خلاصه رمان عاشقانه بلندای زندگی
پری دختریه که در زندگی هدف مهمی داره. یک هدف بزرگ و عالی و برای رسیدن به هدفش مجبور به انتخاب میشه. انتخابی که منجر به یک ازدواج میشه … ازدواجی که همهی زندگیش رو تحت شعاع قرار میده. داستان پری، داستان انتخابهای درست و غلطه. داستان قضاوتها و لجاجتها. داستان دختریه که در عین داشتن دوست و خانواده تنهاست. پری قراره بال بگیره و رشد کنه. مهم اینجاست که پری بتونه سربلند از انتخابش بیرون بیاد. آیا پری موفق میشه؟
قسمتی از متن رمان بلندای زندگی
سارا
0زیبا بود .قلمتون مانا🌹🌹
۴ ماه پیش...
1چندین بار اشاره شد که پری قیافه خیلی معمولی داره که در یک نگاه کسی عاشقش نمیشه اما در رمان مشخص نشد چطور بهداد عاشقش شده یا یوسف ، همین طور امیررضا . کلا عشق ها برای من به شخصه باور پذیر نبود. بهتر بود برخورد ها و رفتار های بیشتری بین پری و رضا یا حتی بهداد بود که عشق به اصطلاح در بیاد.
۵ ماه پیش...
0خوب بود، مشکلی که داشتم این بود که نتونستم با پری ارتباط برقرار کنم ، فازش معلوم نبود ، پسر مجرد رو میگفت نه مرد زن مرده و طلاق داده رو هم میگفت نه ، یکمم پیرزن بود که چون با مادربزرگش بزرگ شده بود تا حدی منطقی بود. باباش و یگانه هم خیلی یهویی باهاش خوب شدن که علتشو نفهمیدم .
۵ ماه پیشلیلی
1این رمان خیلی انرژی ازم گرفت چون مطمینم روزی حورا از انتخابش هر چند الان تو رمان خوب پیش بره ولی پشیمون خواهد شد، تو زندگی همه چی عشق نیست، تو باید با مردی زندگی کنی که بند بند وجودش نتونه دوریتو تحمل کنه و سالها پات مردونه ایستاده باشه، یوسف و خدا دوست داشت که حورا قسمتش نشد و نون دلش و خوهد خورد
۵ ماه پیشلیلی
0ولی وای از روزی که تو عاشق باشی و همسرت حالا یا دوست داره یا عادت کرده به زندگی با تو، اونجاست که زندگی خود خود جهنمه، و تو عاشقی و مجبور به تحمل برای اینکه از دستش ندی، بهنام و یوسف و بهداد چون عاشق بودن حورا میتونست لذت ملکه بودن و بکشه و اینکه اون ها درد کشیدنش و دیدن و نخواهند گذاشت درد بکشه
۵ ماه پیشلیلی
0من به دخترای گل و جوونم که این سبک رمانهارو میخونن از تجربم بگم، من عشق دوطرفه رو قبول دارم به شدت، ولی این که موقعیتهای زندگی رو از دست بدیم برای اینکه عشق و تجربه کنیم خیلی کوته فکریه، من در ازدواج اولم عاشق نبودم ولی همسرم عاشقم بود و این یعنی ملکه ای و مورد ستایشش و زندگی با سختیاش قشنگه
۵ ماه پیشلیلی
0ممنون از نویسنده محترم قلمتون عالی بود، داستان متاسفانه سلیقه من نبود، تا پارت سیزده خوندم ولی از حورا و غرور مسخرش در قبال مردان زندگیش خوشم نیومد، و چه سریع نسبت به پیشنهاد صالحی تو کوه ساده و خوب برخورد کرد، واینکه مژگان تو فرودگاه نمیدونست یوسف ازدواج کرده چطور قرار گذاشته بود؟ چی بگم؟
۵ ماه پیشلیلا
0به نظر من مشکل داستان از حورا و سردیش و خودخواهیاش بود هم نسبت به بهنام که حتی نتونست جوابگوی محبتای شوهرش باشه هر چند بیمار تلاششم نکرد، و هم در قبال یوسف، اصلا از شخصیت بیمارگونش خوشم نیومد،قلبم برای بهنام و بهداد و بیوسف کباب شد، یک انسان خودخواه ببین با زندگی چند نفر چه بازیایی میکنه
۵ ماه پیشمریم
1بهنام بیمار بود متاسفانه و مادرش بیمارتر، ولی من رفتارهای حورا رو هم نمیپسندیدم، حتی تلاش هم نکرد برای کمک به بهنام و فقط لجبازی بود، ما انسان ها در هر شرایطی ناراضی و سرکشیم و پر غرور، اون که حساسیت های همسرش ومیدید باید با درایتر رفتار میکرد اگر جواب نمیگرفت به فکر لجبازی میفتاد
۵ ماه پیشلیلی
0رفتارهای بی بی و خانواده حورا با بهنام اصلا درست نبود شاید اگر بی بی حرمت شکنی نمیکرد همه چی درست پیش میرفت و ذهن حورا راحتتر با شوهرش کنار میومد و میتونست با عشقی که بهش داشت رامش کننه، حورا بچه بود و بی تجربه، اونا حتی قبل جواب بله دادن میتونستن چشمشو باز کنن، ولی افسوس از بزرگ بی کمالات
۵ ماه پیشاحدی
1اون حجم از سنت و تعصب کورکورانه اول داستان به سرعت نور تبدیل به یک دنیا فهم و درک و شعور به وجودیت یک انسان شد!!!...🤔 مطالب روانشناسی بکار رفته مفید و باارزش بود... با آرزوی موفقیت های روز افزون 💝
۵ ماه پیشآقایی
0واقعا خسته نباشید عالی بودممنونم ازتون😍
۶ ماه پیشمونا
0واقعا عالی بود لذت بردم رکان پر باری بود و پر از مفهوم . . .
۶ ماه پیشرها
1چقدر غریب و آشنا بود خیلی ارزش خوندن داره ...
۱۲ ماه پیش

Mahi
0خوشم نیومد برام جالب نبود