خلاصه رمان عاشقانه فرار من
ونــــــوس،دختری که بخاطر داشتن یه سری مشکلات یه تصمیم بزرگ میگیره.. و شاید ابلهانه و خطرناک فرار از زندگیش...از ادمای دور و برش..ولی ناخواسته وارد یه جریاناتی میشه و با یه سری ادم دوست میشه…آدمایی که پاش رو به یه ویلا باز می کنن… ادمهایی که باعث میشن ونوس تغییر کنه!! و در اخر عاشق بشه!!
قسمتی از متن رمان فرار من
ناشناس
0منم بودم فرار می کردم دهاتی های عوضی لوس بدبخت حیوون چه تبعیضی میزارن جدی میگم فرار می کردم
۱ سال پیشناشناس
0به نظرم طفلی بدشانسی پشت هم داشت اون والدین هرزه اش اینم رل لاشی خیلی دلم سوخت واقعا بعضی وقت ها باید وارد جامعه بشی تا دلرحم...
۲ سال پیشمریم
0تا فصل 10 که بدون هیجان و آبکی بود قسمت عاشقانه و هیجانی هم کلا گذاشته بود برای فصل آخر میتونست از جزییات بزنه آخرش طولانی تر بشه
۲ سال پیشناشناس
0من ببخش که زود قاضی شدم
۲ سال پیشناشناس
0به نظرم در هر محیطی اگه همچین دلخوری هایی هست واقعا باید رفت
۲ سال پیشزهرا
0قشنگ بود ولی کاش آخرش یک توضیح میداد
۲ سال پیشناشناس
0به نظرم فرار از بعضی خونه قابل درکه مثل بی حس یا تحقیر شدن توسط اعضای خانواده من درک می کنم
۲ سال پیشوحیده
0عالی بود سپاسگزارم از نویسنده عزیز 👏
۲ سال پیشایلین
1رمان زیاد خوبی نبود به نظرم خیلی آبکی بود
۳ سال پیشمهین
0رمان خوبی بود دست نویسنده دردنکنه
۳ سال پیشالمیرا مرادی
0رمان خوبی بود ولی میتونست یکم ادامه پیدا کنه و زود پایانشو سرهم بندی نکنه ولی در کل خوب بود خسته نباشید میگم به نویسنده
۴ سال پیش...
2این ویلیام چقده کراش بود😐🥲
۴ سال پیشاخــر❌شـــــر
3وایییی خدا چقد این ویلیام ماه و دوست داشتنی بودددددد 😍😍 رمانش خیلی قشنگ بود حتمن بخونین 🥰
۴ سال پیشفندق
2عالی بود
۵ سال پیش
سحر
1رمانش قشنگ بود.ولی چرا یه چادری،قبل از محرم شدن،بغل و ماچ راه میندازه .