خلاصه رمان آتروپات
داستان در ارتباط با پسری است که به تنهایی با پدرش زندگی میکنه خانواده ی پدریش پدرش رو به دلیل ازدواج با مادرش از خودشون روندن اما حق با اون ها بوده مادر آی هان به محض به دنیا اومدنش . اون و پدرش رو ترک کرده . پدر آی هان یک نظامیه و به علت داشتن چشمای فوق العاده جذاب آی هان عاشقشه و بعد از مادرش دیگه به هیچ زنی اعتماد نکرده و پیش خانوادش برنگشته تا سرزنش نشه در اصل اهل شماله از طرف پدری اما طرف مادری ترک اما موضوع اینجاست که اون قدرت هایی داره که پدرش برای حفظ جونش اون هارو از همه مخفی کرده این داستان روایتگر سختی ها و عجایبیه که برای آی هان به وجود میاد تا اون هارو بشناسه و کنترل کنه اون به طوری ذاتی می تونه اجنه رو ببینه و نمی دونه که این قدرت از مادرش به ارث رسیده و این موضوع وقتی شدید تر میشه که آی هان با خانواده ی پدریش روبه رو میشه و به شمال میره اونجا پدر بزرگش تنها کسیه که برعکس همه می فهمه اون دیوونه نیست و کمکش میکنه و دلیل مخالفتش رو برای ازدواج پدر و مادرش میگه ….
قسمتی از متن رمان آتروپات
یارا
1دوستش دارم 🙂:)
۳ سال پیشیارا
0من همون احمقم که گفتم دوستش دارم ...فقط میتونم بگم نخونید
۳ ماه پیشمحنا
0به نظرم خیلی برنامه ش کلا مزخرفه اصلا درد نمیخوره
۲ سال پیشحمیرا
0من این رمان سالها پیش خونده بودم ولی باز خوندمش اشتباه املایی زیاد داشت ولی آتروپات خیلی شل ول بود بچه نه نه بود هیچ قدرتی نداشت اگه پدرش و پلیس ها و بقیه مردم نجاتش نمیدادن بنظرم رمان زودتر تموم میشد بارفتنش به جهنم😂
۴ ماه پیشکوروش
10از دیدگاه من ایهان گیه و نمیتونه مرد محکمی برا هیچ دختری باشه لوس ترین دختراهم اینطوری نیستن😂
۶ ماه پیشیوریک
0بخدا که درست میگی🤣🤣🤣
۴ ماه پیشنازگل
0اره شخصیت پسره لوس بود
۴ ماه پیشSamira
3قشنگ بود ولی اونطور ک باید توی توصیف شخصیت ها قوی نبود خصوصا آیهان مثلا باباش گردنشو میبوسید داییش بغلش میکرد بلندش میکرد😐 یجایی گف اهنگ جکسون گوش داد مطمئن شدم برادرته😐یجایی اسم نادیا رو دینا نوشته بودن😐موضوع جذاب بود ولی نویسنده نتونسته سرهمش بیاره
۵ ماه پیشملیکا
1بد نبود ولی میتونست بهتر باشه ویا بهتر بنویسه موضوع خیلی خوب بود اما نویسنده نتونست که داستانش رو جذاب کنه برای خواننده ولی میشد
۵ ماه پیشدر جستجوی معنا
1موضوعش جالب بود اما نویسنده بلد نبود قشنگ روایت کنه و خیلی کلی و سطحی نوشته شده بود، و اینکه پر از اشتباهات نوشتاری که باعث اعصاب خوردی خواننده میشه، مثلا بجای تویِ، نوشته بود تویه، لایه، چشمایه، خلاصه بد نبود اما جای کار داشت!
۵ ماه پیشندا
5موضوعش جالب بود ولی شخصیت پسره خخخخخخییییییلی لوس و وابسته ب پدر بود انگار ن انگار پسر بیست ساله بود چرا پدر ب پسرش می گفت عشقم و....؟😐😐😐بخدا ک هی ذهن آدم منحرف میشه
۶ ماه پیشمهنیا
1چند جا باگ داشت بعضی قسمتهاش قابل درک نبود محاوره هاش هم اعصاب خورد کن بود موضوع رمان جالب بود ولی درست پرداخته نشده بود انگار زیادی از این شاخه به اون شاخه پریده بود
۶ ماه پیشغلط املایی
0فکر کن داری میخونی محو داستانی بعد نویسنده اسم نقش اولو هعی غلط میگه اخه ایهان کجا آی هان کجا من دیگه ادامه ندادم به خوندن واقعا خیلی بده
۷ ماه پیشMaedeh
0خیلی مضخرفه
۷ ماه پیشناشناس
1هر دو سری خوب بود مثل نفرین یک جسد
۱ سال پیشغزل
2این اولین رمانی بود که تو این برنامه خوندم و میتونم بگم از لحاظ محتوا و موضوعی خیلی جذاب بود ولی خیلی از قسمت های رمان ضعیف بود درحالی که میتونست قوی تر باشه و به یک اثر زیبا ختم بشه ولی درکل خوب بود. باقدرت ادامه بده
۱ سال پیشرویا
6شاید باورتون نشه ولی من تقریبا یکساله این برنامه رو دارم و تاحالا هیچ رمانی جذبم نکرده بود اما به جرعت میگم این یکی محشر بود حداقل من که خیلی دوستش داشتم چون عاشقانه اش کم بود یعنی اصلا عاشقانه نبود
۳ سال پیشرویا
4خب من همون رویام اومدم بگم این پیامم مال دوران طفولیتم بوده و اگر وقتتون، چشممتون، ذهنتون و احوالتون، براتون اهمیت داره هرگز این رمان و نخونید منم اشتباه کردم رمان شیر تو شیر و لوس با قلم به شدّت بدیه
۲ سال پیشدینا
0خیلی باحالی دختر 😂
۲ سال پیش....
2رمان دختری با چشمان سرخ رو بخونید محشره از همه لحاظ 😊✨
۱ سال پیش

سما
0خیلی بدددد بود همش یا زیر سرم بود یا بیمارستان وقت های دیگم تو بغل یکی افتاده بود و داشت گریه میکرد