رمان آکادمی شبحستان به قلم یاسمن مونس طوسی
شادیا، دختری از یک خانواده معمولی، ناگهان توسط یک گربه جادویی به دنیای هیولاها منتقل میشود! او متوجه میشود که آکادمی شبحستان، جایی که هیولاها برای یادگیری گرد هم آمدهاند، توسط افراد پلید طلسم شده و در خطر نابودی است. حالا شادیا باید این طلسم را بشکند و هیچ راهی برای بازگشت به دنیای خود ندارد. در این دنیای شگفتانگیز، او با چالشهای عاطفی و رقبای حسود روبرو میشود. اما در یک آزمون نهایی سرنوشتساز، بهطور غیرمنتظرهای به یک هیولا تبدیل میشود! آیا شادیا میتواند با این تغییرات غافلگیرکننده، آکادمی را نجات دهد و سرنوشتش را خود رقم بزند؟
تخمین مدت زمان مطالعه : ۷ ساعت و ۵۳ دقیقه ۵۸ ثانیه
ژانر : #طنز #فانتزی #ماجراجویی
خلاصه :
شادیا، دختری از یک خانواده معمولی، ناگهان توسط یک گربه جادویی به دنیای هیولاها منتقل میشود! او متوجه میشود که آکادمی شبحستان، جایی که هیولاها برای یادگیری گرد هم آمدهاند، توسط افراد پلید طلسم شده و در خطر نابودی است. حالا شادیا باید این طلسم را بشکند و هیچ راهی برای بازگشت به دنیای خود ندارد. در این دنیای شگفتانگیز، او با چالشهای عاطفی و رقبای حسود روبرو میشود. اما در یک آزمون نهایی سرنوشتساز، بهطور غیرمنتظرهای به یک هیولا تبدیل میشود!
آیا شادیا میتواند با این تغییرات غافلگیرکننده، آکادمی را نجات دهد و سرنوشتش را خود رقم بزند؟
"دختر انسان و امتحان نهایی هیولاها"
دبیرستان هنر استار تاپی رکاد :
درحالی که برگه یاداشتمو مچاله میکردم تا توی لوله خودکار بچپونم به حرف های استاد مور هم گوش سپردم:
_در کل جامعه هنر وقتی به عنوان یک اثر هنری مورد قبول قرار میگیرد، دارای ارزش میشود وگرنه هیچ ارزش هنری ندارد.
لوله خودکار رو بین لبام قرار دادم، به عقب بر گشتم و با فشار زیاد توی لوله خودکار فوت کردم! برگه مچاله شده همراه با چند قطره از تُفم، با شتاب توی صورت کیرا،فرود اومد!
_ خانم هادسون!!
با صدای استاد همون شکلی رو به صورت جمع شده کیرا خشکم زد!
صدای قدم زدن پاشنه کفش توی سکوت کلاس پیچید، استاد مقابل کیرا ایستاد و دستشو با شتاب سمتش برد.
_اون چیزی که داخل دستته رو بده به من خانوم میلر!!
کیرا یه نگاه لرزون به من و بعد به برگه مچاله شده توی دستش انداخت. استاد با دیدن برگه اونو با شتاب از دست کیرا چنگ زد و شروع به خوندن کرد:
_استاد مور انقدر توی پژوهش بیپروژست که اگه پروژهای بهش بدن احتمالا به یک کتاب کمدی تبدیل شه. شاید ازش بخوان که به عنوان مشاور خندهدار توی مدرسه کار کنه!!!
ناگهان با تمام شدن جملهش، کلاس رفت رو هوا!!!
و منی که هنوز توی همون حالت خشکم زده بود، اب دهنمو با صدا قورت دادم و آهسته لوله خودکار رو از لبام فاصله دادم. لبخند ملیحی زدم و با چشم های ملتمسانه، به اون دو گوی آتشین که با خشم بهم خیره شدن بودن نگاه کردم!
دفتر مدیر:
_اقای دلون، یا جای منه توی این مدرسه یا جای هادسون، اون در حدی توی کارهای هنری بیاستعداده که حتی نقاشیهای بچهگانه هم بهش میخندن! شاید بهتره یه گالری مخصوص به خودش باز کنه و اسمشم "هنر غیرقابل توصیف" بذاره! اما اون جاش توی دبیرستان هنر نیست!!
استاد مور انقدر صورتشو به صورت مدیر دلون نزدیک کرده بود که همراه با داد وبیداد، قطرات تف از دهنش تو صورت مدیر پرتاب میشد! مدیر با صورت لوچ شده دستمالی از کشوی میزش بیرون آورد. همونطور که به ارومی دستمال رو روی صورتش به حرکت در میاورد، استاد رو به آرامش دعوت کرد:
_ لازم به این همه عصبانیت نیست. حالا که فکر میکنم، بهتره با خانوم هادسون تماس بگیرم، شما بفرمایید موچی بخورید، ما در خدمتتون هستیم!
استاد چشماشو ریز کرد و دستشو سمت موچی های روی میز دراز کرد، و به مدیر خیره شد که با ترس صفحه موبایلشو لمس می کرد.
_ چیزه من بیرون مفصل با خانوم هادسون راجب شما صحبت میکنم، چیز کنید شما موچیتونو بخورید!
اقای مدیر که از در خارج شد، استاد پشت چشمی برام نازک کرد و پشت به من نشست.
صدای مدیر از لای در به گوشم رسید که باعث شد از خنده بترکم:
_مثل زودپز عمل میکنه فقط کافیه یک کلمه بگی، تا صورتتو خیس تف کنه! حالت تهوع دارم پسر، احساس میکنم بوی دهنش مثل یک مامور مخفی به پوست صورتم نفوذ کرده!
…………..
_ این بار چندمه که بخاطر تو میام اینجا؟ اگه از محل کارم اخراج بشم، مقصرش تویی! نمیدونم کجا تو تربیتم اشتباه کردم که نتیجهاش تو شدی. برو از خدا ممنون باش که مدیرتون خیلی روی این مسائل حساس نیست. اگه همینجوری پیش بری، باید بشینی خونه و بیخ ریش ننه بزرگت قلاب بافی بکنی!
رول میوهای از کولم بیرون اوردم و تو دهنم جا دادم. چشمم به کیرا افتاد که مشغول باز کردن قفل دوچرخش بود و با لبخند به ما نگاه میکرد.
_میشنوی چی میگم ؟
_مامان ازم نخواه بهش احترام بذارم! صداشو که میشنوم فکر میکنم یه جغده که داره تمرین اواز میکنه. صورتش هم که انگار از یه کارتون قدیمی بیرون اومده! به نظرم بهتره دوباره بذاریم کلاس برنامه نویسی، چون حداقل علاقم بیشتره و موفق ترم!
در صندلی جلوی ماشین رو با شتاب باز کردم، و خودمو روش جای دادم.
_درستت میکنم!!
………………
کولمو روی تخت پرت کردم و دست به سینه به پارکت های کف اتاق خیره شدم.
صدای مکالمه مامان و بابا کل خونه رو در بر گرفت:
_گوشیشو میگیرم، آخر هفته هم حق نداره بره پیش کیرا، میدونی امروز مدیرشون چی به من گفت ؟
_انقدر کج خلق نباش عزیزم، بچس ماهم تو سن این خیلی بازی گوشی میکردیم، یادت نیست چطوری زنگ فیزیک زیر میز باهم شیطونی میکردیم؟
در اتاق رو با پام محکم باز کردم، سینه سپر کردم و خودمو انداختم وسط.
_ چشمم روشن! چشمم روشن، شیطنت با پسر غریبه اونم زنگ فیزیک؟ نوچ نوچ نوچ! کار تو با کار من اصلا قابل سنجش نیست مامان خانوم!
ننه بزرگ که با یه زیر پوش زیر کولر دراز کشیده و داره با دستمال کاغذی، عرق های غبغبشو پاک میکنه به حرف اومد:
_پسر غریبه چیه کره خر؟ بابای لاابالیته.
_دستت درد نکنه ننه جون، اگه دوباره برات موساکا درست کردم!
_حقیقته دیگه ننه، از اولشم خوش نداشتم دخترمو بدم به یکی که فقط براش موساکا درست کنه! نه خونه، نه ماشین، نه کار، نه پول، نه استعد…
مامان پا در میونی کرد و خودشو وسط حرف ننه انداخت:
_مامان اوضاع رو به جاهایی باریک نکش، یه بحث ساده راجب شادیا رو به کجا کشوندی!
_توهم ببند بس تو کجخلقی استادی، هرجا وارد میشی، همه سعی میکنند حتی نفس هم نکشن تا مبادا تو رو ناراحت کنن!
بابا دست کشای ظرفشویی سبز شو در اورد و روی میز شوت کرد، خودشم نشست و سرشو دو دستی گرفت:
_بیخیال شید، میدونم از اولم دوماد خوبی برای این خانواده نبودم!
سرمو کج کردم و با چشم های ریز شده به نقش بازی کردن بابا خیره شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بابا یه آه سوزناک هم بزن تنگش صحنه رو کامل کن دیگه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمامان سوئیچ ماشین رو انداخت رو مبل و اصلا حواسش نبود که سوئیچ بین فومهای مبل گیر کرده و مثل میخ سربالا ایستاده!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحالا میخواست خودش روی مبل بشینه، اما انقدر عصبی بود که دقیقا ماتحتش رو گذاشت روی سوئیچ!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنتیجه؟ آنچنان دادی کشید که دیوارهای خونه به لرزه در اومد! فکر کنم همسایهها فکر کردن زلزله اومده!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اااااااااایـــــــــیی! خدا لعنتت کنه شادی! همش تقصیر توئه دختره خیره سر..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه زور خندهمو کنترل کردم، که ناگهان بوی سوختگیه چیزی به مشامم رسید!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بوی سوختگی میاد ننه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبابا با شتاب بلند شد و سمت آشپزخونه دوید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_نه تورو خدا ناهارم!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_گمشو تو اتاقت دختره چشم دریده!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا حرف مامان، متحیر بهش چشم دوختم. دیگه واقعا داشت بهم بر میخورد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بیا بغل خودم ننه اینا لیاقتتو ندارن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگل از گلم شکفت و با سر تو بغل عرقی و بو گرفته ننه فرود اومدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دخترک باهوشم، امروز حسابی خسته شدی! به حرفهای این مامان دنگ و فنگی و بابای کلهپوکت گوش نده! هر کسی لایق بچهدار شدن نیست، که قربونت بشم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_میگم چقدر بو عن میدی ننه! آخرین بار کی حموم رفتی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفوری منو از خودش جدا کرد و با لگد، روی زمین پرتم کرد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_برو گمشو اون طرف دختره خنگِ نمک نشناس!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir………….
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_من اگه نبینمت هم دیگه ناراحت نمیشم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتو درخواست دیدار دادی
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما قلب من دیگه علاقه ای به دیدن تو نداره
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irللو-للو-لای
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irللو-للو.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمینطور که اهنگ رو زیر لب همخوانی میکردم، با ماتحتمم شیک میزدم و همراهی میکردم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_رام-پام—پام—پام—پام
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرام-پام-پام، ما بارها رو میبندیم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرام-پام—پام—پام—پام.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبلوزمو که در اوردم، حس کردم بالاخره دارم نفس میکشم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irجلوی آینه ایستادم و سعی کردم اون سوتین تنگ رو، از دور بدنم باز کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_با این داغی بدن، حتی آتشفشانها هم نگرانن که نکنه من برم و شغف داغیشون رو بدزدم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسوتین باز شده رو نزدیک بینیم بردم و استشمام کردم، و... و... واقعا تجربه سنگینی بود! انگار که یه عطر خاص از دوران باستان رو کشف کرده باشم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه دوش گرفتم و به قصد گردش منزل رو ترک کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتیشرت لانگ گشاد سفید، تنها تیشرتی بود که داشتم و شورتک تابستونی روشن، تیپمو تکمیل کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمقابل دوچرخه آبی رنگم ایستادم و با کش مو، موهای خرمایی رنگمو بالای سرم محکم بستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای زنگ دوچرخه، منو وادار کرد که به عقب برگردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خاله فیونا تنبیهت نکرد، برای اخطار مدرسه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرو به دوچرخم برگشتم و سوارش شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_هه تنبیه؟ تازه هزارتا قربون صدقمم رفت که اینقدر دختر جسور و شجاعی داره،تازه قراره به خاطر این کار هنرمندانم گوشیمو از آیفون 12 به 16 ارتقا بده!!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمون بین که داشتم قوپی میومدم، صدای مامان عزیزتر از جانم منو به دنیای واقعی برگردوند!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مگه نگفتم بیرون نرو توله سگ، دو هفته حق نداری رنگ بیرون رو ببینی . گمشو بیا دندون مصنوعی های ننه افتاده تو چاه توالت، بیا برو بردار دستم بنده..!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدروغ چرا، ضایع شدم، بد هم جلوی صمیمی ترین دوستم ضایع شدم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکیرا که لباش داشت به خنده کش میومد، با دیدن دست های مشت شدم دوباره به حالت اول برگشت!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_شادی ما هممون خاله فیونارو میشناسیم و میدونیم که چقدر سخت گیره چ…
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه ادامه حرفش اهمیت ندادم. از دوچرخه پیاده شدم، و همونجا رهاش کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا دو، وارد خونه شدم، و در خونه رو با تمام قوا بهم کوبیدم! اهمیتیم به صدای ننه بزرگ و مامان ندادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_آهای، درو یواش ببند! مگه از روانی کده فرار کردی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ننه چی شده؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر اتاقمو باز کردم، خواستم برم داخل که در یک تصمیم انی برگشتم، و انگشت وسط بلند و خوش تراشمو نشون اهل خونه دادم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irالبته بماند که چه نفرین ها و فحش هایی که نشنیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir……….
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irساعت23:55
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدسته بازی رو کنار گذاشتم و کش قوسی به بدن خشک شدم دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اوهو کی ساعت یازده شد؟ البته اگه 55 دقیقشو فاکتور بگیریم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخمیازه بلند بالایی کشیدم که چشمم به رده های بارون، روی شیشه پنجره اتاقم خورد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز روی صندلی بلند شدم و سمت پنجره رفتم. با دیدن بارون خشن و تندی که به شدت به شیشه برخورد می کرد، چشمام رنگ تعجب گرفت!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irجلل خالق تو چله تابستون بارون؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپنجره رو باز کردم و دستمو از داخل به بیرون بردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیسی بارون روی دستم خیلی بهم حس خنکی و خوبی داد، مسخ شده سرمو بالا بردم و چشمم به آسمون تیره شب و اون هاله های بنفش که بین ابر ها پیچک میخوردند، خورد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چقدر فانتزی!!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاونقدر گیج و مسخ شده بودم، که توان تعجب کردن نداشتم. با لبخند ملیح و مسخره ای سمت تختم رفتم و تقریبا خودمو روش پرت کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_عجب شب قِشنگیی….
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو یهو در سیاهی کامل غرق شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir00:00'
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
سفر به دنیای جادویی هیولاها:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشامو به سرعت برق و باد باز کردم،که یهو با سیاهی مطلق روبه رو شدم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچراغا خاموشه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ننه؟ کنتور پریده؟……. یوهو؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبلند شدم و ایستادم، لباسمو تکوندم و با نگاه تیزی، به اطراف چشم دوختم. نه اصلا کلا تو تاریکی بودم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیهو یه نور دایره ایِ سفید بالای سرم روشن شد، که متعجب،به بالا نگاه کردمم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_عه ازین چراغا! همیشه دوست داشتم زیر اینا باشم. خوابم من؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اره خوابی نادون.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا صدای یهویی یه مرد، به یک باره تکونی خوردم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_عجبببب صدای جذابی، کجاست صاحب این صدا من نمیبینمش؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_من این پایینم ابله!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفورا پایینو نگاه کردم که چشمم به یک گربه سیاه مسخره، که بی تفاوت داشت پنجشو لیس میزد، خورد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ اوهوع تو چقدر زشتی!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه صورت پوکر، با اون چشم های گردش بهم زل زد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تو همیشه اینقدر رُکی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_گمشو از خوابم بیرون، عن کردی تو رویاهام. قرار بود امشب رویای پسر خوشگل پولداره همسایه رو ببینم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دهنتو ببند امرمو بگم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چخه پیشته من با گربه ها نمیسازم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_به نظر میرسه مغزت تو حالت خواب زمستونی به سر میبره!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تو واقعا حرف میزنی؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند قدم عقب رفتم که دورو اطرافم دوباره سیاه شد، اما گربه داخل نور مونده بود. وهرموقع که یه قدم به جلو بر میداشت، نور هم همراهش به حرکت در میومد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_این واقعا مضحکه که شما انسان ها فکر میکنید واقعا زیبایید، اما انگار توی مسابقه گلابی و سیب، گلابی برنده شده!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ما همیشه از شما زیباتر و باهوش تر بودیم و هستیم..!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_از کیا؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمسخ شده به گربه ای که روی شونه سمت چپم نشسته بود، نگاه کردم و به صورت ناخودآگاه گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_هیولاها!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگربه با لبخند کثیفی رو بهم گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_پس ثابتش کن، چون تو قراره امتحان نهایی مارو پس بدی!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو بعد یهو همچی برام به لرزش در اومد، مثل زمانی که گل و ابجو رو ترکیبی بزنی!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا چرخش زیاد حالت تهوع بهم دست داد که باعث شد خودمو جمع کنم و چشمامو روی هم فشار بدم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمچی انقدر دورم چرخید که انگار افتادم داخل یه سیاه چاله فضایی، همچی برام انقدر مبهم شد که تنها کاری که میتونستم بکنم اینکه"جیغ بکشم"
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اون طوری که توداری جیغ می کشی، اگر صدات یکمی دیگه بالا بره، فکر میکنم باید بهت گواهینامه جیغ زدن بدم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا صداش، یکی از چشمامو نیمه باز کردم، و اولین چیزی که توجهمو جلب کرد، ابر های رنگی رنگی بود که درون اسمون بنفش شب قرار داشتند!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفورا صورت لوچ شدم به یک صورت کاملا متعجب تبدیل شد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاب دهنمو با صدای بلند قورت دادم، که گلوم به شدت سوخت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_کجا اوردی منو؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_گفتنی نیست دیدنیه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنشستنم همانا، و سکته زدنمم همانا، بالاخره زندگی تیر خلاصشو به قلب نحیفم زد!!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_درختا چرا سیاهه؟ آسمون چرا بنفشه؟ ابرها چرا هر کدوم یه رنگن؟ منِ بدبخت چرا اینجام؟ چرا اینجا انقدر بو آبنبات میده؟ چرا تو داری حرف میزنی؟ چرا..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irناله هام تموم نشده بود که، تا به پشت برگشتم، چشمم خورد به یک ساختمون و قلعه رنگارنگ عجیب و غریب، با معماری به شدت خواستنی!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو البته سر در بزرگی که طول تا طول این شاهکار هنری قرار داشت!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخداروشکر گربهه مجال نداد نوشته روی سر درو بخونم.خودش با صدای بلند جوری کلماتشو ادا کرد، تا بیشتر هراس به تنم بندازه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_"به آکادمی شبحستان خوش آمدید"
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir……………….
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ میشه به واقعیت برگردی و این همه زار نزنی؟ فکر میکنی من چای ریختم که بیام بشینم و تماشات کنم؟! اگه زودتر تمومش نکنی، مجبور میشم برم برای خودم پاپکورن بیارم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا شتاب، آب دماغ هایی که رو صورتم بود و پاک کردم، و بهش توپیدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_واقعیت من اتاقمه که الان توش دراز کشیدم! یقه مارو ول کن بذار بریم پی زندگیمون، امتحان نهایی چی چیه؟ یعنی چی من داخل دنیاییم خارج از دنیای خودم؟میخوام ازین خواب ابنباتی بیدار شم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اما الان کسی تو اتاق تو نیست، تو اینجایی و الان کاملا بیداری!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخب، اول کاملا هنگ کردم که چی میگه این !
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما دوباره شروع کردم به عر زدن، و از روی تپه سنگی که نشسته بودم، بلند شدم، تا سرمو به درخت مرختا بکوبم تا شاید معجزه ای شه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ سگ تو روحت باز شروع شد؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخواستم سرمو به اولین درخت روبه روم بکوبم، که یهو تمام بدنم عین سنگ سفت و بی حرکت شد، تنها اعضای بدنم که قابل حرکت بود، اعضای داخلی و چشمام بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ خداروشکر، هیچ فکرشو نمیکردم معاشرت با یک آدمیزاد اینقدر آزار دهنده باشه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانقدر ترسیده بودم که توهینشرو نادیده گرفتم! خیلی عذاب آوره که نه بتونی حرکت کنی، نه حتی صحبت ! نکنه طلسم شدم که این بلاها داره سرم میاد؟ به هر حال من باز هم سعی خودمو کردم، که نتیجشم شد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_گیگا گَگی گا گِگَم گای….
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تلاش نکن حرفات برام نامفهومه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعینهو اسب آبی دهنشو ده وجب باز کرد، و قهقهه های ماتحت سوزی به روم پاشید!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیهو از جلوی چشام غیب، و روی شونه سمت چپم ظاهر شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_نه توهمه، نه خوابه، من تورو از دنیای خواب و زندگی اون پایین که میشه دنیای انسان ها، کشیدم آوردم به دنیا هیولاها، مبنا بر دلایل و دستوراتی!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتعجب و شاشیدن به خودم رو که فاکتور بگیریم، یهو دیدم که رو شونه سمت راستم شروع به حرف زدن کرد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_الان تمام هیولاها منتظر اومدن تو هستن، چون پیشگوی اعظم آینده ای دیده که برای پیروزی و نجات شبحستان دختر انسانی باید همراه ما باشه چون اون مهر تایید برد ماست..!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدوباره روبروم روی هوا ظاهر شد، اما این دفعه با یک لیوان ماگ توی دستش، که داشت می نوشید، ظاهر شد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_آه، طعم ماهی با آبه گوشت بره بی نظیره! خب کجا بودیم؟ اره دنیاهای دیگه ایم جز دنیای خودتون وجود داره که موجوداتی در حال حیاطن، من فراخوانی شدم برای آوردن تو به این دنیا، زیادی طولش نمیدم. اگه به چیزایی که میگم عمل کنی اون موقع ترسیدنت کاملا بی معنیه. تو باید توی ماجراها با ما شرکت کنی، داخل امتحانات و کلاس ها برای بهبود عمل کردت شرکت کنی، در نهایت اگر در امتحان نهایی قبول شدی تو به دنیای خودت برمیگردی و آکادمی شبحستان روهم نجات میدی. خب چی میگی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_گاگاگَم گون!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اها یادم اومد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه یک باره تمام بدنم شل شد و روی زمین افتادم. نفس عمیقی کشیدم و لب زدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تو دقیقا چی هستی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهیچ صدایی نیومد، سرمو بالا گرفتم که یهو از پشت سرم به سرعت اومد و مقابلم ایستاد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_شرمنده، ضروری بود باید تخلیه میکردم، چیز..چی فرمودی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_گفتم تو دقیقا چی هستی که هم گربه ای هم نیستی؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اسمم دیلنِ، جادوگرم که خب اغلب به شکل یک گربه بین مردم ظاهر میشم، عاشق ماهی واسفناجم، هیولاها منو به نام تندخوی بی اعصاب میشناسن.. چه میشه کرد همیشه بی برو برگرد روی اعصاب همه رژه میرم. انسان هیولاهم نداره، از الف ها….
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خیل خب! گفتم یه بیو بهم بده، نگفتم که داستان زندگیتو برام تعریفکن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه آرومی و با ظاهری عادی ایستادم و خاک لباسهام رو تکوندم. سپس، با سرعتی ناگهانی به سمتش حملهور شدم، و اونم چون انتظارشو نداشت یهو جا خورد و تا به خودش اومد دید توی چنگال های من گرفتار شده !
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_منو برگردون موش کثیف.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_من دیلنم، دیلن، تکرار کن، دیــــلـــــن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irداخل دستام فشارش دادم، که چنان قهقهه ای سرداد، ماتحتم که هیچ جیگرمم سوخت! خواستم تو صورتش تف بندازم، که یهو غیب شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_کجا رفتی نجس؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بالای سرت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه بالا نگاه کردم، که دیدم با لیوانِ توی دستش، سیس عقاب تنها گرفته و داره بهم ورو ورنگاه میکنه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبپر بپر کردم، اما تا میخواستم بگیرمش هی غیب میشد !
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_هاااه هااه چی شد خسته شدی نی قلیون؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دردو مرض تو فرق سرت،خفشو!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرسما بازی موش گربه راه انداخته بود! هرجا میرفت میدویدم سراغش، اما تا میخواستم بگیرمش دود میشد میرفت هوا!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_احمق برات یه تجربه جدیده خیره سر نباش، کارِت که اینجا تموم شه برمیگردی به دنیای حوصله سر برتون!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتکه سنگی از روی زمین برداشتم و حواله اشم کردم، اما سنگه نرسیده بهش تو هوا ایستاد و برگشت سمت خودم! از دویدن ایستادم و پشت اولین درختی که دیدم مخفی شدم. با حرص صدامو بالا بردم و گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خدا خفت کنه، سنگ پرت میکنی سمت من؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تو اول کردی کهن مغز.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_من کهن مغزم؟! اصلا خودت چند سالته موش کثیف؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دیـــلـــــنم، 999.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحقیقتا پشمام!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مرده شور ببرت، خر پیر فرسوده!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اینو کسی داره بهم میگه که، با دو دوتا چهار تا کردن هم مشکل داره!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز پشت درخت بیرون اومدم، و با صدای بلند بهش تو پیدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_منو برگردون اتاقم لاکسدار!!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اون لاکردار نبود احیانا؟ تو حتی نمیتونی یک کلمه رو درست تلفظ کنی، چطور انتظار داری کسی تو رو جدی بگیره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا پاهام به درخت مقابلم لگد زدم و جیغ گوش خراشی کشیدم!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تسلیم شو، تا با ما همکاری نکنی، نمیتونی برگردی خونهت، خانوادتم هیچگاه نخواهی دید!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا حرف آخرش جرقه ای توی ذهنم زده شد. برگشتم سمتش و گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_راستی راستی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ها؟ در چه مورد؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اینکه اونارو نمیبینم؟ یعنی الان برن اتاقم منو نمیبینن؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_درسته!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند امیدواری به روش پاشیدم و با ذوق گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_پس پایتم، فقط امیدوارم در به در دنبالم بگردن و از پیدا نکردنم طوری حرصشون بگیره که صورتشونو چنگ بندازن! وقتی بفهمن از دست دادنم چقدر سخته، دیگه قدر و قیمت من رو میفهمن! شاید هم از نبودم برن تو بیابون و آواره بشن، یا حتی افسردگی بگیرن و برای مدتها از خونه پاشونو بیرون نذارن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا اخم گنگی بهم خیره شد و بعد چند لحظه گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ببین ما چقدر بدبختیم، که کارمون گیر توئه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمینطور که نفس نفس میزدم، لبخند دندون نمایی تحویل دیلن دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
سالن مطبوعات مدرسه:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخشکم زده بود! چشمام با دید اون همه بدن، سر و چشم های عجیب، به حدی گرد شد که درمعرض پاره شدن قرار گرفته بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irجلل خالق!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز کوچیک بگیر تا بزرگ، از زشت بگیر تا خیلی زشت، از بی مو بگیر تا پشمالو، حتی بعضی ها انگار، دوتا حیون رو از وسط نصف کردن و بهم چسبوندن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقیافه هاشون خیلی مضحک بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irالبته همینطور که من از دیدنشون شاخ در آورده بودم اونا هم دست کمی از من نداشتن، همشون با وحشت به من نگاه میکردن، بعضی از هیولاهای کوچیک که بنظر بچه میومدن، پشت سر هیولاهای بزرگ تر مخفی شده بودن، و از لای به لای پاها شون منو تماشا میکردن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدیلن آروم دم گوشم گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_نیم ساعته داری مثل یه عکاس حرفهای بهشون نگاه میکنی! مگه تو دوربین هستی که اینقدر دقت میکنی؟ یه چیزی بگو دیگه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسکوت اونجا انقدر عمیق بود که شک ندارم صدای دیلن رو، هیولاهام شنیدن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه صورت دایره ایستاده بودن و من هم درست وسطشون بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاب دهنمو قورت دادم، و با زدن لبخند کج و کوله ای و با صدایی که از ته چاه میومد، به سختی گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_هه.. سَسَلام؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهَمهَمه یواشی بینشون پیچید. هیولایی که خیلی شبیه به یک گرگ بود، یعنی به صورت انسان روی دو پاش بود حتی لباس هم داشت، ولی کلهاش کله گرگ و بدنش پر از پشم بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیک قدم جلو اومد و گازی به گلابی که دستش بود زد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دختر انسان که میگن تویی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irغول بلند قامتی که یک چشم وسط پیشونی داشت ادامه حرفه گرگه رو تکمیل کرد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_این میخواد شبحستان رو نجات بده؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد گفتن این حرف همه هیولاها با صدای بلند شروع به خندیدن کردن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه هیولای سبز رنگ کوتوله که گوش و دماغ مضحک و بلندی داشت، درحالی که دلشو از خنده گرفته بود، گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سنتور با خودش چی فکر کرده میخواد عاقبت مدرسه رو به تو بسپاره؟ شاید تو توی دنیای خودت، سوپرمن باشی! اما اینجا تو فقط یک انسان معمولیای.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای خنده ها بیشترو بیشتر شد! دهنمو با حرص روبه بالا کج کردم و عصبی نگاهی به اطرافم انداختم تا دیلن رو ببینم، اما نبود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز بین هیولاها، هیولایی که تقریبا قد یک انسان رو داشت، جلو اومد. در کمال ناباوری تمام بدنش باند پیچی بود و شباهت زیادی به یک مومیایی داشت!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمینجور که خودشو قر میداد، رقصان سمتم اومد و کنارم ایستاد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما من از ترسم چند قدم عقب رفتم و ازش فاصله گرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_جدی نگیر اونو، گابلین ها بین هیولاها شرور ترین شونه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_گابلین ها؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه همون موجود کوتوله سبز رنگ اشاره کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای کوبش چیزی، به پارکت های کف سالن، همه رو به سکوت وادار کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز بین جمعیت، هیولایی با بدن شیر، و سر و بال های عقاب جلو اومد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irناگهان با دیدنش به خودم لرزیدم، اینا چرا شبیه حیوون های جهش یافتن؟ الان یعنی شیر با عقاب چیز کرده بچشون شده این؟ رسما افتادم وسط یه انیمیشن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبنظر پیر میومد، با عصایی که داخل دستش بود، اروم قدم برداشت و جلوی من ایستاد. سرشو کمی کج کرد و با چشم های بغلش تمام سر تا پامو اسکن کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمعلومه این حرفش برو داره چون از چهره هیولاها معلومه که ازش حساب میبرن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تو از دنیای انسان ها اومدی؟ اون دختر انسانی که همهجا حرفش پیچیده شده تویی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاب دهنمو دوباره با ترس قورت دادم، و با صدایی که به زور به گوش خودم هم میرسید، گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بله…
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_هوومم، خب بذار ببینمت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا، بال هاش دستامو بالا پایین کرد، و یه دور، دورم چرخید. یه نگاه به تیپم انداختم، هنوز همون تیشرت لانگ با شورتک تنم بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irروبه روم ایستاد و بال هاشو بند عصای دستش کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بسیار خب، بیا اتاقم منتظرتم. مومی؟ راهنماییش کن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ها؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمم به همون مومیایی که چند قدم ازم اونطرف تر ایستاده بود خورد، سمتم اومد، و با خنده گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_نترس، مومی منم. بیا بریم، اون شهرداره این شهره ، اما بیشتر بر امور مدرسه نظارت داره!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد رفتن شهر دارشون، هیولاها متفرق شدن اما هنوز، بعضیا با تعجب به من نگاه میکردن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدفتر رسمی شهردار شهر"هیولاپولیس":
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خب، کجا بودیم خانوم جوان؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپارچ دایره شکلی، که حاوی مایع بنفش رنگی بود رو، داخل ماگ نارنجی رنگ ریخت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_شب نوش آسمانی، میخوری؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ها؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه لیوان دستش اشاره کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چیز، اره البته.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلیوان رو دستم داد، و رفت پشت میز طلایی رنگی که از جنس پلاستیک نرم ساخته شده بود نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بنظر میرسه با اینجا بودن مشکلی نداری، درست متوجه شدم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنوشیدنیو یه نفس بالا رفتم و دستمو به شکل" یه دقیقه زمان بده "مقابل شهردار نگه داشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اوه عجب خنک بود، طعمشو دوست داشتم! البته اگر دو درجه شیرینیشو کمتر کنید بی نظیر تر هم میشه،مواد تشکیل دهندش چیه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه قیافه شهردار که نگاه کردم، مثل ماست روی مبل وا رفتم. اب دهنمو قورت دادم و گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چیز ببخشید چی فرمودید؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بارون سیاه، و بلوبری.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مواد تشکیل دهندشه دختر جون!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا تعجب یه نگاه به لیوان خالی توی دستم انداختم و زیر لب تکرار کردم" بارون سیاه؟ ".
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خب، یجور دیگه سوالمو میپرسم، حالا که اینجایی پس قبول کردی توی امتحانات نهایی باما همراه باشی، درسته؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خب، دیلن گفته یه یارویی دیده من اینده اینجا رو نجات میدم! چمیدونم منم به حرفش گوش دادم. خب البته خیلی تلاش کرد. اوه، اینم فراموش نکنیم خودمم یه تجربه اینجوری دوست داشتم، کیه که از اینجا بودن بدش بیاد؟ اینجا مثل بهشت میمونه لامصب.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپاهامو روی میز دراز کردم، و اصلا حواسم نبود که پاهامو مقابل دهن شهردار قرار دادم! دستامو پشت سرم قفل کردم و به پشتی مبل تکیه دادم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ ببین، همجا بو آبنبات و شکلات میده، راستشو بخواین اول که از دیلن شنیدم همچین جایی هست و مردمی مثل شماها داخلش زندگی میکنن، چندشم شد و ترسیدم. اما حالا میبینم که کاملا برعکس، شما حتی از ماهم تمیز ترین و یکی از یکی خلوَز تر و مضحک ترین!..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمامو بستم و عمیق قه قه سر دادم، با انگشت سبابم، قطره اشکی که در اثر خنده، از گوشه چشمم چکید روی لپمو پاک کردم، که در همون حین چشمم به شهرداری افتاد، که از پشت میزش بلند شده، و داره با غضب به منی که تو عالم خودم سیر میکنم نگاه میکنه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
…………………
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر اتاق شهردارو با شتاب بستم و ایستاده لباسمو تکوندم .
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ میبینم روز اول شهردارو با خودت بد کردی!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا صدای یهوییش، تکون خفیفی خوردم و برگشتم سمتش، عه اینکه همون مومیاییست!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ترسوندن این اون کارته؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_نه من کار های مهم تری از ترسوندم یه سری مشنگ دارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_پس قبول داری همتون یه سری مشنگین.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمراه هم داخل سالن به راه افتادیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خببببب چه میشه کرد؟ چی میتونم صدات کنم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اسمم شادیاست، ولی خب شادی صداکنی میزون تره!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ چقدر عجیب غریب،چند سال تا حالا زندگی کردی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ها؟خب من 16 سالمه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چه جالب منم 563 سالمه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا تعجب برگشتم سمتش ، و یه تای ابرو مو بالا دادم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ چیه؟ جوون ترین هیولایی که الان توی هیولاپولیسه، حداقل 100 سال عمر داره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_جلل خالق!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اسم منم مومیه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_گفته بودی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ هه، دنبالم بیا.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا این حرفش،دنبالش راه افتادم. از طبقه آخر که می شد اتاق شهردار و اساتید مدرسه، خارج شدیم. روی درو دیوار سالن ها چراغ های فانتزی به شکل قارچ های کله گنده نصب شده بود، خیلی بامزه و خواستنی بودن. و جالب تراز همه، اون عود هایی بود که کنار در ها نصب شده بود و بوی وانیل میدادن!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکلا همه جای این مدرسه تخیلی و غیر قابل باور بود! مومی گفت که اینجا فقط یک مدرسه نیست، جزوی از تاریخ شهر هیولاپولیسه. هیولاپولیس شهر همه این هیولاهاست، شنیدم که اینجا، دین یا مذهب خاصی نداره،حتی قبرستون هم نداره، چون تمام مردم اینجا جاودانه هستن. هربار که تعدادی متولد میشن، شهر رو گسترش میدن تا جا برای همه باقی بمونه. برای همین اگه داخل شهر بری، یه سری کار گر هایی میبینی که همش در حال ساختو سازن. و هر بار هم که تعدادی بر اثر بیماری یا هرچیزی میمیرن، چون تعداد زیادی نیستن، داخل همین جنگل های اطراف شهر دفن میشدن. اما اینجا فقط برام یه سوال بی پاسخی میمونه، ایا به دنیای واقعی خودم، جایی که میتونم دوباره به اونچه که میدونم، برگردم؟ یا اینکه توی این دنیای افسانه ای غرق بشم و با ناشناختهها روبه رو بشم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرقصگاه سایه ها :
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمومی دست منو کشوند و داخل برد، نور های رنگارنگ فضا رو رنگین کرده بود، صدای پایکوبی، و آهنگ هایی که سنگ رو هم به رقص وادار میکرد، کر کننده بود! ذوق زده، خنده یه وری کردم و با صدای بلند داد زدم تا صدام به گوش مومی برسه:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_عجب پارتیا میگیرن شما!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمومی درحالی که تمام بدنش با ریتم اهنگ هماهنگ شده بود ،متقابلا داد زد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_پارتی؟ نه ما اینجا رقص و پایکوبی می کنیم تا انرژی های منفی روحمون آزادشه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد از گفتن این حرف، شیک زنون تقریبا بین جمعیتی از هیولاهای مست و پاتیل گم شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irروح؟ مگه روح هم دارین شما، بابا همون دیسکو خودمونه دیگه! هیچ فکر نمیکردم یه روز بدون اجازه مامان برم پارتی، هع خدا نوکرتم!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا احتیاط از گوشه های سالن به دنبال کانتر بار گشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرمو سمت راست متمایل کردم که چشمم خورد به دوتا زوج هیولا به شکل یک اختاپوس! لاکردارا به اختاپوس هام رحم نکردن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیکیشون نارنجی و دیگری سبز بود. اونی که سبز بود، کت کرمی رنگی به تن داشت، نارنجیه که از سوتینش میشد جنسیتشرو تشخیص داد! هیکلشون که ازم بزرگتر بود هیچ اما بسیار خنده رو بنظر می رسیدن! اخی اکولی پَکولیا، داشتم با عشق بهشون نگاه میکردم که، سبزه دهن نارنجیه رو تقریبا کرد تو حلقش! یعنی چی؟ هیولاهام صحنه های مستهجن انجام میدن؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irناچار تصمیم گرفتم از بین جمعیت عبور کنم. اولین قدمی که گذاشتم، پچ پچ هایی شنیدم :
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ هی مکی این همونیه که میگن سنتور اونو طلسم کرده و فرستاده اینجا؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ مامان این موجوده چرا انقدر لاغره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_راسته میگن توی دنیای انسان ها جادو وجود نداره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه ورمم نگرفتم حرفاشونو تا اینکه، تقریبا یک غول دوسرِ در حال رقص، با ماتحتش چنان کوبید تو صورتم که پرت شدم به عقب!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irداشتم با کله فرود میومد روی زمین که دستی کمرمو سفت گرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مادمازل؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیخواستم پاشم و با پا بزنم تو دهن اونی که با ماتحتش فکمو جا به جا کرد ، که چشمم خورد به جنتلمن جذابی که کمرمو تو بغلش گرفته! مسخ شده رو بهش گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_جوون؟ تو انسانی؟ اینجا چیکار داری، کجا بودی من تورو ندیدم بلا؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمردی بلند قامت با صورت رنگ پریده، چشم ابرو مشکی، با روپوش قرمز، و البته دلربااا.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا تعجب لب باز کرد و گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چی میگی خانوم؟ انسان کیه، بلا چیه، من آریوسِ شب گردم، دورگهِ خون آشام!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفکم افتاد و با چشم های از کاسه در اومده، به نیش هایی که وقتی صحبت می کرد نمایان می شد خیره شدم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_جادوگر جدیدی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمنو از خودش فاصله داد و یه نگاه به سر تا پام انداخت، صداشو بخاطر آهنگ بالاتر برد و ادامه داد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بهت که نمیخوره خون آشام باشی، این تیپ و استایل اسمش چیه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا سرعت دستشو از دور بازوهام چنگ زدم! برگشتم و با تمام توان به هر جایی که چشمم کار میکرد دویدم. ناگهان لحظه آخر یه از خدا بی خبری با ارنجش چنان زد تو چشمم که تعادلمو از دست دادم و با کله رفتم روی میز.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_آخخخخخ ماتحتم سوراخ شد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سوراخ که بود ژیگر.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز روی میز پایین اومدم و به همون گرگعلی که داخل سالن مطبوعات دیده بودم، نگاه کردم. نفس زنان گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تو بارمن دیسکویی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگلابیه توی دستشو با خونسردی گاز گرفت و با دهن پر گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دیسکو نَمنه، من اینجا مسئول تحویل نوشیدنیم، توهم یکی میخوای؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_حالا چیا داری تو چَنته؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا همون دستی که گلابی گرفته بود به قفس نوشیدنی های پشت سرش اشاره کرد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اینا مست کننده هامونه ژیگر: معجون دوزخی، زهر سیاه، نکتار شب، شربت جیغزنان، زهر بامزه، معجون چرخشی، و در نهایت اون نوشیدنیه محبوب من، نکتار گلگلابی!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکش موهامو باز کردم، و با صدایی که ازش تعجب می بارید گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_همونو بده که خیلی ادمو میگیره، میخوام قشنگ ببرتم بالا.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_قبوله.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irموهامو با دستم یکم صاف کردم تا نامرتب نباشه، شونه که نداشتم جون تو.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بیا اینم اکسیر گازدار، ازینا خیلی کمه ها قدرشو بدون.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلیوان حاوی مایع سُرمه ای رنگو ازش گرفتم. روی صندلی کنارم نشستم و گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اینکه توی گزینه هات نبود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_درسته، چونکه این یکی خیلی خاصه و فقط به مشتری های خاص تعلق میگیره!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند کجی زدم، و ابروهامو شیطون بالا دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اوو، نه خوشم اومد، لاسم که بلدی بزنی ، حالا اسمت چیه و دقیقا چی هستی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدرحالی که دستمال رو داخل لیوان حرکت میداد تا تمیزش کنه، آرنج چپشو گذاشت لبه میز و گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_والا عرضم به درزت از شکل قیافمون که پیداست، گرگینم اسمم گریگورِ.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنیِ داخل لیوان و تکون دادم، مایش خیلی غلیظ بود. تا جرعه ای ازش نوشیدم از شیرینی سرسام اورش، یکی از چشمام پرید! با همون صورت لوچ شده به سختی لب زدم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خوشوقتم، منم شادیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
ربع ساعت بعد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سرشو که از کاسه توالت بیرون آورده بودم، پر از کثافت و عن های چسبیده به سر و صورتش بود ، تصور کنید چقدر وحشتناک ! خلاصه وقتی موهاشو رها کردم چند تار مو از موهای نحیف و بدرد نخورش لای انگشتای خوشتارش و کشیدم مونده…
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیکی از اِلف ها وسط حرفم پرید و گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ میتونی دردی که کشیده رو هم توصیف کنی؟ اخه من مو ندارم بکشم ببینم چه حسی داشته!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکوتولهای از اون طرف رو به الف آبی رنگ لب زد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بیا موهای منو بکش ببین چه حسی داره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز روی میز پایین پریدم و سرمو گذاشتم روش. انقدر گیرا بود و از خود بیخود شدم که رسما وسط دیسکو تئاتر راه انداخته بودم! این الف ها و کوتوله های فضولم اومدن، بهم جو دادن، که خب بعدش چی شد؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چخه پیشته برید پیش ننه هاتون. هی به خودت اومدی ژیگر؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرمو به ارومی بالا اوردم که دیدم اونا رفتن، رو به گریگور کردم و گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دمت گرم چیز حقی بود ناموسا، هنوز اثرش رومه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_هی بچه ها الان صبح میشه، بیاید خودتو تکون بدین، روحتون نیاز به پایکوبی داره!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمنو گریگور یه نگاه "چی میگی بابا دلت خوشه" ای به مومی انداختیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_پاشید بیاید بابا ، میرم وسط تا پنج دقیقه دیگه، شمارو اون وسط نبینم، چیزتون میکنم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو بعد هم رقصان رقصان ازمون فاصله گرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرو به گری گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_میشناسیش؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا اخم با مزه ای جواب داد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_هه، هم اتاقیمه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاهی کشیدم و نگاهمو ازش گرفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_میدونی هنوز فکر میکنم دارم خواب میبینم گری، اصلا من کجاوو اینجا کجا! فکر میکردم هیولا، خون آشام، یا حتی جادو، افسانه ای بیش نیست. من فکر میکردم آیندم توی هکری خلاصه میشه نه سفر به دنیای عجیب الخلقه ها!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگریگور دستشو گذاشت زیر چونش و به نقطه نامعلومی خیره شد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خب، این دنیا واقعا عالیه! فقط کافیه کشفش کنیژیگر! راستش، ما هم همیشه فکر میکردیم که انسانها فقط یه شایعه هستن! مثل داستانهای عجیب و غریب که توی کتابها میخوندیم،شما همیشه تو داستانهای ما به عنوان موجودات شرور و ترسناک معرفی میشدید! اما به نظرم شما بیشتر شبیه به کودنیهای بامزه هستید. این رو از تو میشه تشخیص داد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمتعجب بهش خیره شدم و با حرص گفتم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_منو ببین گری! میزنم فکتو میارم پایینا، اصلا این گربه کدوم گوری غیبش زد؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا اخم، دورو اطرافمو جُستم که گری گفت:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دیلن؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اره خود ناکسشو میگم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اون هر موقع خودش بخواد میتونی ببینیش، حتما الان بهش نیازی نداری.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اون به کمک همه میره بی برو برگرد؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اره بابا ماهر ترین جادوگر هیولاپولیسه،البته بعد پدربزرگش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اونوقت پدر بزرگش کیه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سنتور! همون که تورو اینجا فرا خونده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ای مادرشو….
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بچه ها گمشید بیاید دیگه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگری یه نگاه به ساعت مچیش انداخت و بعد به من اشاره کرد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_پاشو بریم، خودشو پاره کرد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه زور خودمو کشون کشون تا وسط سالن کشیدم، به نگاهای خیره هیولاهام توجه ای نکردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه صورت دایره منو، مومی و گری با هم شروع به دلقک بازی کردیم، اما مومی خیلی چنگولک بازی در میورد! و به نظر حسابی تو این کار استاد بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir