دوست داشتی؟
رمان تمنای ماندن اثر ناشناس

رمان تمناي ماندن

  • به قلم ناشناس
  • ⏱️۲ ساعت و ۴۷ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 64.2K 👁
  • 110 ❤️
  • 100 💬

خلاصه رمان عاشقانه تمناي ماندن

دختري به اسم تمنا كه چندين ساله عاشق كره اس. به آرزوش براي رفتن به كره مي رسه. با اين اتفاق زندگيش تغيير هاي زيادي ميكنه. ايا حس هاي تمنا ثابت ميمونه يا تغيير ميكنه....

قسمتی از متن رمان تمناي ماندن

_چي؟!
_ميگم با پروييه من مشكل داري؟'
_رو اعصابه
_خب پس مشكل توهه نه من
اِ رسيدم.. تا اتوب*و*س وايساد سريع پريدم بيرون ..تا رسيدن به خونه فقط به شكلاتا فكر ميكردم ، اين كه چجوري
بخورمش
ساعت 12 ظهر رسيدم خونه، نيلا ساعت6 ميومد، واس ناهار با موادي كه داشت ، يه دمپخت درست كردم ، يه كاسه ماست بزرگ با يه بشقاب پلو برداشتم و زدم شبكه KBS ..اومم ايول ، برنامه K-PoP بود...
داشتم همينجور غذا ميخوردمو نگا تلوزيون ميكردم ، با ديدن چيزي ، غذا تو گلوم پريد
(فك نكنين ميخوام بگم پسره بود)
چيزي نبود جز يه حشره چندش روي ميز
******
ساعت 6:30 نيلا اومد.
_سلام خسته نباشي ! چرا انقد دير كردي
نيلا_ سلام مرسي ترافيك بود ..
رفت تو آشپزخونه و صداي جيغش تا اينجا اومد
نيلا_واي تمنا دمپخت درست كردي؟؟! من عاشقـــــتم
_نوش جونت ، هروقت خواستي بگو واست درست كنم
_مرسي آجي
تا شب پيش هم نشستيم و خنديديم
****
_نيلي؟!
نيلا_جونم
_حوصلم سر رفت
نيلا_منم. بريم بيرون ؟!
_شهربازي؟!
نيلا_ فرقي نداره ، پاشو اماده شو ، منم برم لباسمو عوض كنم .
رفتم تو اتاق، تاپ مشكيمو با بلوز مردونه
قرمز مشكي گشاد پوشيدم، بلوز رو باز گزاشتم كه تاپم پيدا باشه، خب مدلشه، شلوار لي يخي مدل پاره رو با كفش آديداس سوپراستار شبرنگ پوشيدم، (تو ايران اين بلوز و كفش خز شده، ولي اينجا كه خز نيس) موهام كه پسرونه بود پس ففط يكم بهش موج دادم، از اتاق زدم بيرون ، گوشيمو از رو ميز برداشتم و منتظر نيلا موندم.
اومد. نشد ما يه بار لباسامون تقريبا شبيه هم باشه
نيلا يه نيم تنه تا بالاي ناف مشكي با دامن لي يخي تا روي زانو پوشيده بود،كثافت هم خوشتيپه هم خوش هيكل
نگاهي به تيپامون كرد كه اصلا شباهتي نداشت و گفت
نيلا_يعني خار تيپيم ما
خم شدم پايين شلوارو يكم تا زدم با نيلا از خونه خارج شديم ، به سمت ماشين نيلا حركت كردم، اومم خب پول هم اوردم ديگ ، تو راه همش اهنگ گوش داديم و مسخره بازي در اورديم،
******
بعد كلي بازي كردن كه اكثرش ترسناك
بود سوار ترن هوايي شديم !!!
قيافه منو اگ كسي ميديد كپ ميكرد!!!آخه چشام و دهنم تا اخرين حد باز بود. موهام تو هوا ، كلاه هم تو دستم بود ...وقتي پياده شديم سرم هي قيلي ويلي ميرفت ؛
مردي كه مسئول ترن هوايي بود يه عكسي داد به نيلا؛
كه نيلا با ديدن عكس بلند زد زيره خنده، عكسو از دستش كشيدم و نگاش كردم !
هان! اين قيافه منه
!يا خدا، ياموسي بن جعفر (مگ همچين امامي داريم؟!<خفه شو وجدان عزيز،فعلا اعصابم داغونه>)
عكسو انداختم تو بغل نيلا و بعد خودمم زدم زير خنده، تو عكس نيلا داشت ميخنديد ولي من چشم و دهنم دومتر باز
بود ، اصلا يه وضعي!
_نيلايي من خسته شدم ، ديگه بسه!! روحمو از بدنم جدا كردي تو بيخيال ديگه ... الانم بريم يه چيزي بخوريم ؛
نيلا_اره ، منم خسته شدم، تو رو كه بزارنت تو رستوان، كل اونجارو از پهنا قورت ميدي.
متفكر گفتم
_يعني چي ?!
با خنده زد رو شونم
نيلا_بيـــــــــخيالش آبــجي
**********
الان 10 روز از اومدنم ميگذره ، تا الان كه خيلي خوش گذشته، نيلا هم امروز مصاحبه داشت با شركت magic ,اميدوارم موفق بشه...
****
تقريبا ساعت 7 شب بود كه صداي باز شدنه درو شنيدم، موبايلمو گذاشتم رو كاناپه و رفتم سمت در ، نيلا با خوشحالي دويد بغلم كرد و هي تو هوا ميپريد
_سلام نيلـــي ..چي شد قبولت كردن؟
نيلا در حالي كه گردنم گرفته بود هي تو هوا ميپريد گفت:
نيلا_واي تــــمنا طرح هامو ديد گفت عاليه و اين كه هنوز دانشجو هستم استعداد خوبي دارم،ولي مرتيكه خيلـــــــي مغرور بود، تو 1 ساعت يه طرح زدم كه خيلي خوشش اومد ، گفت
از 2روز ديگه بيا سركار.
_واي ايول ...مبارك باشــه، بدو منو ببر بيرون شام بدهه
نيلا ازم جدا شد و كوبوند پس كلّم و گفت


بیشتر بخوانید
نظرات رمان تمناي ماندن
  • ساغر

    0

    رمان خوبی بود. نه خیلی خوب و نه خیلی بد.

    ۴ هفته پیش
  • رها

    0

    من یه تیکه اول رمان رو خوندم بقیه رو نه به معنای واقعی کلمه افتضاح افتضاح خیلی چرت بود همش نصفه بود فقط هم از لباس پوشیدن و غذا خوردن و بیرون رفتن تمنا نوشته بود دیگه حالم داشت از رمان بهم میخورد آخه این داستان ها چیه می نویسید .کسی مجبورتون کرده چرت و پرت سرهم کنید

    ۱ ماه پیش
  • اسرا

    5

    خوب بودولی چراکره

    ۵ سال پیش
  • سارینا

    6

    واقعا خیلی باحاله ☺😂 کسی میدونه اسم جلد دومش چیه ؟ خواهشا اگه پیدا کردید بگید💓

    ۵ سال پیش
  • سام

    1

    از قلم نویسنده خوشم آمد خیلی جذاب بود.

    ۵ سال پیش
  • ابرا

    0

    چرا کره نه

    ۱ ماه پیش
  • Ana

    1

    رمان بدی نبود ولی عالی هم نبود . خیلی اتفاقات سریع افتاد و خیلی رو دور تند بود همه چی مخصوصا تعقییر علاقه ی تان از تمنا به نیلا .

    ۱۰ ماه پیش
  • Mahta

    0

    ادامش رو از کجا میتونیم پیدا کنیم؟

    ۱۱ ماه پیش
  • ?تا ابد آرمی

    0

    من آرمی هستم و باید بگم که این این رمان یکی از بهترین رمان های هستش که من تا به حال خوندم و اینکه عاشق کره هستم . ممنونم از نویسنده عزیز و محترم

    ۱۱ ماه پیش
  • Nazila♡

    0

    من خودم عاشق کشور کره ام البته ن اینکه آرمی باشما نه ولی خب انقدر کع فیلم های تاریخی کره ای ها قشنگ عاشق کره شدم و دوست دارم بهش سفر کنم در آینده 😍😍😍

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    منم آرمی هستم وعاشق کره از رمان خیلی خوشم اومد مخصوصا هیون وو

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    0

    رمان خوبی بود اما لی هیون وو توی کره بازیگر و خواننده است عاشق کره این برین تو اینترنت رمان نمیدونستم رو بخونید خیلی بهتر و قشنگتره.

    ۵ سال پیش
  • اوین

    0

    میشه بگید از کجا ؟ هر چی گشتم پیدا نکردم رمان نمیدونستم منظورمه

    ۲ سال پیش
  • ترک قِزِه

    3

    این بنظره آرمیه من ارمیم و هم عاشق کره

    ۴ سال پیش
  • دختر ارمی

    1

    چون خودم آرمی هستم و عاشق کره این رمانو دوست داشتم

    ۲ سال پیش
  • Omoli

    0

    بدنبود اما نصفه وآبکی تموم کرد رمانو

    ۲ سال پیش
  • محدثه

    0

    از لحاظ نوشتار مبتدی بود ، ولی باارفاق میشه گفت رمان نسبتاً خوبی بود ، البته اگر غلط املایی هاش رو فاکتور بگیریم!

    ۳ سال پیش
  • ندا

    0

    خوب بود میتونست عالی باشه نصفه تموم شد منتظر فصل2 هستیم ممنون نویسنده

    ۳ سال پیش
  • شیما اسماعیل نصب

    0

    رمان عالی بود حتماً بخوانید لذت بردم آنقدر خوشمزه آمده بود که در 2 ساعت تمامش را خاندم

    ۳ سال پیش
  • آرتین

    1

    عالی بود پیشنهاد میکنم حتما بخونید

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!