خلاصه رمان :
آتش افروز روایتگر زندگی دختری به نام افروز است که دوران کودکی و نوجوانی سختی را بهخاطر تعصبات خانوادگی و سختگیریهای بیش از حد پدر و برادرش گذرانده و علاقه وافری به تحصیل در رشته ژنتیک دارد که با سختی بسیار بعد از قبولی پا در دانشگاه مورد علاقه اش میگذارد... اما بهخاطر ناآشنا بودن با محیط و سادگی بیش از حدش با افرادی آشنا میشود که مسیر زندگیاش را به کل تغییر میدهند... بعد از هفت سال از اتفاقاتی که در زندگیاش میافتد آتشی در وجودش شعلهور شده که نه تنها خود بلکه اطرافیانش را هم در آن میسوزاند و باز هم او را در راهی میکشاند که سر آغاز یک فاجعه دیگر است.
قسمتی از متن رمان آتش افـروز
غزل
0قشنگ بود گوشه ای از زندگی رو نشون میده خودم یه مدت خوابگاهی بودم و شاید در نظر خیلیا عقب موندگیه این حرف ولی واقعا زندگی تو یه شهری که با شعر خودت فرق می کنه با محیط خوابگاه که هزار شکل توش پیدا میشه و با آدم های جدیدی که سر راه قرار میگیرن گل و بلبل نیست چه بسا ممکنه خیلی اتفاقات سرت بیاد
۶ ماه پیشAban
3من کامل نخوندم چون هیچ جوره قانع نشدم که علت تن فروشی انتقام باشه و معتقدم به ذات برمیگرده . قلم نویسنده قوی بود منتها من با موضوع ارتباط برقرار نکردم
۷ ماه پیشزهرا
1دقیقا نظرمن هم همینه تن فروشی هیچ توجیحی نداره پس ترجیح میدم رمانو نخونم
۷ ماه پیشمهناز
0سلام خوب بود
۷ ماه پیشالهه
1دومین باری بود که این رمان زیبا رو خوندم خیلی خیلی دوستش داشتم واز خوندن خط به خطش لذت بردم .یه داستان فوق العاده که محاله فراموش بشه .
۸ ماه پیشعصمت
0قلم نویسنده خیلی ضعیف هست
۸ ماه پیشهستی
0زیبا و هیجان انگیز اما دوست داشتم که افروز حداقل گله ای از شهاب به خاطر اینکه با نقشه وارد زندگیش شد بکنه .
۱۱ ماه پیشزهرا
0خیلی خوب بود ممنون از نویسنده فقط چند جاش ذهنم کلا رفت سمت پندار که آخرش با افروز میمونه ولی اینجوری نبود باز ممنون زیبا بود
۱ سال پیشهانی
0رمان قشنگیه ولی یک سری مشکلات و خلا داخل رمان و ذهن خواننده وجود داره که نویسنده بهشون اشاره نکرده. در بخش هایی از رمان خواننده خیلی غافلگیر می شه شاید در حد فیلم های هندی که جذابیت بخش انتهای رمان رو کم کرد. 🥺 اگه بیشتر روی نوشتن رمان وقت صرف می شد احتمالا بهتر می شد. قلم نویسنده خوب بود.
۱ سال پیشلیلا
2دختر دانشجو تو شهری که هیشکی رو نمیشناسه رفته خونه یه پسر غریبه و پولدار بعد میگه بخاطر چادر برداشتن دارن سخت میگیرن😐داداش بهت تعرض میکرد چیکار میکردی... ارزش خوندن نداره. داستان خوبه ولی قلم نویسنده جای پیشرفت داره.
۲ سال پیشHana
1داستان جالب و خوبی داشت اما نوشتنش گیج کننده بود در کل بد نبود
۲ سال پیشeli
0محشرررر بود🥲
۲ سال پیشریحآنه
1نقص هایی داشت اما با قلم خوب نویسنده به چشم نمی اومدن، نمیدونم چرا من دوست داشتم پنداز و افروز زوج بشن:( برگشت شهاب ورقو برگردوند کلا
۲ سال پیشت.t
0خیلی قشنگ بود واقعآ ارزش خوندن رو داره
۲ سال پیشزیبا
0عالی عالی ۲۰ خیلی به دلم نشست رمانتون نویسنده جان دمت گرم
۲ سال پیش
نویسنده این اثر هستید و درخواست حذف دارید؟ از طریق دکمه زیر اقدام کنید.

آتش افروز
0وایی خدارا شکر که شهاب و افروز بهم رسیدن و خدارا شکر پندار زنده موندچقدر گریه کردم برای بدبختی افروز بخاطر آینده کشور خوندن چرامادختران ایرانی بدبختیم برای درس خوندن شکنجه میشیم برای نجات کشور *** کنیم واخرش مثل هزاران ساغر کشته بشیم و عضو بدنمون فروخته بشه به خارجی ها افروز قهرمان ترین دختردنیاست