دوست داشتی؟
رمان من خیابانی نیستم اثر مارال ع.ز

رمان من خیابانی نیستم

  • زبان فارسی
  • 83K 👁
  • 82 ❤️
  • 174 💬

خلاصه رمان عاشقانه من خیابانی نیستم

دخترى که تاوان خیانت خواهرش را پس مى دهد و از خانواده اش طرد مى شود و به خیابان پناه مى آورد که در این حین اتفاقاتى رخ مى دهد و برالین...

قسمتی از متن رمان من خیابانی نیستم

غم تمام وجودمو در بر داشت.
از بدى و ستم زمانه به خيابونا پناه آوردم.
اونقدر درد داشتم كه هيچ دردى باهاش برابرى نمى كرد.
دردى عميق اونقدر عميق كه گويى شمشيرى برنده را مستقيم بر تنت فرو كنن.
مادرى كه مادرانه هاش رو فراموش كرد.
پدرى كه پدرانه هاش رو شكست.
خواهرى كه از اسم و قيافه ى من به نفع خودش بهره برد و بد نامى اش رو به اسم من تموم شد.
بى هدف وسط خيابون راه مى رفتم.
غرق گذشته هام شدم كه صداى بوق ماشين و خراشيده شدن لاستيكـ هاش رو زمين گوشمو آزار داد.
برگشتم و به ماشين نگاه كردم و كه درش باز شد.
باديدن چشمام قلبم از درد فشرده شد و بغض بدى به گلوم چنگ انداخت.
سمتم قدم برداشت كه رفتم عقب.
از اين مرد متنفر بودم.
مردى كه روزى عاشق ترين عاشق دنيا براش بودم.
مردى كه حالا باعث شده نتونم سرمو از شرم بلند كنم.
مردى كه زندگى ام رو به تباهى كشوند.
هيچ كس بهم فرصت جبران نداد.
نذاشتن بى گناهى ام رو ثابت كنم.
صداش ناخنى روى اعصابم كشيد و منو از دنياى خيالم بيرون كشيد.
-برالين؟!
جيغ زدم:
-من نزديكـ نشو مهيار.
خيلى پستى.
خيلى كثيفى.
خوشحالى بدبختى ام رو مى بينى؟
تو با اون خواهر كثافتم.
چطور تونستى؟
-آيلين گولم زد.
خودشو جاى تو معرفى كرد.
برالين باور كن.
خفه شو.
-آخه جايى ندارى برى!
آخرشم ور دل خودمى.
تو عاشق منى برالين.
جيغ زدم:
-من ازت متنفرم.
شروع كردم به دويدن كه دنبالم دويد.
-برالين صبر كن.
برالين.
با سرعت دنبالم مى دويد و مى دويدم.
از كوچه ها پس كوچه ها مى رفتم به اميد اينكه گمم كنه اما ول كن نبود و در پى من مى دويد.
به خيابون رسيدم و بدون توجه و دقت پريدم وسط خيابون و قصد كردم عرضشو رد كنم كه با صداى بوق ماشين و تابش بيش از حد نورش از حركت ايستادم و با ترس به ماشين خيره شدم و چشم هايم رابستم.
چشم هايم را به آرومى گشودم وماشينى كه دو سانتى مترى من ايستاده بود.
در ماشين باز شد و مردى به ظاهر خشن از ماشين پياده شد.
-خانوم حواست كجاست؟
عصبى داد زدم:
-به من چه آقا؟
شما نور بالا زدى!
در عقب ماشين باز شد و فيلتر سيگارى به زمين افتاد و كفش مردونه چرم مشكى رنگى كه از تميزى برق مى زد روى سيگار قرار گرفت خاموشش كرد.
شخصى از ماشين پياده شد.
بسيار جذاب و خواستنى.
نگاه سرد و مغرورانه اى بهم انداخت ولى چشم ازم برنداشت و خيلى پرتحكم طنين انداخت:
-مشكل اين خانوم چيه فرزين؟!
-هيچى قربان يهو پريدن وسط خيابون طلبكارم هستن.
شنيدن صدايى باعث شد نگاهمو از مرد بگيرم.
-برالين...
دست و پامو گم كردم و برگشتم به راهم ادامه بدم ومى خواستم از اون محوطه دور شم كه حرف طرف تيرى بود كه قلبم رو نشانه رفت.
-پس فرارى هستى.
دارى از دست صاحبت در مى رى.


بیشتر بخوانید
نظرات رمان من خیابانی نیستم
  • nasi

    0

    متاسفم واقعا چه چرتوپرتی بود ققط از یه مریض *** یه همچین چرتوپرتایی برمیاد فوق العاده افتضاح بود اصلا پیشنهادنمیکنم

    ۲ هفته پیش
  • رضوان

    2

    حیف وقتی که گذاشتم عذر میخوام ولی افتضاح بود

    ۱ ماه پیش
  • امیر علی

    5

    کسی که این رمانو نوشته خیلی میبخشید ولی ی عقده ای ب تمان معنا بوده

    ۳ ماه پیش
  • Shirin

    1

    آخرش مزخرف تموم شد چطور با همچنین کسی موند

    ۳ ماه پیش
  • آیلین

    3

    کاملا رمان با خط ذهنی بسیار ناشیانه ای بود . یه چیزی در هم برهم و معنا و مفهومی نداشت .تنها چیزی که در این رمان خیلی برجسته بود . کتک خوردن های بی نهایت و صحنه های *** و بی دلیل بود .اصلا نمی دونم چجوری بگم خیلی مسخره بود

    ۳ ماه پیش
  • ارام

    6

    حال بهم زن ترین رمانی بود ک خوندم

    ۳ ماه پیش
  • فاطی

    0

    وای من که عاشقش شدم

    ۳ ماه پیش
  • آسمان

    5

    بی محتوا ترین چیزی بود که خوندم دیالوگ تکرار شونده « ی بلایی سرت بیارم که ..» خب بیلاخ 😐درون مایه رمان =پستی ، کثیفی ، عوضی بازی ، خیانت پشت خیانت ، سادیسم بازی و... انقد افراط شده بود در این موضوعات که واقعا زیاده روی بود !

    ۵ ماه پیش
  • شیرین

    6

    مزخرف ترین رومانی بود که تا حالا خوندم متاسف هستم که وقت گذاشتم برای این رومان

    ۱۰ ماه پیش
  • زری جون

    10

    خیلی از خوندن این رمان اعصابم به هم ریخت آخرش که دیکه تمام مزخرف بود

    ۱۱ ماه پیش
  • ایه

    8

    خیݪی بی نهایت مزخࢪف بود همش صحنه های سڪسی ادم عقش میگیࢪه خیݪی خیݪی افتضاح بود من خیݪی ࢪمان میخونم اݪان تا یه مدت فڪ نڪنم دیگع بتونم

    ۱۲ ماه پیش
  • Aylin

    7

    با خوندن این رمان حالم بهم خورد از رمان های دیگه متنفر شدم وقتی این رمان و خونده

    ۱۲ ماه پیش
  • نیکی

    9

    واقعا آخرش چرت بود خوشم نیومد چطوری تونست با نفر دوم بودن کنار بیاد دختره ی احمق

    ۱ سال پیش
  • هانیه

    11

    اول اینکه بگم با اینکه رمان نوشتن کار سختیه منکر زحماتت نمیشیم ولی واقعا رمان چرتی بود لطفا دیگه این ایده های چرت رو به کار نبر واقعا حیف وقت و زمانم که به پای این رمان گذاشتم و قلم بسار ضعیفی بود امیدوارم پیشرفت کنی دیگ هیچوقت اینطور رمانی نخونیم

    ۱ سال پیش
  • Parya

    10

    افتضاح بود🤦 ♀️

    ۱ سال پیش
  • مبینا

    10

    واقعا افتضاح بود همین

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!