دوست داشتی؟
رمان طنز سه تفنگدار شیطون اثر فاطمه موسوی

رمان طنز سه تفنگدار شیطون

  • زبان فارسی
  • 98.2K 👁
  • 439 ❤️
  • 301 💬

خلاصه رمان طنز طنز سه تفنگدار شیطون

داستان درباره سه تادختر،یابهتر بگم سه تا تفنگدار.آیدا یعنی همون تفنگدار اول کسیه که اینقدر شیطونه که باعث میشه پسر سرگرد محمدی یعنی همون متین از دستش سر به دیوار بکوبه . یاسی تفنگدار دوم ما پایه و رفیق فابریک آیداس و تنها مشکل زندگیش نبود مادرشه . تفنگدارسوممون یه خورده زیادی عاشق .حالا عاشق کی؟ عاشق پسر خاله مامانش . حالا این سه تا قصد کردن که داستان زندگیشون رو برامون تعریف کنند. امیدوارم که خوشتون بیاد.

قسمتی از متن رمان طنز سه تفنگدار شیطون

بووووووووووووق...404.......دوستان ادامه مکالمات …… شدچون از100حرفش 99تاش حرفای خوبیه.رفتم پشت مامانم وگفتم:
من-مـــــــــــــــــــن گشـــــــــــــــنمه
مامانم خیلی ریلکس برگشت سمتم وچنان لقدی بهم زد که کلا سقط شدم.(آخه قبلا مامانمو بروسلی و جکی چان باهم یه اکیپ داشتن)بعد از خوردن یک چلو املت توپ با نوشابه ای که یک ماه مونده روی تخـ ـت ولو شدم وبه ثانیه نکشیده خرخرم رفت هوا.​
هنگامی که (مثلا من با ادبم)کامپیوترم رو روشن کردم ووارد چت شدم.​
اسمم هم مثل همیشه گذاشتم دختر الماس(یعنی اسمم تو حلقتون).همون موقع کلی خصوصی برام باز شد.یکی از خصوصی ها چشمم رو گرفت.اسمش پسر تهرونی بود(اسمش تو دماغتون).حالا مکالماتمون:
من-سلام پسربهرونی.
پسرتهرونی-سلام الماسی.
من-بهم بگو آیدا جوووون(اسمم تو پاچتون...هرچی هم بگین خودتونید)
پسرتهرونی-اوه مای گاد...به منم بگو سام...اسمم سام.
من-اوخی یاد شام می افتم.اوکی.
سام-خب چند سالته آیدا جووون؟
من-14...توچی؟
سام-21
من-اا تو که هنوز جوجه پسری
سام-نه که الان خودت خرس دختری
من-خخخخ
سام-ببین من الان باید برم شمارمو بهت میدم بهم زنگ بزن.
من-باشه بده
سام-.........093(هان؟چیه؟شماهم شماره سام رو می خواین؟مگه خودتون ناموس ندارین؟نـــــــــــــه مگه ندارین؟)
من-اوکی ولی نیومده رفتی ها
سام-آخه از بیمارستان خبرم کردن.
من-بیمارستان چرا؟
سام-آخه دکترم.
من-توکه هنوز جوجه ای
سام-خب پارتی هم دارم.
من-وااای پارتی منم میام آدرس بده...فقط یه وقت مامورا نریزن.
سام-خوب پایه ای ها
من-فکر کنم اون بیماره هلاک شد
سام-ای وای خب من رفتم بای
من- بای.​
دیگه کامپیوتر رو خاموش کردم . همون موقع در اتاقم به شدت باز شد و برادر گرامی بنده آرش آقا تشریف فرما شدن .​
من - هوی مگه طویلس ؟
آرش - دست کمی هم از طویله نداره .
من - بی شعور .
آرش - مخلصیم .
من - حالا چکار داشتی که مثل گوریل اومدی تو .
آرش - مامی گفت تا یه ربع دیگه آماده باشی .
من - اوکی حالا گمشو بیرون .
آرش - بی ادب .
من - داداشمه .
بعد از رفتن آرش بلند شدم و یک مانتو مشکی براق با شلوار لی و شال نارنجی پوشیدم .(رنگ بندی رو حال می کنید) .
اینجانب سه تا داداش نره غول دارم .آرسام 25 ساله ، آیهان 23 ساله ، آرش 19 و خودمم که 14 .آرسام تو شرکت با پسر خالم ماهان و دوستش کار می کنه . آیهان پلیس دایره جناییه. آرش خره هم تو کافی شاپ با دوسـ ـت دختراش پلاسه . تبلتم رو از شارژ کشیدم و از اتاق بیرون اومدم.آرش درحال کلنجار رفتن با ساعتش بود .از پشت یه پشتک زدمو رفتم رو هوا و بلافاصله تو هوا چرخیدم (مثلا من سلمان خان هستم خخخ) یدونه زدم وسط ستون فقراتش که فلج شد .دیگه وانستادم تا ناقصم کنه.دویدم بیرون و سوار ماشین آیهان شدم .( با آیهان راحت ترم )آیهان نیمچه لبخندی زدو گفت :
آیهان - باز چه کار کردی شیطونک ؟
من _ من به این مظلومی و آرومی !
آیهان - آره جون خودت !!
تا اومدم جوابشو بدم کسی گفت:
کسی-به به سلام برآقا آیهان.
آیهان-سلـــام حالت چطوره؟؟؟؟
اهوک اینکه ماتیک خودمونه.متین هم با تعجب ونیمچه اخمی به منو آیهان نگاه می کرد.
متین-معرفی نمی کنی آیهان؟؟
آیهان که از چیزی خبر نداشت وشوخیش گرفته بودش گفت:
آیهان-دوسـ ـت دخترمه.
متین مات ومبهوت داشت به من نگاه می کرد.با یک پوذخند مسخره گفت:
متین-خب پس الان صلاحه که به گشت ارشاد خبر بدم.
قهقهه ای زدم وگفتم:
من-حتما این کارو کن.
آیهان-باباشوخیدم خواهرمه.
متین نفسی از سرآسودگی کشد وگفت:
متین-خودم میدونستم داشتم شوخی می کردم.


بیشتر بخوانید
نظرات رمان طنز سه تفنگدار شیطون
  • SAMANEH

    0

    وای عالی بود خدایی خیلی خندیدم و باحال بود جلد دومش خوب بود ولی دقیق نفهمیدم چی شد و بی صبرانه منتظر جلد سومشم امیدوارم هرچی زودتر منتشر بشه دگ صبر ندارم😂

    ۳ هفته پیش
  • Delaroz

    1

    فصل سومش کی میاد ☹️🥺

    ۲ ماه پیش
  • Hadiseh

    1

    رمان خوبی نبود کلا همش چرت بود اصلا محتوا خواستی نداشت

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    5

    برای چی وقتی نمی تونید طنز بنویسید سعی می کنید طنز بنویسید

    ۱۲ ماه پیش
  • سوسکه

    3

    میدونی طنز بقیه با طنز تو فرق میکنه چون اعتقادات بقیه با تو فرق میکنه ... من که واقعا داشتم به بیمارستان کشبده میشدم از خنده رودل کردم .... بلا نسبت

    ۷ ماه پیش
  • اِلارای

    1

    وای گل گفتی فاطی جان دقیقااا👍😐🤣

    ۳ ماه پیش
  • 🙂🖤

    1

    واقعا شخصیتش رو نمیتونم توصیف کنم شخصیتهاش خیلی طنز بودن😂دقیقا این شرح حال منه و هیچی برام مهم نیست 🙂نویسنده باعث شد تو اعماق وجود بخندم و از خنده بالشتو گاز بگیرم😂ولی خدایی وقتی میگفتن پلیس یاد یکی از عزیزانم میفتادم و این باعث میشد بیشتر بخندم😂😂😂 حتما بخونیدش

    ۴ ماه پیش
  • Ayat

    2

    از خنده بالشتو گاز میگرفتم خیلی قشنگ و طنز بود متین بدبخت گناه داشت

    ۴ ماه پیش
  • زری

    1

    فصل دومش کجاست؟اسمش

    ۴ ماه پیش
  • مزخرررف😐

    2

    پایانش مزخرف بود😐

    ۵ ماه پیش
  • بیتا

    2

    میشه بگی اسم جلد دوم چیه که بخونیم ؟ اصلا اومده ؟

    ۶ ماه پیش
  • تیتی

    0

    خیلی وقته اومده ، بزنی جلد دوم همین سه تفنگدار تو گوگل میاره ، یه سالت کامل گذاشته

    ۵ ماه پیش
  • محیا هستم ی دختر قوی

    2

    واییییی این بار هشتمه دارم میخونمش عاشقشم فصل دو هم عالی بود فقط ای کاش تو فصل سه معجزه بشه و آیدا برگرده من متین و آیدا و فاطمه و یاسی و ایسان و ایهان و آرش و کیوی یا کیوان رو دوست داشتم 🤣🤣 در هر صورت عاشق همه جاش بودم پیشنهاد می کنم بخونین چون عالی به عنوان ی دختر دارم میگم بهتون عالی حرف نداشت

    ۷ ماه پیش
  • ناشناس

    4

    جلد دوم رو از کجا پیدا کنم ؟

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    اسم جلد دوم چیه؟

    ۶ ماه پیش
  • Ayda

    0

    خداوکیلی دوسش داشتم و قشنگ بود زیادی هم طنز و خنده دار نبود ولی واقعا جالب بود و حال و هوای ادم عوض شد

    ۶ ماه پیش
  • ❤️

    5

    خیلی چرت

    ۱ سال پیش
  • سوسکه

    0

    چرت بزن حالت خوب نی دادا

    ۷ ماه پیش
  • سوسکه

    6

    خدا نویسندشو برامون زنده نگه داره ... العی آمین🗿🤲

    ۷ ماه پیش
  • سوسکه

    1

    واااااای خدا لعنتت نکنه نویسنده ،، یعنی این ذهن طنزی که داری موندم از کجا اوردیش... همین اول کاری دارم از خنده *** میشم ...

    ۷ ماه پیش
  • سوسکه

    0

    اونجایی که سانسور کرده چیز خاصی نی فقط گفتم ج ر خوردم از خنده همین🗿

    ۷ ماه پیش
  • نسیم

    0

    واقعا خیلی قشنگ و خنده دار بود دست نویسنده درد نکنه

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!