خلاصه رمان بن بست بهشت
قصه ی دختری است به نام شاداب خجسته که با سفارش یکی از اقوام پدری اش در یک شرکت مشغول به کار میشود. و ماجراها و اتفاقات شرکت مسیر ارام زندگی او را دست خوش تغییر می کند و در این میان عشق را تجربه میکند. پایانی خوش.
قسمتی از متن رمان بن بست بهشت
فرزانه
1خیلی رمان قشنگی بود واقعا حس و حال همون بهشتو داشت💕کاش آخرش بیشتر راجب عشق شهاب و مارال میگفت
۲ ماه پیشبرهان
0رمان بسیار جذابی بودخیلی دوسش داشتم
۳ ماه پیشلیلا
0قلم عالی داری واقعا خوشم اومد امیدوارم موفق باشی
۳ ماه پیشآیدا
2خیلی خیلی قشنگ و دلنشین بود اگه این سبک رمان سراغ دارید بهم بگید
۴ ماه پیشزینب
2اسطوره،هبوط،آبی به رنگ احساس دو جلدی،گناهکار هم دو جلدی،آس دل،اسوه نجابت و پرواز را بخاطر بسپار هم دو جلد هم هستن،اختیار اجباری اجبار اختیاری یه همچین اسمی،دلواپس توام،در حسرت آغوش تو،ابی سریش بادیگارد می شود این ها رمان هایی هستند که ارزش خوندن دارن
۴ ماه پیشآیدا
0همه ی اینا رو خوندم😂
۴ ماه پیشفاطمه
1خیلی خوب بود قلم خوبی داره و اصلا حوصله سر بر نیست حتی دلت نمیخواد ولش کنی ممنون از نویسنده عزیز
۴ ماه پیشفریبا
1سلام بسیارعالی و بی نقص درود
۴ ماه پیشزینب
0من دوست داشتم از این رمان هایی نبود که با عقل زیاد دور باشه و خیلی هم قشنگ نوشته شده بود ولی نمیدونم چرا آخر رمان اینقدر زرتی جمع کرد کاش تو رمان ها همونطور که با نقش اصلی ها داستان جلو میبرن از مابقی شخصیت ها هم همونقدر نوشته بشه
۴ ماه پیشمتین
0عالی بود هرچند اتفاقای افتاده تکراری بود ولی قلم نویسنده عالی بیانشون کرده بود
۴ ماه پیشفاطمه
1هرسه تا رمان خوندم بدی قلمتون اینجاس ک هر سه شخصیت اروم ب شدت مثبت و دارایی ی بزرگ تر دانا و فهمیده و عشقی ک زود به وجود میاد و خوننده اصلا لذت نمیبره چون سریع شکل میگیره بنظرم رمان بعدیتون خیلی خوب میشه ی دختر تحیل کرده مستقل و زبون دراز از حق خودش دفاع کن ببینم از تون چون خیلی جاها حرص خوردم
۴ ماه پیشزهرا
0قشنگ بود اما بهتر ام میشد نوشت ممنون از نویسنده
۴ ماه پیشMotahar
0خیلی قشنگ بود😍
۴ ماه پیشمامان آقا دایان
0رمان خیلی قشنگی بود ممنون از نویسنده عزیز
۴ ماه پیشطاهره
4خیلی ممنون از نویسنده عزیز بابت رمان قشنگش،واقعا دست مریزاد،شخصیت مامان زری عالی بود کاش همه ی مامانها یکم از سیاستهای مامان زری رو داشتن و با بچه ها شون دوست باشن،کاش نویسنده عزیز آخر قصه رو زود تموم نمی کرد بیشتر از عاشقانهای مسیح و شاداب می گفت یکم بیشتر از زندگی شهاب و کامران میگفت❤️❤️❤️
۴ ماه پیشترمه
1خیلی خوب و عالی حتما بخوند و لذت ببرید .. دستتون طلا
۴ ماه پیش

ghazal
0عالیی بود خیلی خوشم اومد بهترین رمانی هست که تا حالا خوندم😍❤️ دوستان اگر رمان شبیه به این داستان باشه یا رمان خوب میشناسین معرفی کنین