دوست داشتی؟
رمان تلنگر سیاه اثر ریحانه محرابی

رمان تلنگر سیاه

  • زبان فارسی
  • 70K 👁
  • 167 ❤️
  • 108 💬

خلاصه رمان تلنگر سیاه

یه گروه دانشجو با دلایلی مختلف وارد یه خونه میشن که بر اساس یه شایعه پا گرفته . خونه ایی که فقط و فقط قربانی میخواد و چی بهتر از یک گروه هفت نفره ؟

قسمتی از متن رمان تلنگر سیاه

_اره شنیدم و باید بگم اصلا حوصله این بچه بازیا روندارم .
_نکنه میترسی؟؟؟
ساورا
_هه ترس ی چیزی بگو بگنجه.!!!
ارمان جای امیرجواب داد:
ارمان_میدونیم نمیترسی با کارای قبلیت بهمون ثابت کردی ولی ما ازت میخوایم بری تو اون خونه.!!!
سامان یکی از بچهای جمع گفت:
سامان _نظرتونو عوض کنین اونجا خیلی خطرناکه تا حالا کسی از اونجا زنده بیرون نیومده. جسد خیلیا رو تیکه تیکه اطراف خونه پیدا کردن.شما که نمیخواین اتفاقی برای ساورا بیفته ؟؟؟؟
امیر_اگه ساورا نمیخواد بره مشکلی نیست فقط بایدجلوی جمع از ما معذرت خواهی کنه و بگه که ترسیده.
پوزخندی به چرتو پرتای مزخرفشون زدمو گفتم:
_محاله .
امیر_پس برو.
_دقیقا همیین کارو میکنم.
امیر_خوبه.
بلند شدم که برم که ارمانم همزمان با من بلند شد وگفت:
ارمان_ساورا جدا میخوای بری؟
پوزخندی زدمو گفتم:
_تا دیدی من حرفی بزنم بعد بزنم زیرش.
ارمان_داداش منو امیر فقط میخواستیم معذرت بخوای لطفا نرو.خطرناکه!!!
_هه پس هنوز منو نشناختی خطر واسه من بی معنیه!!
و در حالی که به سمت در میرفتم ادامه دادم :
_همینطور معذرت خواهی.
امیر _ارمان بزار بره چیزیه ک خودش میخواد.
جواب دادم:
_دقیقا
و ازشون فاصله گرفتم.
پیش به سوی خانه متروکه و...
ساهی
سوار ماشین شد وگفت :
دلنواز_سلام عشقم خوبی؟
در همون حال سمتم خم شد و گونمو ب*و*س*ی*د.
لبخندی زدم و در جوابش به گرمی گفتم:
_سلام نفسم الان که تو رو که دیدم عالیم.
_خب کجا بریم گلم؟
دلنواز _اوم بریم پارک؟
_باشه بریم.
دلنواز_ساهی؟
_جانم؟
دلنواز_میخوام درمورد یه موضوع مهم باهات صحبت کنم.
_چه موضوع مهمیه که ذهن خانومم رو درگیر کرده ؟.
دلنواز_اینجا نه تو پارک درموردش حرف میزنیم.
_باشه.
رسیدیم به پارک ماشینو پارک کردم و به سمت نیمکت همیشگیمون نشستیم.
_خب گلم درمورد چی میخواستی حرف بزنی؟
دلنواز_خب ...خب ...درمورد خونه پایین دانشکده شنیدی؟
_اره گلم چطور؟
دلنواز_میخوام برم اونجا.!!!
ی لحظه فراموش کردم کجایم و داد زدم :
_چیییی؟
دلنواز درحالی که دستاشو تکون میداد گفت :
دلنواز_هیس هیس زشته.!!!
نگاهی به دورو اطرافم انداختم و با صدای اروم تری گفتم:
_تو غلط میکنی.!!
_دلنواز_ساهی تو رو خدا خواهش میکنم من میخوام برم.
_چرا؟؟؟
ساهی
_دلنواز در حالی که چشماش پر اشک شده بود جواب داد:
دلنواز_از اینکه همش بهم بگن پخمه خسته شدم .
خدای من این دختر جقدر مظلومه .سرشو تو بغلم گرفتمو گفتم:


بیشتر بخوانید

نظرات رمان تلنگر سیاه

  • ستایش

    0

    رومان خوبی بود فقط این وسط نفهمیدیم پدر شبنم چی شد اصلان کی بود

    ۲ هفته پیش
  • فاطی🌶

    0

    خوب بود ولی این چع اسمایی میذارین رو شخصیت رمانا ادم نمیفهمه طرف دخترع یا پسر

    ۴ هفته پیش
  • طلوع

    2

    خیلی معذرت می خوام ولی به شدت خراب کردید نویسنده عزیز ،چون خیلی از اتفاقات رو نگفتین مثل اتفاقاتی که برای شبنم و پدرش و افتاده بود و راز دومین گردنبند ساعتی که معلوم نشد چی شد اصلا ،و اینکه پایان رمان رو بشدت مزخرف تموم کردین یه جورایی که انگار نتوستید ادامه بدین فقط خواستی ک خیلی الکی فقط جمعش کنی

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    1

    بابا تورو خدا این اسم ها چیه میزارین چهار تا اسم درست انتخاب کنید بفهمیم طرف دختره یا پسر.سرگیجه گرفتم انقدر راوی داستان عوض شد

    ۵ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    خوب بود ولی فصل دو داره؟

    ۶ ماه پیش
  • زری

    3

    میشه گفت رمان خوبی بود ولی بیشتر اتفاقا گفته نشد اینکه پدر شبنم کی بوده و اونجا چیکار میکرد اخر داستانم که فقط انگار میخواستن موضوع رو جمع کنن

    ۸ ماه پیش
  • Fpal

    4

    رمان خیلی خوبیه من قبلا خونده بودمش بنظرم اگه فصل دو داشت خیلی بهتر بود تا از اتفاقایی که برای پدر شبنمو دلیل کلی اتفاقا مشخص میشد خوب بود بنظرم نویسنده باید فصل دومشم بنویسه

    ۱۲ ماه پیش
  • اره

    0

    اتفاقا نوشته بودش من کانالشو پیدا کرده بودم ولی کانال خصوصی بود از نویسندشم پرسیده بودم گقت تمومش کرده ولی هر چی اصرار کردم ندادش بیرون نمیدونم چرا. حیف بود

    ۸ ماه پیش
  • Sedi

    1

    من این رمان رو چند سال پیش خونده بودم چیزی که ازش خیلی یادمه اون هیجان زیادی بود که موقع خوندنش داشتم و دائما اتفاقات جدید میوفتاد و برای من تو اون سن ترسناک بود. به طور کلی ارزش خوندن داره♡

    ۸ ماه پیش
  • Mahsa

    3

    رمان عاالی بود ولی آخرش بی معنی تموم شد

    ۸ ماه پیش
  • Lak

    1

    رمانشو خیلی دوست دارم کاش نویسنده فصل دوم می نوشت که می فهمیدم چه اتفاقاتی برای شبنم اونجا افتاده بنظرم ادامه داشت خیلی خوب میشد🤧

    ۸ ماه پیش
  • مهسا

    0

    بهتررررررین رمانی بود که خوندم لذت بردم کاش فصل دوم داشت؛)

    ۱ سال پیش
  • misha

    0

    لعنتی خیلیییییی خوبه مخصوصا اینکه خیلیم طنزه😂😂🤣

    ۱ سال پیش
  • مریم

    1

    عالی بود عالی کاش ادامه داشت بیشتر بود خیلی قشنگ بود خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • ناشناس

    0

    عالییییییییییی بود 🥹🥹😍

    ۱ سال پیش
  • آنا

    2

    پدر شبنم چی شد چرا هیچ چیزی ازش گفته نشد؟

    ۱ سال پیش
کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!