دوست داشتی؟
رمان تارا (جلد دوم رز سیاه) اثر پردیس نیک کام

رمان تارا (جلد دوم رز سیاه)

  • زبان فارسی
  • 61.9K 👁
  • 114 ❤️
  • 84 💬

خلاصه رمان :

من یک نفر نیستم! من بادهای مختلف شخصیتی دارم! دخترکی آرام و مهربان... شیطانی که بلند بلند می خندد و ساکت نمی شود. دختری معصوم و پاک بدجنس و سنگدل آدمی سالم مریضی روانی فردی که التماس میکند و فرد دیگری که از بالا به هه نگاه میکند... آدمی که خود آزاری میکند و آدم دیگری که دا میزند بر سر خودش که بس کن حیوان! خودم را از بین بردی!

قسمتی از متن رمان تارا (جلد دوم رز سیاه)

چهره اش جذابیت انچنانی نداشت اما هیکلی خوش فرم که ان را مدیون رقص بود را داشت که برای موفقیت نیز کافی بود!
۴روز به سرعت گذشت و دختر ها کوچکترین فرصت را برای تمرین از دست نمیدادند.
#پارت10
شب مسابقه رسید!
با ورود به سالن رخت کن هوش از سر دختر ها رفت.
عده بسیاری در جنب و جوش بودند.
پیکو_یا خدا! اینا همه اومدن مسابقه ؟
جمیلا_باز تو چرت گفتی؟ نه پس اومدن دور هم اش بخوریم!
کایا با خنده دختر ها را به ارامش دعوت کرد و خلوت ترین مکان سالن را انتخاب کرد.
لباس هایشان را برتن کردند و ایستادند.
دو به دو یکدیگر را ارایش کردند ... در این میان تنها کایا بود که بی حوصله پیشنهاد ارایش را رد کرده بود و ترجیح میداد ساده روی صحنه حاضر شود.
پوست روشن؛چشم های کشیده و درشت سیاه او در میان انبوه مژه های سیاهش ستودنی بود.
جمیلا،پیکو،نانسی و هانا نیم تنه پولکی همراه دامن کوتاه سفید با جوراب های بلند همرنگش به تن داشتند.
طبق طرح رقص کایا وسط بود و رنگ لباسش با انها متفاوت بود.
#پارت11
رنگ لباس کایا سرخ اتشین بود او برخلاق دیگر دختر ها که با موی باز بر روی صحنه میرفتند ترجیح داد موهایش را جمع کند!
داوطلبان هر کشور روی صحنه حاضر شدند و زمان به سرعت گذشت.
.استرس سراسر وجود دختران را فرا گرفته بود.
نوبه به گروه داوطلب عربستان رسید.
حالا زمان انها بود... تمام دنیا مسابقه را تماشا میکردند...
این یک مسابقه بین المللی رقص بود...
که با داوری ۴ شخصیت مشهور جهان برگذار میشد..
دیوید لوکاس کارشناس مد و فشن یکی از مشهور ترین افراد در صحنه مد بود.
کندیس دامال نیز هم حرفه دیوید بود.
اما سعد خواننده و طراح رقص عربی بود. و شهرت بسیاری در این عرصه داشت.
تیم داوران با حضور رز حاتمی کیا که شرکت مد و طراح لباس را اداره میکرد تکمیل میشد.!
تمام افراد حاضر در سالن سکوت اختیار کرده بودند و منتظر تیم بعدی بودند.
دختر ها شنل های بلندشان را به تن کردند و کلاه بلند لباس را روی صورتشان کشیدند.
این نیز قسمتی از رقص انان بود! برای جلب توجه!!!
طبق برنامه روی صحنه ایستادند و منتظر پخش موسیقی شدند.
#پارت12
موزیک پخش شد و صدای جیغ تماشاچیان را بلند شد.
سالن روشن شد و دختران شروع به رقص کردند.
موزیک تند عربی تمام جمعیت را به شور اورده بود.
داوران با تعجب به شنل های گشاد در خال رقص خیره بودند.
حالا زمانش بود...
کایا وسط ایستاد و بقیه به دورش حلقه زدند.
شنل ها را با یک حرکت کنار زدند و به ادامه رقص مشغول شدند.
بیس پر شور اهنگ هر کسی را به رقص در میاورد.
موزیک به اتمام رسید اما تازه صدای تشویق تماشاچیان به پا شه بود.
دختر ها به نوبت ایستادند.
در سمت راست پیکو؛نانسی در مرکز کایا و در اخر هانا و جمیلا ایستادند.
باترس اب گلویشان را قورت دادند و به داروان خیره شدند.
دیوید منتظر شد تا سالن ساکت شود...
نگاهی به تک تک دختر ها انداخت و گفت:
همیشه از دختران عرب بعنوان بهترین رقاصه و زیبا رو یاد میشه.
باید اعتراف کنم فوقولاده بودین اما...
به دخترک اشاره کرد وگفت:
_تو اسمت چیه؟
مجری میکروفن را به دستش داد...
_کایا..
_اصلا به هم تیمی هات نمیخوری! هم خیلی زشتی و هم افتضاح میرقصی!
نفس در سینه کایا حبس شد... چیزی نمانده بود که اشک بریزد.
دیوید ادامه داد:
_رای من منفیه!
کندیس افراد حاضر در سالن را به سکوت دعوت کرد و گفت:
_شما عالی بودین دخترا... رای من مثبته!
اینبار صدای تشویق افراد حاضر به پاشد.
سعد لبخند زد و گفت:


بیشتر بخوانید
4.6 از 5
★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★
بر اساس 114 رای
5 ★
63%
4 ★
32%
3 ★
4%
2 ★
0%
1 ★
0%
شما چه امتیازی می‌دهید؟

نظرات رمان تارا (جلد دوم رز سیاه)

  • elena

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • Yalda

    0

    تارا خیلی قشنگتر از رز سیاه بود به نظرم

    ۶ ماه پیش
  • طاهره

    0

    سلام با اینکه جلد اول رو نخونده بودم ،اما به قدری داستان مملوس بود که داستان هر دوجلد کنار هم برام مجسم میشد قلمتون پایا 🌹🙏🏻

    ۶ ماه پیش
  • نیوشا

    0

    خیلی جذاب و پر از هیجان بود خیلی جاها غم داستان میشد با وجود حس کرد واقعا خسته نباشی 🎀 فقط یه مشکل کوچیک داشت که خیلی غلط املائی داشت اسم شخصت هارا اشتباه بازگو میکردین بایکم دقت کامل قلمتونا بی نقص میکنی 🤍

    ۶ ماه پیش
  • Fatemeh

    1

    خیلی به شدت زیبا و خوشگل بود ممنونم از نویسنده عزیز که این رمان رو نوشت این رمان یه درسی رو یاد داد که به آدم ها میشه یه فرصت دوباره داد و اونا رو بهتر شناخت واقعا از خوندن این رمان کیف کردم بازم ممنون از نویسنده عزیز 🥹❤️

    ۷ ماه پیش
  • 𝕕𝕒𝕣𝕜 𝕝𝕒𝕕𝕪

    0

    واقعا زیبا بود احساسی که در سطر به سطرش پنهان بود به خوبی قابل لمس بود برای تارا خوشحالم که در نهایت تونست به آرامشی که می خواست دست پیدا کنه ممنون از نویسنده عزیز🌷✨

    ۷ ماه پیش
  • eli

    0

    خیلی قشنگ بود خیلی زیاد فقط کاش رز نمیمرد و انقدر غلط املایی و جابجایی اسم ها وجود نداشت اما به هرحال رمان خیلی زیبایی بود

    ۷ ماه پیش
  • مفرد

    1

    جز بهترین رمان هایی بود که تو این برنامه خوندم و انسجام داستانی عالی داشت و مثل بقیه رمان ها کلیشه ای نبود و تو تمامی روابط روایت خیلی قشنگی از عشق بود که واقعا قابل تحسین. فقط تنها نکته آزار دهنده غلط های املایی فروان و اشتباهات اسمی بود که خیلی از جاها خواننده گیج میشد. ممنون از نویسنده عزیز.

    ۹ ماه پیش
  • تیانا

    0

    اره واقعا این غلطای املایی ازار دهنده بود ولی بازم از جذابیت داستان کم نمیکرد

    ۸ ماه پیش
  • تیانا

    0

    بی نظیر بود احسنت به نویسنده زحمت کش

    ۸ ماه پیش
  • نادیا

    1

    خیلی خوب بود واقعا، هرچند خیلی هم غم انگیز بود، واقعا با مرگ رز و حامد حالم گرفته شد نویسنده عزیز خسته نباشی

    ۸ ماه پیش
  • شکوفه

    0

    عالی وبی نقض.معرکه بود.خسته نباشیدعریزم

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید خانم نویسنده

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    1

    عالی بود ، نویسنده ی عزیزی دستت طلا.

    ۱ سال پیش
  • رها

    1

    خیلیی قشنگ بود، پیشنهاد میکنم حتماا بخونید، هم جلد اول عالی بود و هم جلد دوم😍

    ۱ سال پیش
  • Ayda

    2

    قلبم شکست.. چرا صورتشو دوباره عمل نکرد؟؟

    ۱ سال پیش
درخواست حذف رمان

نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

ثبت درخواست حذف
کپی شد!
آیدی کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️