگفت چندماه بعد خیلی خوب نبود بهتربود همه اتفاقات رو توضیح میداد
۱ سال پیشالهه
2بااینکه برای بار دوم بود که خوندم ولی با تک تک جمله هاش عشق کردم وازته دل از خوندنش لذت بردم
۲ سال پیش❤️فاطمه
0رمان خوبی بود فقط بعضی وقتا رها زیادی رو مخ می رفت ممنون نویسنده جون ❤️🌹🌟
۲ سال پیشالیتا۳۲
0عالی یه کم کشداربود ولی بسی زیبا
۲ سال پیشلیلی
0یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم.
۲ سال پیشدختر الماس
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Ali
0خیلی خسته کننده بود
۲ سال پیشالهه
0قشنگ بود ولی عالی نه.ارزش خوندن داشت.شاید روزی دوباره بخونم .ازمقاومت وقوی بودن رها بعنوان یه زن واز رفتار واخلاق سامان خیلی خوشم اومد
۳ سال پیشمرادخانی
0عالی بود
۳ سال پیشفاطمه
0عالی بود
۳ سال پیشصدف
2ممنون از قلم زیبا و قوی نویسنده رمان بسیار جالب و جذابی بود توصیه میکنم حتما بخونید
۳ سال پیشفاطمه زهرا
0بد نبود قلم خیلی ضعیفی داشت
۴ سال پیشاسرا
1این رمان عالیه چرااینقدرکم نظرداده شد
۴ سال پیشثمین
0جالب نبود
۴ سال پیش

محمد جواد
0خیلی خیلی خوب و عالی لذت بردم و واقعا درگیرش شدم مخصوصا اشعارش خیلی جذاب بود