خلاصه رمان عاشقانه دلبر بلاگردان
تصمیمات احمقانهام مرا در سراشیبی مرگ قرار داد، در این سراشیبی هر آنچه را که ترس از دست دادنش را داشتم گم کردم. اکنون من ماندهام و یک دنیا هراس و پلهای شکستهی پشت سرم. چگونه به جایی که به آن تعلق داشتم برگردم؟ چگونه خود را از این مهلکهی عشق و عاشقی نجات دهم؟ همیشه میپنداشتم توان تمییز اتفاقات را دارم و آنچه بر آنها اثر می گذارد من هستم اما این نیز اندیشه ای پوچ و بیحاصل بود از همان اندیشهها که فکر میکنی هست اما نیست... فکر میکنی میشود اما نمیشود. من تا پایان این راه را خواهم رفت حتی اگر به قیمت جانم تمام شود. من میروم تا کسانی را که از دست دادهام نجات دهم من میروم تا حسرت های پوچ و تهی مرا به قعر آتش زندگی نکشاند. آری من ادامه میدهم من خود را فدا میکنم تا کسی جز من فدا نشود.
قسمتی از متن رمان دلبر بلاگردان
tayebe
0داستان از زبون دانیال خیلی مسخره بودبی نهایت جزئیاتش روتوضیح میداد.رمان خیلی بیخودی کش دار وحوصله سر بر بود.ولی درکل خسته نباشی نویسنده محترم.
۳ روز پیشاحلام
0در هر کشور و قومیتی بد و خوب داره همزمان هم به قوم عرب و ترک توهین کردین ، رمان واقعا بی سر و ته و کاملاً خیالی بود ! نوسینده خیلی دگم بود قبل از به دست گرفتن قلم برای نوشتن ، نوشتن رو یاد بگیرید خانم نویسنده 🙏🏻
۲ ماه پیشسما تقی پور
0عالی بود خوشم اومد اخرش به هم رسیدن بیشتر از اینکه اینا به هم رسیدن خوشحال شدم
۲ ماه پیشمحبوبه برزگر
0داستان بیش از اندازه کش اومد. فضاسازی و چهره پردازی حس آمیزی. علائم نگارشی هیچ کدوم درست پرداخته نشده بود. بیشتر جمله ها زیادی بود. بود و نبودش فرقی نداشت. حقیقت مانندی نداشت. مثلا اینکه چرا نیلا با خانوادش مشکل داشت و وقتی به ایران اومد کسی رو تحویل نگرفت. چرا رزا باید به صبا وابسته شده بود؟
۲ ماه پیشمریم
0خوب بود ....
۳ ماه پیشسهیلا
2خسته نباشید بالاخره زحمت کشیدین ممنون قشنگ بود بالاخره هررمانی به یکبارخوندنش میارزه همینکه رایگان دراختیارمون هست تشکر میکنم
۴ ماه پیشرویا
3خیلی افتضاح و آبکی بود . هر مکانی میرفت مساحت دقیقش رو میدونست ، اتاق ۱۰۰ متری ۸۰ متری ، خونه ها هم همه قصر . جمله بندی ها اشتباه بود ، کلمات بکار برده اشتباه ، اطلاعات درباره شغلها کم ، حداقل یکم تحقیق میکردین ، کسی که قاب میزاره برا دندونش امکان نداره کارش یه روزه تموم شه چون لابراتوار میسازش
۶ ماه پیش😂👍👍👍👍
1بی سر و ته تموم شد 😐
۴ ماه پیشسودا
0رمان خوبی بود ولی خیلی چیز ها با عقل جور در نمی اومد و بعضی چیز ها رو هم مثل فیلم ایرانی نمی فهمیدیم برش می دادن ولی در کل خوشم اومد خوب بود دست نویسندش درد نکنه
۵ ماه پیشنلا
1رمان ضعیفی بود پرش داشت و دقت و توالی خیلی خیلی ضعیف بود به هر حال خسته نباشید
۵ ماه پیشMelika
0فوق العاده بود رمان واقعا حرف نداشت
۶ ماه پیشنسیم
1خیلی افتضاح بود فقط وقتمو حروم کرد
۷ ماه پیشEli1356
0متوسط بهر حال خسته نباشید
۸ ماه پیشآتنا
1افتضاح، بی محتوا، مسخره رزا انگار کی بود ک همه عاشقش بودن یه کنسرت رفتدژلو صندلو اکسسوریو لوازم ارایشش کامله این همه رمانو طولانی نوشتی نویسنده عزیز لااقل خوب مینوشتی شما که ایده نداری برای ادامه دغستان انقدر طولانیش نکن کع مسخره بشه و لطفا رمان نویسیو بزار کنار 🎀
۱۰ ماه پیشnadia
1خیلی خیلی قشنگ بود💛
۱۰ ماه پیش

فاطمه
0دایتان جالبی نبود به نظرم رزا یه دختر لوس وننر بود گگه میشا یه دختر ۲۰ ساله اینقد خودرای باشه وهر کاری رو بدون مشورت انجام بده اونم تو کشور غریب وتازه از خیاطی هیچی ندونه بعد اینقدر معروف بشه چقدرم شانس داشت با این همهداستان عجیب وغریب بازم دانیال وآرش بخشیدنشون مگه میشه😍