رمان کتیبه فرزندان آسمان (صوتی)
- به قلم بهاره نوربخش
- 110 پارت
- تمام شده
- 45.8K 👁
- 370 ❤️
- 900 💬
رهام ایراندوست یک دکتر باستانشناس است که از فرانسه به ایران بازگشته تا به به اطلاع خانواده برساند عاشق مارگریت خواهر دوست و همکارش مایکل شده است و قصد دارد با او ازدواج کند. در همین زمان رشید، یک حفار غیرقانونی، در بستر خشک دریاچه ارومیه یک سنگ عجیب با روکش طلا پیدا میکند. این سنگ یک کتیبه بیهمتای میخی دارد. رشید سنگ را برای رهام میآورد تا بفهمد این کتیبه عجیب چیست. حالا رهام و مایکل که به ایران آمده است مصمم هستند راز این کتیبه را کشف کنند. در سرتاسر جهان افرادی وجود دارند که مدتی است خواب میبینند یک نفر یک سنگ را به یک ساختمان سنگی باستانی میچسباند و آسمان باز میشود و اتفاقات عجیبی رخ میدهد. فقط دو نفر از این افراد که دختر و پسری ایرانی هستند، میدانند آن ساختمان قدیمی، مقبره کوروش بزرگ است. هر دوی آنها خود را به پاسارگاد میرسانند که بفهمند چه خبری در راه است. دکتر رهام ایراندوست همان کسی است که آن سنگ عجیب را به مقبره کوروش بزرگ میچسباند و ماجراهای بسیاری آغاز میشود.
هنوز عضو رمان نشدی؟
برای اینکه بتونی این رمان رو بخونی باید عضو رمان بشی. پس همین الان روی دکمه زیر ضربه بزن تا درخواستت ارسال بشه.
کد عضویت داری؟
کد و وارد کن
لطفا در نظرات خود از نوشتن در مورد تعداد پارت ها و یا کوتاه بودن پارت ها جدا خودداری کنید.
از توجه و درک شما سپاسگزاریم.

بهاره نوربخش | نویسنده رمان
خیلی خوش آمدید امیدوارم تا پایان داستان همراه ما بمانید. ممنونم از نظر زیباتون
۵ ماه پیشسحر
در پارت 1100وای وای وای با هر خط و کلمه به کلمه لذت بردم تروخدا جلد دوم بذارین من به شخصه قول میدم این رمان پنجاه جلدم بشه همه رو هزینه میکنم میخرم بخونمش
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
قربون محبتتون عزیزم. سپاس بیکران
۷ ماه پیشسحر
در پارت 710مگی چقدر ناز میکنه وا بده دیگه
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
😅😅😅😅
۷ ماه پیشسحر
در پارت 560من جای مایکل بودم یکی یدونه میزدم تو دهنشون
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
😅😅😅👏👏👏
۷ ماه پیشسحر
در پارت 490وای کاش منم از این خوابا میدیدم چقدر حسرت دارم میخورم
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
الهی. حس عجیبیه ولی جذابه به شرطی که به کابوس ختم نشه
۷ ماه پیشسحر
در پارت 460هم مارگریت راست میگه هم دلم میخواد بزنم تو دهنش🤣🤣🤣
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
هم دردیم قشنگ😅
۷ ماه پیشسحر
در پارت 400دمش گرم کیف کردم ایولا دختر
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
🥰🥰🥰
۷ ماه پیشسحر
در پارت 180خیلی قشنگ و متفاوته ،من عاشق شاهنشاه بزرگ کوروش کبیرم مرسی که در مورد نوشتی کاش منم الان تو مقبره کوروش بزرگ بودم ارزومه
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
پس ممکنه داستان صداتون کرده باشه. ممنون که میخونید
۷ ماه پیشسحر
در پارت 180وای راست میگی دقیقا اسم کتابت منو جذب کرد بعدشم که داستانش جذبم کرد عالیه عالی راستی اسم پسر منم رهامه
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
خدا براتون حفظش کنه. ممنونم
۷ ماه پیشKosar
در پارت 1100بی صبرانه منتظر جلد دومم نویسنده جون😁دستت طلا یکم زود بنویس که خیلی کنجکاوم😁😘
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
خیلی خوشحالم که دوستش داشتی
۷ ماه پیشاهو
در پارت 1101خسته نباشی گلم 🌺🌺🌺🌺خوب و عالی و هیجانی بود ...دوستش داشتم.🌹🌹🌹
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
سپاسگزارم
۷ ماه پیشKosar
در پارت 480سلام عزیزم رمانتون عالیه کاش عکس پرستو و جین رو هم میزاشتین
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
چشم. انجامش میدم
۷ ماه پیشسپی
در پارت 260بله چوندبسیار جذاب و مهمه
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
سپاسگزارم
۷ ماه پیشسپیده
در پارت 230عالیییییییییییب
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
🥰🥰🥰
۷ ماه پیشسپیده
در پارت 60تا اینجا عالی
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
ممنونم
۷ ماه پیشسپیده
در پارت 70چقدر جذاب نوشته شده
۷ ماه پیش
بهاره نوربخش | نویسنده رمان
نظر لطف شماست
۷ ماه پیش
-
آدرس وبسایت شخصی ثبت نشده است -
صفحه اینستاگرام نویسنده bahare.noorbakhsh -
آیدی تلگرامی نویسنده baharnoorbakhsh -
ارتباط از طریق واتس اپ ثبت نشده است.
سَرگُل
در پارت 10آغازی بسیار جذاب و گیرا، ترس و وحشت وارد شده به کارکترها به من هم القا شد و کماکان منتظر بودم ببینم قراره چه بلایی سر من هم بیاد که باهاشون در گریزم😊🥰👌🏻👌🏻